• 1405 شنبه 16 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6459 -
  • 1405 شنبه 16 آبان

به بهانه تعويق جام ملت‌هاي آسيا

يك سال فرصت براي تغيير يا تمديد وضعيت موجود؟

روزبه دلاور

اعلام خبر تعويق جام ملت‌هاي آسيا كه در پي شرايط امنيتي منطقه و نگراني‌هاي ناشي از تحولات نظامي در خاورميانه رخ داد شوك بزرگي به بدنه فوتبال قاره وارد كرد. رقابت‌هايي كه قرار بود از اوايل ژانويه تا فوريه ۲۰۲۷ در عربستان برگزار شود با تصميم كنفدراسيون فوتبال آسيا به سال آينده موكول شد. اين تصميم اگرچه از منظر اجرايي و امنيتي توجيه‌‌پذير است، اما براي فوتبال ايران كه درگير چالش‌‌هاي عميق ساختاري است حكم يك بزنگاه سرنوشت‌‌‌ساز را دارد. حالا اين پرسش طنين‌انداز شده است كه آيا اين يك‌سال فرصت طلايي براي بازسازي است يا صرفا تمديد عمر يك نسل فرسوده و ابقاي بيهوده روي نيمكت تيم ملي؟

 

تله  وقت‌‌كشي

براي فوتبال ما زمان هميشه يك كالاي كمياب و در عين حال هدر رفته بوده است! تعويق مسابقات از يك سو مي‌تواند فرصتي براي اصلاح اشتباهات، بازنگري در برنامه‌هاي فني و آماده‌سازي دقيق‌‌تر باشد اما از سوي ديگر اين ريسك بزرگ وجود دارد كه اين زمان اضافه به جاي تبديل شدن به فرصت به تهديد بدل شود. نكته مثبت اين اتفاق در فقدان يك تورنمنت رسمي فوري، فشار رسانه‌‌اي و افكار عمومي كاهش مي‌يابد و اين دقيقا همان جايي است كه تغييرات ساختاري كه ماه‌هاست فوتبال ايران به آنها نياز دارد به تعويق مي‌افتد. اما يك سال زمان اضافه لزوما به معناي يك سال پيشرفت نيست. گاهي همين بازه زماني مي‌تواند به رخوت مديريتي منجر شود جايي كه تصميمات سخت مديريتي و فني پشت پرده هنوز وقت داريم، پنهان مي‌شوند.

معماي نسل غروب كرده

يكي از جدي‌‌ترين مباحثي كه با اين تعويق دوباره به مركز توجه آمده بحث چندين باره تغيير نسل است. تيم ملي ايران سال‌هاست با تركيبي از بازيكنان باتجربه كه بسياري از آنها از دوران اوج خود فاصله گرفته‌‌اند پيش مي‌رود. حضور بازيكناني مانند شجاع خليل‌‌زاده و احسان حاج‌ صفي در تركيب تيم ملي هرچند به دليل تجربه آنها در رختكن توجيه‌‌پذير به نظر مي‌رسيد اما ديگر يك هشدار جدي است. خليل‌زاده در جام ملت‌هاي آينده با سني حدود ۴۰سال وارد مسابقات خواهد شد. حاج‌ صفي و كنعاني زادگان و جهانبخش هم به اين مرز نزديك مي‌شوند. اما پرسش اساسي اين است آيا برنامه كلان تيم ملي بايد همچنان بر محوريت اين بازيكنان باشد؟ مساله اين است كه تيم ملي بايد به تدريج از وابستگي به چهره‌هاي قديمي فاصله بگيرد. اگر قرار باشد يك سال ديگر هم همين تركيب با همان ميزان وابستگي به بازيكنان پا به سن گذاشته وارد مسابقات شود يعني عملا فرصت طلايي اين تعويق را هدر داده‌‌ايم.

 

تغيير نسل فراتر از چند اسم

امير قلعه‌نويي در مقاطع  مختلف از تغيير نسل صحبت كرده و مدعي است كه اين اتفاق در حال وقوع است. اما بايد پرسيد تعريف سرمربي از اين پوست‌‌اندازي چيست؟ آيا صرف دعوت از چند بازيكن جوان‌‌تر يا تغيير نام بازيكنان در ليست‌‌هاي فيفادي را مي‌توان پوست‌‌اندازي دانست‌؟ حضور بازيكناني كه سال‌ها در ليگ برتر بازي كرده‌‌اند و حالا در ليست تيم ملي قرار مي‌گيرند لزوما به معناي جوانگرايي نيست. جوانگرايي واقعي يعني كشف پديده‌ها، ريسك كردن روي بازيكناني كه شايد هنوز در ويترين اصلي ليگ برتر نباشند و اعتماد به آنها در بازي‌هاي پرفشار ملي نه اينكه فقط ليست تيم ملي را كمي نوتر كند.

اگر قلعه‌‌نويي بخواهد از اين يك سال استفاده كند بايد يك نقشه راه مكتوب داشته باشد. آيا قرار است همچنان با همان سبك نتيجه‌گرا پيش برود يا اين فرصت را براي ساختن تيمي متفاوت و البته پوياتر به كار خواهد گرفت؟ فوتبال ايران تشنه يك تغيير استراتژيك است نه صرفا تغيير چند نام در ليست ۱۱نفره.

 

پارادوكس نتيجه‌گرايي  و آينده‌ نگري

يكي از موانع اصلي در مسير تغيير نسل در تيم ملي فرهنگ نتيجه‌گرايي مفرط است. هم در فدراسيون و هم در ميان هواداران تحمل شكست حتي در بازي‌هاي تداركاتي با اين نسل پايين است. وقتي ترس از باخت و انتقاد فضاي مجازي بر تصميمات فني سايه مي‌اندازد سرمربي ترجيح مي‌دهد به جاي ساختن بازيكن حفظ كردن نتيجه را اولويت قرار بدهد. هرچند تا حالا به لحاظ نتيجه‌گيري هم عملكرد‌ خوبي نداشته‌ايم! اما براي اينكه اين يك سال تعويق به يك فرصت واقعي تبديل شود جامعه فوتبال بايد بپذيرد كه شايد در مسير ساختن يك نسل جديد هزينه‌هايي از جمله شكست در برخي بازي‌ها يا نوسان فني بايد پرداخت شود. اگر اين نگاه اصلاح نشود قلعه‌‌نويي و هر مربي ديگري هم كه روي اين نيمكت بنشيند راهي جز درجا زدن  و تكيه بر نام‌‌هاي تكراري نخواهد داشت.

 

چه بايد كرد تا  اين زمان از دست  نرود؟

براي اينكه يك سال فرصت اضافه به اتلاف وقت تبديل نشود چند اقدام راهبردي ضروري است:

۱- ايجاد هسته دوم تيم ملي: فدراسيون بايد براي تيم‌‌هاي پايه و بازيكنان زير ۲۳‌سال اردوهاي اختصاصي موازي با تيم ملي بزرگسالان برگزار كند. اين بازيكنان بايد در تورنمنت‌‌هاي درجه‌ دو و بازي‌هاي تداركاتي بين‌المللي محك بخورند تا براي ورود به تركيب اصلي در سال ۲۰۲۷ كاملا  آماده باشند.

۲- تعامل با باشگاه‌‌ها: مربيان تيم ملي بايد با باشگاه‌هاي ليگ برتري تعامل تنگاتنگي داشته باشند تا از دقايق بازي بازيكنان جوان اطمينان حاصل كنند.

۳- تغيير فلسفه تاكتيكي: اگر قرار است نسل جديدي وارد تيم شود سيستم بازي تيم ملي هم بايد متناسب با توانايي‌‌هاي فيزيكي و ذهني آنها تغيير كند. تكيه بر سيستم‌‌هاي قديمي با بازيكنان جديد قطعا شكست‌ خورده است.

 

قلعه‌ نويي در دو راهي

«امير» حالا يك سال زمان بيشتر در اختيار دارد تا ثابت كند آيا منظورش از تغيير نسل يك پروژه واقعي است يا يك مانور تبليغاتي. اين زمان اضافه براي او تيغ دو‌لبه است. اگر او همچنان بر همان روش‌هاي فني و همان تركيب‌‌هاي فرسوده پافشاري كند در پايان اين دوره انتقادات از او به مراتب تندتر از قبل خواهد بود چرا كه ديگر بهانه كمبود وقت براي هيچ كس پذيرفتني نيست. تعويق جام ملت‌ها براي فوتبال ايران فرصتي براي تنفس و اصلاح است. فرصتي براي اينكه تيم ملي از سايه نام‌‌هاي بزرگ عبور كرده و به سمت يك ساختار پايدار حركت كند. اما آيا اراده‌‌اي براي اين پوست‌‌اندازي وجود دارد يا همچنان ترجيح مي‌دهيم به جاي ساختن آينده، امروز را بخريم؟ پاسخ به اين پرسش در عملكرد ۱۲ماه آينده تيم ملي كه از همين روز شروع شده نهفته است.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون