يازده هفته از آغاز بيست و ششمين دوره ليگ برتر فوتبال ايران سپري شد. اگر يكسوم مسير را معيار ارزيابي قرار دهيم حالا ديگر ليگ از آن هيجانهاي كاذب هفتههاي ابتدايي فاصله گرفته و به فاز واقعگرايانه خود رسيده است. تيمها نه تنها نقشه راه خود را ترسيم كردهاند كه نقاط ضعف و قوتشان مثل آينهاي تمامنما پيش روي كادرفني قرار گرفته است.
در حال حاضر جدول ردهبندي فعلي پرده از حقيقتي تلخ و شيرين برميدارد كه يك رقابت فشرده و فرسايشي در آن كوچكترين لغزش ميتواند مدعيان را از كورس قهرماني خارج كند. در شرايطي كه پرسپوليس و سپاهان با كسب ۲۳ امتياز از ۱۱ بازي شانه به شانه يكديگر حركت ميكنند و فولاد خوزستان با ۲۲ امتياز سايه به سايه آنها در حال تعقيب است، استقلال و تراكتور با يك بازي كمتر و كسب ۲۰ امتياز تشنه فرصتي هستند تا خود را به صدر جدول برسانند، اما اين تنها نيمي از ماجراست همزمان با رقابت داخلي حضور تيمهاي بزرگي چون استقلال و تراكتور در ليگ نخبگان آسيا و در پيش بودن مسابقات جام ملتها تقويم فشردهاي را براي فوتبال ايران رقم زده است. اگر به اينها محدوديتهاي جذب بازيكن خارجي در فضاي خاص كشورمان را اضافه كنيم، ميبينيم كه سرمربيان در نيم فصل پيش رو با معمايي پيچيده مواجهند كه چگونه با داشتههاي محدود و تقويمي فشرده مسير قهرماني را هموار كنند؟
استقلال در محاصره بنبست
و نياز مبرم به نوآوري
استقلال اين فصل تيمي است كه انگار با دست بسته به ميدان ميرود. پنجره نقل و انتقالاتي بسته عملا دست سهراب را براي اصلاحات ساختاري در نيمفصل اول بست. نگاهي به عملكرد آبيها نشان ميدهد كه تمام بار هجومي اين تيم تقريبا روي دوش ياسر آساني، وينگر آلبانيايي، سنگيني كرده است. اين وابستگي بيش از حد به يك مهره آسيبپذيري تيم را افزايش داده است.
با درنظر گرفتن اينكه بازيكناني نظير كوشكي و قليزاده هرگاه به ميدان آمدهاند عملكردي قابل قبول ارائه دادهاند شايد فاكتور تجربه در اين تيم جوان بتواند گشاينده بسياري از گرههاي كور باشد اما واقعيت ديگر اين است كه استقلال براي قهرماني نيازمند تزريق خون تازه در فاز هجومي است. تيمي كه آمار بهترين خط دفاعي ليگ را دراختيار دارد نبايد در گلزني اينچنين با چالش مواجه باشد. ترميم تركيب تهاجمي نه يك انتخاب كه يك ضرورت براي آبيهاي پايتخت است.
تراكتور تراژدي دروازهبان و حسرت ستارهها
تراكتور جواد نكونام تيمي است كه روي كاغذ همه چيز دارد اما در عمل با حفرههايي روبهرو است كه قهرماني را به مخاطره مياندازد. بحران سربازي عليرضا بيرانوند در قبل از ميانه فصل خط دروازه تبريزيها را به آشوب كشيده است. در بازار داخلي كه دروازهبان تراز اول آزاد عملا ناياب است و زنوزي مالك باشگاه چارهاي جز شل كردن سر كيسه و گشودن راه براي يك خريد خارجي باكيفيت ندارد.
اما سرمربي تراكتور مدتي قبل با اشارهاي معنادار به وضعيت تيمش گفته بود اگر ترابي و هاشمنژاد مصدوم نبودند شرايط فوتبالي تراكتور متفاوت بود. او حتي مدعي شده بود كه اين دو نفر ۶۰درصد قهرماني تراكتور در ليگ بيست و چهارم بودند. اين اظهارنظر عمق نگراني نكو را نشان ميدهد. تراكتور هم در خط دروازه و هم در فاز هجومي نيز نيازمند تقويت است مگر اينكه بازگشت ترابي و هاشمنژاد به فرم ايدهآل نياز به مهره جديد را برطرف كند.
سپاهان تعادل شكننده در مسير قهرماني
سپاهان اين فصل با هدايت نويدكيا ثبات اميدواركنندهاي را به نمايش گذاشته است. با اين حال حتي تيمي كه به عنوان مدعي شماره يك شناخته ميشود در اركان دفاعي و پست پشت مهاجم ضعفهايي دارد كه در بازيهاي بزرگ خودنمايي ميكند. بزرگترين چالش طلاييپوشان اصفهان فقدان مهرههاي جايگزين در سمت راست و چپ خط دفاعي است. در ليگي كه مصدوميتها و محروميتهاي ناگهاني كابوس هر مربي است نداشتن بكآپ مناسب براي پستهاي كليدي پاشنهآشيل سپاهان خواهد بود. اگر آنها ميخواهند در جمع مدعيان دوام بياورند بايد در پنجره زمستاني به فكر عمق بخشيدن به نيمكت خود باشند.
فولاد شگفتيسازي با طعم محدوديت
فولادِ خوزستان يكي از عجيبترين و در عين حال تحسين برانگيزترين تيمهاي ليگ است. تيمي كه پيش از فصل با خروج ستارههايش و محدوديتهاي مالي دست و پنج نرم ميكرد حالا در جمع مدعيان است. جوانگرايي مطهري شايد در ابتدا يك انتخاب آرماني به نظر ميرسيد اما با گذشت زمان مشخص شد كه اين يك استراتژي اقتصادي-فني اجباري بوده است. با اين وجود حضور باتجربههايي مثل ساسان انصاري، وحيد اميري، فرشاد احمدزاده و حامد لك، ستون فقرات اين تيم را حفظ كرده است.
هر چند رامين رضاييان هم فعلا مصدوم است اما به نظر ميرسد كادرفني فولاد هوشمندانهترين كار را انجام ميدهد، يعني دست نزدن به تيمي كه دارد نتيجه ميگيرد. احتمال تغييرات گسترده در فولاد ضعيف است، چراكه انسجام فعلي مهمترين سرمايه آنهاست.
پرسپوليس صدرنشيني
با چاشني فرصتسوزي
صدرنشين فعلي ليگ پرسپوليس بهترين خط حمله ليگ را دراختيار دارد، اما يك تناقض بزرگ در آمار آنها ديده ميشود. آنها فرصتسوزترين تيم ليگ هم هستند! تارتار با چالشي متفاوت روبهرو است. در قلب خط دفاعي غيبت كنعانيزادگان به دليل مصدوميت يك حفره بزرگ ايجاد كرده است.
سرمربي پرسپوليس بايد تصميم بگيرد كه آيا به اعتماد به جواناني مثل ايري و زارع ادامه بدهد يا به دنبال يك مدافع تمام عيار در بازار نقل و انتقالات باشد؟ اما در خط حمله هم پرسپوليس مهرههاي كمي ندارد؛ عليپور، سرگيف و بيفوما هر كدام قابليتهاي خاص خود را دارند اما مساله اصلي دقت در ضربات آخر است. پرسپوليس براي اينكه صدرنشيني خود را به قهرماني گره بزند بايد فكري به حال بيدقتي عناصر هجومياش كند. آيا تارتار ميتواند با تمرينات اختصاصي اين نقيصه را برطرف كند يا نياز به تغييري تاكتيكي در نحوه تغذيه مهاجمان دارد؟ پاسخ به اين سوال حتي سرنوشت قهرمان ليگ بيست و ششم را تعيين خواهد كرد.
سخن پاياني
يازده هفته ابتدايي تنها گرم كردن براي ماراتن اصلي بوده است. تفاوت قهرمان و ناكام در نيم فصل دوم در جزييات نهفته است، همينطور در دقت در نقل و انتقالات و مديريت مصدوميتها و محروميتها و در توانايي ذهني براي حفظ تمركز در فشردگي بازيها. ليگ ايران در شرايطي حساس تشنه جراحيهاي دقيق در كالبد تيمهاي مدعي است. بايد منتظر ماند و ديد كدام يك از اين پنج مدعي در زمستان سرد پيش رو بهتر خود را گرم نگه ميدارد تا در بهار قهرماني جشن بگيرد.