• 1405 چهارشنبه 13 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6457 -
  • 1405 چهارشنبه 13 آبان

يادي از حميد عليدوستي

فوتباليست فرهيخته

محمدرضا رفيعي

خبر درگذشت حميد عليدوستي كه زماني از بهترين فوتباليست‌هاي ايران و تيم هما بود، جامعه ورزش ايران را داغدار كرده و البته جمعي از اهالي فرهنگ را كه عليدوستي با آنها دوستي و معاشرت داشت، مثلا شنيده بودم كه از سال‌هاي دور در يكي از شعبه‌هاي شهر كتاب در تهران يك پاتوق فرهنگي وجود داشته و حميد عليدوستي هم يكي از اعضاي آن جمع بوده است، بنابراين با چند تا تماس سه نفر از آنها را پيدا كردم و از آنها خواستم چند كلمه درباره مرحوم عليدوستي بگويند. اين شما و اين گزارشي از صحبت‌هايي كه دوستان فرهنگي مرحوم عليدوستي اظهار داشتند.

پوريا نكيسا (دكتراي هنر و استاد دانشگاه) كه از مرگ مرحوم عليدوستي بسيار متأثر بود، گفت: «من اهل فوتبال نيستم و فوتباليست‌ها را هم خيلي نمي‌شناسم. رفاقت من با حميد عليدوستي از شهركتابي در شهرك غرب آغاز شد. اگر نگويم هر روز ولي ما نهايتا يك روز در ميان آنجا بوديم و حميد هم آشنايي عميقي مثلا با سينماي برگمان و برسون و آنتونيوني داشت، آشنايي عميقي با موسيقي كلاسيك داشت، حتي داده بود همسر سابقش مجسمه سر گلن گولد، پيانيست نابغه كانادايي را ساخته بود و روي پيانوي خودش گذاشته بود. سه تا خاطره بگويم كه وجه فرهنگي حميد را بهتر بشناسيد. يك روز با هم رفتيم خانه او در اوين، بعد از فوت پسرش بود و از خانه شهرك غرب خاطره خوبي نداشت و به باغ باصفايي دور از هياهوي شهر رفته بود و مدتي آنجا زندگي مي‌كرد. حميد رفت كه لباس عوض كند و چند دقيقه بعد آمد، ديد من زير لب دارم مي‌خندم. سه روز بود كه كتاب هستي و زمان اثر هايدگر با ترجمه سياوش جمادي منتشر شده بود و هنوز ترجمه رشيديان درنيامده بود. من هنوز آن كتاب را نگرفته بودم. ديدم در همان سه روز حميد نه تنها 50 صفحه از آن كتاب به ‌شدت سنگين را خوانده بود بلكه با ماژيك‌هاي رنگي هم خط كشيده بود و يك‌سري كاغذ هم چسبانده بود و سوالاتي كه داشت را نوشته بود. اين خيلي براي من عجيب بود چون اين كتاب براي اهل فلسفه هم سنگين است. خنديدم و گفتم تو تنها فوتباليست جهاني كه مي‌نشيند و هايدگر مي‌خواند و تازه سوال هم مي‌نويسد. حميد مجموعه نفيسي از موسيقي كلاسيك داشت، هم از دوره جواني صفحه داشت، هم بعدتر مجموعه سي‌دي. ولي گرام او مدتي از كار افتاده بود و حوصله تعمير آن را هم نداشت. وقتي ديد من كه مال نسل جوان‌ترم و رفتم صفحات دست دوم را خريدم گفت بيا گرام مرا هم راه بيندازيم. يك گرام دوآل داشت با سوزن وي 15 تايپ سه كه اهل فن مي‌دانند چقدر ارزشمند است. باند را هم سرويس كرد و گرام را هم راه انداخت. مي‌گفت دمت گرم كاري كردي باز بعد از سال‌ها دوباره اين صفحات را گوش كنم و خيلي خوشحال بود. يك بار يكي از صفحات آكبند را آورد و گذاشت روي همان گرام كه موسيقي مالر بود كه موسيقي سنگيني هست و من خودم نمي‌توانم گوش كنم چون تغييراتي ناگهاني در موسيقي مالر هست كه من را از آن به اصطلاح ملودي به بيرون پرت مي‌كند. موسيقي مالر موسيقي كلاسيك متأخر است و حميد مالر را خيلي دوست داشت و با اشاره تلخي ميگفت مالر هم مثل من بچه‌ خودش را از دست داده است. آن موسيقي را خيلي دوست داشت و يك مرتبه گفت اسم اين كار «ترانه زمين» است و من عاشق اين كار هستم و اسم دخترم را از روي اين موسيقي انتخاب كردم. خاطره سومي هم بگويم كه طبق معمول عصر يك روز به شهركتاب رفتم. حميد هم آنجا بود. سلام و عليك و چه خبر. گفتم ديروز رفتم يك دستگاه ويديو پروژكتور خريدم و وصل كردم به سينماي خانگي و فيلم را روي پرده مي‌بينم كه خيلي عالي است. آن موقع هم اين دستگاه‌ها خيلي مثل الان رايج نبود. وقتي گفتم اين‌قدر ذوق كرد و خواست به خانه برويم كه دستگاه را ببيند. گفتم بگذار اينجا كمي كتاب‌ها را ببينيم و بعد برويم. حميد مثل بچه‌ها كه ذوق چيزي را دارند گفت نه همين الان برويم. خلاصه رفتيم و وقتي دستگاه را ديد كلي ذوق كرد. الان خيلي سال گذشته از آن روز، دستگاهي كه گرفته بودم ژاپني بود و حميد هم خواست يكي بخرد و گفت كي برويم؟ گفتم الان كه شب است و همه جا بسته است. فرداصبح رفتيم و حميد يك دستگاه خريد، يك مدل هم بالاتر از دستگاه من خريد. ما با هم خيلي فيلم ديده بوديم و جالب اينكه وقتي مي‌خواست خانه بخرد مي‌گفت هميشه دنبال ديوار مناسبي هستم كه بشود روي آن فيلم ديد كه اين خيلي جالب بود.» محمد صادقي (روزنامه‌نگار) هم كه از دوستان قديمي عليدوستي است، گفت: «حميد خان خيلي به كتاب و سينما و موسيقي علاقه داشت. سال‌ها قبل در يكي از كتابفروشي‌هاي خوب شهرك غرب با هم آشنا شديم. حميد خان خيلي آنجا مي‌آمد و آنجا در حقيقت پاتوق ما بود. براي نمونه، دوست عزيز و ارجمندم دكتر پوريا نكيسا هم كه بسيار با حميد خان صميمي بود از دوستاني بود كه آنجا زياد رفت‌ و آمد داشت. من در زمينه فيلم و سينما بيشتر با پوريا گپ مي‌ز‌دم كه واقعا خيلي از او آموخته و هنوز هم مي‌آموزم. با حميد خان بيشتر درباره كتاب صحبت مي‌كردم. ميلان كوندرا نويسنده محبوب هر دوي ما بود. يادم هست كه براي نمونه درباره كتاب كلاه كلمنتيس با ترجمه زنده‌ياد احمد ميرعلايي خيلي حرف مي‌زديم و من چون به تاريخ چكسلواكي و به ويژه بهار پراگ علاقه داشتم و هر چه در اين زمينه مي‌ديدم را مي‌خواندم گاهي نكاتي هم از آن ماجراها براي او مي‌گفتم و او هم با چشماني كنجكاو گوش مي‌داد. حميد خان عاشق كتاب بود و هر بار دست روي يك كتاب مي‌گذاشت و پيشنهاد مي‌داد خيلي هم پيگير بود يعني مدام پرس و جو مي‌كرد كه خواندي يا نه. مثلا مي‌گفتم الان دارم فلان كتاب را مي‌خونم، مي‌گفت باشه حالا اين را بخوان كه درباره‌اش حرف بزنيم كتاب خودت را بعد تمام كن. او فقط كتابخوان نبود، وقتي كتابي نظرش را جلب مي‌كرد خيلي هم شوق و ذوق نشان مي‌داد و اين خيلي شيرين و بامزه بود.»
در آخر با هادي كلهر (فعال فرهنگي و مدير نشر مجموعه بوك‌لند) تماس گرفتم كه اين جمع را خوب مي‌شناخت. او گفت: «من سال‌ها قبل مدير يكي از شعبه‌هاي خوب شهركتاب بودم و آنجا افتخار آشنايي با حميد عليدوستي را داشتم. البته قبل از من، مجيد شهرابي دوست بسيار عزيزم مدير آنجا بود و بعد از او من مديريت آنجا را برعهده گرفتم. آقاي عليدوستي همچنان آنجا مي‌آمد و پاتوق ايشان آنجا بود. من به‌واسطه اينكه اهل فوتبال بودم حميد عليدوستي را مي‌شناختم و آنجا آشنايي ما خيلي جدي‌تر شد به‌واسطه اينكه به اصطلاح مشتري ثابت ما بود و چيزي كه حيرت مي‌كنم درباره ايشان، چون همچنان حضورشان براي من حس مي‌شود، ايشان به‌شدت آدم كتابخواني بود. كتاب‌هاي روز را دنبال مي‌كرد، به رمان‌ها مسلط بود و جدا از خواندن، ارزش كتاب‌ها را فهم مي‌كرد. جدا از بحث كتاب و ادبيات، روي موسيقي و سينما مسلط بود و قشنگ يادم هست كه فيلم‌هايي معرفي مي‌كرد و ما آنها را دنبال مي‌كرديم. موسيقي به ما معرفي مي‌كرد، سبك‌هاي مختلف موسيقي را مي‌شناخت و به جرات مي‌توانم بگويم گوش ما را هم با موسيقي خوب آشنا مي‌كرد. اينها حميد عليدوستي را از آن فوتباليست خوش‌نقش تيم هما و تيم ملي تبديل به يك چهره فرهنگي مي‌كرد، آدمي كه روي كتاب و موسيقي و فيلم مسلط بود.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون