• 1405 سه‌شنبه 12 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6456 -
  • 1405 سه‌شنبه 12 آبان

آيا نظام سرمايه‌داري قصد خودكشي دارد؟

در حالي كه در ساختار قانونگذاري امريكا، چنين قدرتي به ‌طور كامل در اختيار كنگره هست ولي آنها نه‌تنها چنين كاري نكردند، بلكه هم او را از چنين عملي مبرا دانستند و هم حمله‌كنندگان را آزاد كرده‌اند و اين يعني، سيستم و ساختار سرمايه‌داري، همچنان مايل بود و هست تا ترامپ را براي آينده‌اي كه الان درونش هستيم، حفظ كند تا اگر لازم دانست، دوباره به قدرت برساندش كه رساند و چرايي آن را در ادامه يادداشت اشاره خواهم كرد. البته توجه داشته باشيد كه در امريكا، وقتي فردي در حال مستي رانندگي كند، اگر حتي منجر به تصادف و صدمه به ديگران نشود، آن شخص را از همه حقوق اجتماعي محروم مي‌كنند، اما چگونه شده كه حمله به كنگره و هدايت و تهيج حمله‌كنندگان، كوچك‌ترين مجازاتي نداشت؟! و اما مورد دوم؛ ترامپ در هر دو دوره، طرح تسليم بي‌قيد و شرط و مطلق را جلوي ايران گذاشت. در دور اول با طرح ۱۲ماده‌اي كه به طرح پمپئو معروف شد و در دور دوم، با غني‌سازي صفر براي هميشه و تا ابد و نيز تسليم كامل منابع نفتي كشورمان به امريكا. اگر به شروط ۱۲گانه طرح پمپئو و شروط ۴گانه ترامپ در دور دوم رياست‌جمهوري‌اش دقت كنيم، هيچ تفاوتي در آن نمي‌بينيم بلكه در عمل، اضافه شدن دو بند را نيز در طول جنگ متوجه شديم، يعني علاوه بر توقف مطلق غني‌سازي، توقف مطلق ساخت تسليحات موشكي، قطع كامل روابط با ساتراپ‌هاي ايراني در منطقه و پذيرش نظارت همه‌جانبه، حالا تحويل تمام و كمال كنترل نفت كشورمان و انتخاب رهبران ايران از سوي امريكا را نيز خواستار شده و همان طور كه ترامپ گفت، طرحي دقيقا مشابه آنچه در ونزوئلا انجام داد را مي‌خواهد و تاكنون نديده‌ام كساني كه از معامله‌گر بودن ترامپ مي‌گويند، پيشنهاد معامله‌اي غير از اين از طرف ترامپ را ارائه كرده باشند. و اين تنها ايران نيست كه معامله ترامپ با آن چنين باشد، نمونه‌اي كه در ذهن ترامپ از معامله منظور است، همان طور كه خودش بارها گفته، نمونه ونزوئلاست و اين الگويي براي تمام كشورها، چه دوست و متحد و چه دشمن و متخاصم است. غير از ونزوئلا به اروپا نگاه كنيد؛ معامله با اروپا اين گونه است كه خودش پشت ميز بنشيند و رديف، رهبران اروپايي، روبرويش روي نيمكت؛ و عكس هم بگيرند تا عالم و آدم بدانند كت تن كيست و حتما عكس را ديده‌ايد. يا برخوردش با زلنسكي كه حتي يك آدم خودخواه، با آبدارچي شركتش اين ‌طور رفتار نمي‌كند. حالا رفتار با كارني و آن معامله‌اي كه نخست‌وزير كانادا مي‌گويد انگار توافقنامه را با مداد امضا مي‌كند تا هر وقت خواست پاكش كند يا آن طور كه خود ترامپ در مورد تفاهمنامه اسلام‌آباد در يكي از ميتينگ‌هاي انتخاباتي گفت «از اين تفاهمنامه خوشم نمي‌آمد، براي همين آن را كنار گداشتم و از آن بيرون آمدم.» بعد اين را مقايسه كنيد با سر و صداهايي كه در كشور خودمان راه افتاد و هنوز ادامه دارد كه چون ما سه كشتي در تنگه هرمز را زديم، ترامپ از تفاهمنامه بيرون رفت. يعني آنقدر ترامپ با نگاه تحقير در ما نظر مي‌كند كه حتي حاضر نيست در موضوعي كه اين همه در داخل كشورمان عده‌اي تقصير را به گردن خودمان انداختند، بيايد بگويد آنها بودند كه تفاهمنامه را زيرپا گذاشتند. حالا چرا چنين شخص خودشيفته‌اي تبديل مي‌شود به گزينه نظام سرمايه‌داري براي جايگاه قدرتمندترين فرد جهان؟ امريكاي پس از جنگ جهاني دوم، به تنهايي صاحب نيمي از كيك اقتصاد جهان بود. اما حالا اين سهم فقط حدود ۱۷ درصد از اقتصاد جهان است و روندي كه چين طي مي‌كند، همان طور كه در تمامي مراكز اقتصادي جهان مي‌گويند، چيزي نخواهد گذشت كه ايالات متحده به كشور دوم تبديل خواهد شد و اين چيزي نيست كه هژمون امريكا پذيرايش باشد. آن‌ وقت راه‌حل امريكا چيست؟ به نظر مي‌رسد كه نظام سرمايه‌داري تصميم گرفته تا براي بالا بردن سهم خود از كيك اقتصاد، از زور و ابزار نظامي بهره بگيرد و تبديل به اقتصادي بزرگ‌تر شود و اين كار را هم بسيار سريع انجام بدهد و براي همين است كه ترامپ مدام از تصاحب كشورهاي ديگر و انضمام آنها به ايالات متحده و ايالت پنجاه و يكم مي‌گويد. يك ‌بار مي‌گويد كانادا ايالت پنجاه و يكم امريكاست، يك ‌بار مي‌گويد ايران و بعد مي‌گويد ونزوئلا يا حتي گرينلند. براي همين هم او با كسي توافق نمي‌كند، چون توافق نمي‌خواهد، سهم بيشتري از كيك مي‌خواهد. يك ثروت زياد و فوري، همين الان و نه ۲۰ سال بعد، پس از يك دوره طولاني از تلاش اقتصادي. در همه كارهاي ترامپ، پيگيري براي رسيدن به يك اتفاق بزرگ در همين مدت محدودي كه در قدرت است، هدف گرفته شده و اين هدف او نيست، هدف هژموني سرمايه‌داري است كه تا آدمي دارند كه بشود به راحتي تحريكش كرد تا از قدرت نظامي براي سهم بيشتر از كيك اقتصاد قدم بردارد، اين كار را بكنند. ولي حالا در ايران گير كرده‌اند و عمليات نظامي به بن‌بست خورده. محاصره اقتصادي نيز طول مي‌كشد تا جواب بدهد، مي‌ماند فقط استفاده از سلاح هسته‌اي كه بازي بسيار دشواري است. بازي‌اي كه شايد در ايران جواب بدهد، آن هم شايد و نه حتما؛ اما آن ‌وقت با چنين حماقتي، مجوزي مي‌دهند به همه كه براي حل مشكل خود، دست به سلاح اتمي ببرند و آيا نظام سرمايه‌داري به چنان جنوني مبتلا شده كه آگاهانه جهان را نابود كند؟ اينجا ديگر فقط موضوع ايران نيست، اينجا عبور از خط قرمزي است كه جهان ۸۱ سال و بعد از هيروشيما و ناكازاكي تلاش كرده از آن عبور نكند و حالا ممكن است در آستانه عبور جهان از آن باشيم. در اين شكي نيست كه امروز امريكا - اسراييل در تواني كمتر از روز ۹ اسفند براي آغاز جنگي دوباره در حد جنگ ۴۰ روزه هستند، چه برسد به بالاتر از آن. دليلش هم غيرعملياتي شدن قدرتمندترين ناوگروه‌هاي جرالد فورد و آبراهام لينكلن و نابودي پايگاه‌ها در منطقه و از دست رفتن رادارها و پدافندها، نشانه همين است. در مقابل، ايران هم توان رزمي خود را حفظ كرده و هم اعتماد به ‌نفس بيشتري يافته، لذا مي‌ماند همان حماقت هسته‌اي كه شليك نظام سرمايه‌داري به خود است. آيا در اين مقطع، نظام سرمايه‌داري براي پيروزي در جنگ، قصد خودكشي دارد؟

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون