نفت هنوز نعمت است، نه نفرين
فرشيد شكرخدايي
آنهايي كه از اقتصاد بدون نفت حرف ميزنند يا واقعيت را نميدانند يا عمدا ناديده ميگيرند. سالهاست اين حرف تكرار ميشود كه بايد «بند ناف اقتصاد را از نفت ببريم». روي كاغذ قشنگ است. كدام عاقلي با تنوعبخشي به درآمدها و كاهش وابستگي بودجه به نوسانات قيمت نفت مخالف است؟ اما وقتي همين حرف را تبديل به شعار و طوري مطرح ميكنند كه انگار ميتوانيم چاهها را ببنديم و فرض كنيم اصلا نفت نداريم، مساله فرق ميكند. اين ديگر سياست نيست؛ بيشتر شبيه حرفهاي عامهپسندي است كه واقعيتهاي اقتصادي و جغرافيايي ايران را ناديده ميگيرد. ايران يكي از بزرگترين ذخاير نفت و گاز جهان را دارد، اين يك نعمت است، نه شعار. همين ذخاير در دهههاي گذشته، چه قبل و چه بعد از انقلاب، بخش قابل توجهي از درآمدهاي ارزي كشور را تامين كردهاند. زيرساختهايي كه امروز داريم، صنعت پتروشيمي، بخشي از جادهها، نيروگاهها و حتي ظرفيتهاي صادراتي غيرنفتي، بخش زياديشان با همين پول ساخته شده است، حتي در سالهاي سخت تحريم هم، هر وقت صادرات نفت كمي راه ميافتاد، فشار روي نرخ ارز و تورم كمي سبكتر ميشد، اين را آمارها نشان ميدهند، نه روايتهاي سياسي. مشكل اصلي اين نيست كه نفت داريم، مشكل اين است كه سالها درآمدهايش را بيشتر صرف هزينههاي جاري و جبران كسريها كردهايم تا سرمايهگذاري بلندمدت. كشورهايي مثل نروژ يا حتي عربستان و امارات، نفت را كنار نگذاشتهاند. آنها صندوق ساختهاند، بخشي از درآمد را جدا كردهاند و همزمان صنايع ديگر را رشد دادهاند و تفاوتشان با ما در مديريت نفت است، نه در داشتن يا نداشتن آن. ما هنوز نتوانستهايم همان كار را درست انجام دهيم. حالا كه فشار روي صادرات نفت زياد شده است، دوباره همان شعار قديمي برميگردد. ميگويند حالا فرصت است كه بدون نفت زندگي كنيم. اما واقعيت ميداني چيز ديگري است. بخش بزرگي از آنچه به اسم صادرات غيرنفتي ميشناسيم يا پتروشيمي است يا صنايع انرژيبر كه خوراكشان مستقيم يا غيرمستقيم از نفت و گاز ميآيد. اگر درآمد نفت واقعا قطع شود، نه تنها بودجه دولت تحت فشار قرار ميگيرد، بلكه بسياري از همين واحدهاي توليدي هم با مشكل تامين ارز و خوراك روبهرو ميشوند. تجربه نشان داده است كه وقتي درآمدهاي نفتي كم ميشود، تورم و فشار روي معيشت مردم بيشتر ميشود و نه كمتر. البته كسي منكر ضرورت اصلاحات نيست و بايد سهم ماليات واقعي در بودجه بالا برود، داراييهاي دولتي مولد و جلوي هدررفت يارانهها گرفته شود. اينها حرفهاي درستي است. اما اين اصلاحات بايد همزمان با حفظ و حتي تقويت ظرفيت توليد و صادرات نفت پيش برود، نه به جاي آن. بستن چاه يا فرض كردن اينكه نفت نداريم، نه تنها غيرعملي است، بلكه فرصت را هم از دست ميدهد. هر بشكه نفتي كه صادر شود، اگر درست خرج شود، ميتواند براي نسل بعد سرمايه بسازد و هر بشكهاي كه هدر برود يا صرف هزينههاي روزمره شود، همان نفريني است كه از آن حرف ميزنند. در شرايط فعلي، اولويت واقعي اين است كه ظرفيت توليد حفظ شود، راههاي صادراتي باز بماند و همزمان ساختار بودجه اصلاح شود. شعار «اقتصاد بدون نفت» وقتي مطرح ميشود كه هنوز نتوانستهايم حتي همين نفت را درست مديريت كنيم، بيشتر شبيه توجيه است تا راهحل. ايران با اين ذخاير هنوز ميتواند از نفت به عنوان اهرم استفاده كند؛ به شرطي كه به جاي حرفهاي تكراري به مديريت واقعي روي بياورد، نفت هنوز براي اين كشور نعمت است و مشكل، نحوه استفاده از آن بوده، نه خودِ نفت.
رييس كميسيون سرمايهگذاري و تامين مالي اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و كشاورزي ايران