• 1405 دوشنبه 11 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6455 -
  • 1405 دوشنبه 11 آبان

ماري آنتوانت، پاريس و گيوتين

مرتضي ميرحسيني

فرانسوي‌ها دوستش نداشتند. شايد حتي از او متنفر بودند. هر انگ و افترايي را هم كه درباره‌اش مي‌شنيدند باور مي‌كردند. به روايت ژول ميشله، بيشتر فرانسوي‌ها معتقد بودند اين «زن اتريشي» لويي شانزدهم را نابود كرد و دربار فرانسه را به فساد كشيد.
حتي توماس جفرسون هم كه دوره‌اي از آن سال‌ها در فرانسه اقامت داشت مي‌گفت «هميشه اعتقاد داشته‌ام كه اگر ملكه‌اي در كار نبود، انقلاب هم رخ نمي‌داد.» اما او بيشتر از آنكه علت و عامل تباهي باشد، جلوه‌اي - البته جلوه‌اي تمام‌عيار -  از زندگي درباري، از واقعيت سلطنت بوربون‌ها بود.
تسوايگ مي‌نويسد چندتايي از فاسدترين مردان طبقه حاكم از همان سال‌هاي وليعهدي لويي شانزدهم به او نزديك شدند و دورش را گرفتند و آينده سياسي‌شان را در وفاداري و خدمت به او ساختند.
اندك‌مردان لايقي كه براي حكومت باقي مانده بودند نيز به حاشيه رفتند. ماري آنتوانت هم جز همان‌هايي كه نزديكش بودند، با كسي ارتباطي نگرفت. «در طول همه اين سال‌ها به خانه يكي از مردم عادي وارد نشد، هيچگاه در يكي از جلسات مجلس شركت نكرد، هرگز از يك فرهنگسرا، از بازار و بيمارستاني بازديد نكرد و هرگز براي اطلاع از چگونگي زندگي روزمره مردم زحمتي به خود نداد. ماري آنتوانت در بازديدهاي پنهاني از پاريس در حلقه محدود همراهان به تفريحات شاهانه مي‌پردازد و معتقد است همين كه با لبخند به ابراز احساسات و محبت مردم ساده پاسخ مي‌دهد، به اندازه كافي به آنها لطف و مرحمت كرده است.
هر بار كه او براي ديدن نمايشي به اپرا مي‌رود، همان عده بي‌درد و همان اشراف و ثروتمندان هميشگي از ديدن او شاد و خوشحال مي‌شوند.
زن جوان هميشه و همه‌جا تمايل به تن‌پروري و خوشگذراني و اشتياق به شركت در مجالس فرح‌بخش را حس مي‌كند. او شب‌ها هنگامي كه مردم عادي خسته و كوفته از كار روزانه به منازل‌شان برمي‌گردند به شهر مي‌رود و صبح ساعت 6 هنگامي كه ملت براي رفتن به سر كار از خانه بيرون مي‌روند به قصر برمي‌گردد.
خب در اين زندگي بي‌دردسر كه براي كسي مزاحمتي هم ندارد چه ناحقي و بي‌عدالتي وجود دارد؟ ماري آنتوانت در بي‌خبري و بي‌خيالي ناشي از جواني گمان مي‌كند كه همه دنيا مثل خودش راحت و بي‌غم و شاد است.
اما در حالي كه او در عين بي‌خبري گمان مي‌كند كه خود را از چنگ دربار خلاص كرده و با انجام سفرهاي تفريحي به پاريس وجهه ملي به خود گرفته است، نمي‌داند كه در واقع با كالسكه زرين و مجلل خود بيست سال تمام بدون توجه به ملت و پاريس واقعي، از برابر همه آنها بي‌تفاوت عبور كرده است.»
14 ساله بود كه با وليعهد فرانسه ازدواج كرد. در وين، پايتخت اتريش به دنيا آمده بود (نوامبر 1755)، اما بيشتر عمرش در ورساي، نزديك پاريس گذشت. سرش را هم در يكي از ميادين همين شهر زير گيوتين گذاشتند و اعدامش كردند (اكتبر 1793). هرچه داشت در دشمني با انقلاب به كار بست.
لويي شانزدهم را به جنگ با انقلاب و مخالفت با هر تغييري برانگيخت، ميان دولتي‌ها تفرقه انداخت و حتي با اتريش، براي حمله به فرانسه نامه‌نگاري و تباني كرد. در آن فرار ناموفق خانواده سلطنتي از پاريس - كه در فضاي آن روزهاي فرانسه، خيانت بزرگي تلقي شد - نيز متهم اصلي بود. انقلابي‌ها هم، وقتش كه رسيد، تلافي كردند. ابتدا شوهرش را از تخت سلطنتي پايين كشيدند و كشتند. چند ماه بعد هم خودش را مجازات كردند.
در نظم جديدي كه انقلاب براي تحققش مي‌كوشيد نه ماري آنتوانت جايي داشت و نه ارزش‌هايي كه او با آنها زيسته بود به كار مي‌آمدند.
دنيايي كه او به آن پيوند مي‌خورد بايد نابود مي‌شد تا دنياي جديد، دنيايي كه انقلابي‌ها مي‌گفتند دنياي بهتري است، فرصت تولد و شكل‌گيري پيدا كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون