اروپا در جغرافياي تازه بازدارندگي ايران
هشدار دو نماينده مجلس به اروپا درباره هر نوع همراهي در حمله به ايران
گروه گزارش|تا همين چند سال پيش، وقتي از برد موشكهاي ايران و جغرافياي اهداف احتمالي آن صحبت ميشد، نگاهها عمدتا به خاورميانه و پايگاههاي نظامي امريكا در كشورهاي منطقه معطوف بود؛ اما حالا در ادبيات سياسي و نظامي جمهوري اسلامي ايران، اروپا نيز به عنوان بخشي از جغرافياي احتمالي پاسخ مطرح ميشود.
دو گفتوگوي تازه محمدصالح جوكار، نماينده يزد و محمد سراج، نماينده تهران در مجلس، اين بحث را وارد مرحله تازهاي كرده است؛ اظهاراتي كه در كنار گزارشها درباره آزمايش موشكهاي جديد، از تغيير در محاسبات مربوط به محدوده جغرافيايي پاسخ ايران حكايت دارد. پرسش ديگر صرفا اين نيست كه آيا موشكهاي ايران به اروپا ميرسند، بلكه اين است كه اگر كشوري در اين قاره از امكانات نظامي خود براي حمله به ايران استفاده كند، آيا ميتواند خود را بيرون از دايره پيامدهاي جنگ نگه دارد؟
محمدصالح جوكار در گفتوگو با جماران، با اشاره به آزمايش موشكي روز دوشنبه ۱۱ آبان، از نسل جديد موشكهايي سخن گفته كه به گفته او از فناوري متفاوتي برخوردارند و توان هدف قرار دادن شناورها و اهداف متحرك را دارند. جوكار همچنين تأكيد كرده است كه برد موشك آزمايششده از نمونههاي قبلي بيشتر بوده و نوع هدايت آن نيز تغيير كرده است.
او در پاسخ به پرسش درباره امكان رسيدن اين موشكها به اروپا، به موضوع ديگري اشاره كرده كه از نظر راهبردي اهميت بيشتري دارد: «بر اساس دستور و فرماني كه رهبر معظم انقلاب فرمودند، ما ديگر محدوده جغرافيايي نداريم.» او در پاسخ به پرسش مشخص درباره پايگاههاي امريكا در اروپا نيز تصريح كرده است: «اگر از آنجا هم شليكي صورت بگيرد يا هواپيمايي بلند شود، قدر مسلم فرقي نميكند، جزو اهداف ما قرار ميگيرد.»
محمد سراج، نماينده تهران، نيز از وجود برنامه براي پاسخ به پايگاههاي امريكا در اروپا سخن گفته است. او با اشاره به اينكه در حملات پيشين، پايگاههايي در كشورهاي مختلف در اختيار نيروهاي امريكايي قرار داشتهاند، تأكيد كرده است: «درباره مسائل نظامي محدوديت جغرافيايي وجود ندارد.» سراج در ادامه، با اشاره به تجربه جنگ اخير گفته است كه ايران در برابر حملاتي كه از كشورهاي مختلف عليه آن انجام شده، صرفا به مبدأ اصلي حمله اكتفا نكرده است. اين نماينده مجلس در پاسخ به اينكه آيا در صورت حمله از خاك اروپا نيز پاسخ داده خواهد شد، گفته است: «بله. كاملا».
البته اظهارات اين دو نماينده بهتنهايي به معناي اعلام رسمي تغيير دكترين موشكي كشور يا انتشار جزييات عملياتي نيروهاي مسلح نيست؛ اما نشان ميدهد بحث درباره گسترش جغرافياي بازدارندگي، در فضاي سياسي كشور جديتر از گذشته مطرح شده است.
اهميت اين اظهارات زماني بيشتر ميشود كه به سابقه اعلامشده درباره محدوده برد موشكهاي ايران توجه كنيم. عباس عراقچي، وزير امور خارجه، پيشتر در گفتوگويي با رسانه هندي «اينديا تودي» گفته بود: «ما عمدا برد موشكهاي خود را به 2 هزار كيلومتر محدود كردهايم.» او در همان مصاحبه تأكيد كرده بود كه موشكهاي ايران ماهيت دفاعي دارند و براي بازدارندگي و دفاع از كشور توسعه پيدا كردهاند.
در اين ميان، بايد ميان دو موضوع تفاوت قائل شد: يكي توان فني رسيدن موشكها به اهدافي در فاصله اروپا و ديگري تصميم سياسي و نظامي براي استفاده از اين توان. آنچه در مصاحبههاي جماران برجسته شده، بيش از آنكه اعلام هدف قرار دادن كشورهاي اروپايي باشد، تأكيد بر مشروط بودن امنيت پايگاهها و امكانات نظامي امريكا به نحوه استفاده از آنهاست.
به بيان ديگر، از منظر اظهارات اين دو نماينده، ميزباني از نيروهاي امريكايي بهتنهايي موضوع اصلي نيست؛ مساله زماني تغيير ميكند كه خاك، حريم هوايي يا تأسيسات يك كشور در عمليات نظامي عليه ايران به كار گرفته شود. همين تمايز است كه ميتواند مرز ميان حضور نظامي امريكا در اروپا و مشاركت عملي كشورهاي ميزبان در يك جنگ احتمالي را مشخص كند. اروپاييها براي درك پيامدهاي چنين وضعيتي لازم نيست سناريوهاي فرضي را بهتنهايي بررسي كنند. تجربه كشورهاي حوزه خليج فارس در جنگ اخير نشان داد كه حضور پايگاههاي نظامي امريكا در يك كشور، حتي اگر دولت ميزبان خود را طرف مستقيم جنگ نداند، ميتواند آن كشور را در معرض پيامدهاي نظامي و اقتصادي قرار بدهد. گزارشهاي رويترز از حملات ايران به مواضع نظامي امريكا در كشورهاي منطقه و پيامدهاي آن براي فرودگاهها، بنادر، تأسيسات انرژي و فعاليتهاي اقتصادي حكايت داشت. در گزارش ۱۱ مارس رويترز نيز منابع منطقهاي از نارضايتي كشورهاي عربي خليج فارس سخن گفته بودند؛ كشورهايي كه به گفته اين منابع، جنگي را آغاز نكرده بودند، اما هزينههاي امنيتي و اقتصادي آن را تحمل ميكردند. اين تجربه براي اروپا واجد اهميت است. كشورهاي اروپايي ميزبان پايگاهها و تأسيسات نظامي امريكا بايد ميان تعهدات خود در چارچوب همكاريهاي امنيتي با واشنگتن و پيامدهاي احتمالي استفاده از اين امكانات در يك درگيري مستقيم با ايران توازن برقرار كنند. مساله فقط امنيت يك پايگاه نظامي نيست؛ دامنه پيامدها ميتواند به اختلال در حملونقل هوايي، افزايش هزينههاي بيمه و تجارت، نااطميناني در بازار انرژي و حتي امنيت شهروندان گسترش پيدا كند. گزارش يورونيوز در چهارم نوامبر نيز با اشاره به اظهارات تازه يك عضو كميسيون امنيت ملي مجلس، از مطرح شدن ايتاليا و آلمان در بحث پايگاههاي احتمالي مورد استفاده امريكا خبر داده است. آنچه اروپا بايد از تجربه كشورهاي منطقه بياموزد، ضرورت پرهيز از تبديل شدن به بخشي از يك تقابل نظامي است كه پيامدهاي آن به مرزهاي جغرافيايي محدود نميماند؛ رويكردي كه مخاطب آن فقط واشنگتن نيست و دولتهاي اروپايي نيز ناگزيرند پيامدهاي امنيتي انتخابهاي خود را جدي بگيرند.