مديريت محاصره؛ چگونه از دوران انزوا عبور كنيم؟
علي اوشاني
مساله ديگر فقط محاصره دريايي ايران نيست. امريكا و اسراييل قصد دارند زنجيره تامين اقتصاد ايران را مختل كنند و فشار اقتصادي بر مردم را افزايش دهند. آمارهاي تورم مهرماه نشان ميدهد كه فشار اقتصادي بر مردم نسبت به سال گذشته افزايش محسوسي داشته است. در شرايطي كه ما با محدوديت دسترسي به منابع ارزي، دشواري واردات مواد اوليه و كالاهاي اساسي، افزايش شديد هزينههاي حمل و نقل و كارشكني كشورهاي همسايه در كريدورهاي مرزي مواجه هستيم، بايد رويكردي متفاوت داشته باشيم تا بتوانيم جلوي اختلال در زنجيره تامين را بگيريم. اگر قبول كنيم كه جهان، در حال گذار به نظم ديگري است پس بايد خود را براي دوران گذار آماده كنيم. به همين منظور، من اين شش راه را براي حفظ ظرفيت اقتصادي كشور و گذر از دوران انزوا پيشنهاد ميكنم:
۱. جلوگيري از چاپ پول و سياستهاي تورمزا
درست است كه همتي در اظهارات اخير خود از كاهش سرعت رشد نقدينگي خبر داد، اما اين كاهش سرعت به شدت اندك است و دردي را دوا نميكند. آمارهاي مركز آمار از تورم نشان ميدهد كه نرخ تورم همچنان صعودي است و متغيرها هم از روند صعودي تورم خبر ميدهند. دولت براي حفظ معيشت مردم بايد موتور توليد تورم را خاموش كند. افزايش نرخ ارز، تامين كسري بودجه به روشهاي تورمزا و توقف چرخه توليد از سياستهايي هستند كه بانك مركزي بايد آنها را متوقف كند.
۲. حمايت از توليدكنندگان و تامينكنندگان كالاهاي اساسي و نيازهاي ضروري
دولت بايد سعي كند كه نيازهاي اساسي و ضروري خود را در داخل توليد كند. دولت بايد به بنگاههاي توليد كالاهاي ضروري در كشور تسهيلات سرمايه در گردش و تنفس مالياتي دهد. علاوه بر اين تامينكنندگان كالاهاي ضروري مرتبط با توليد هم بايد حمايت شوند.
۳. ديپلماسي جامع و فعال شدن سفراي اقتصادي ايران در چين، روسيه و همسايگان مرزي
براي تامين كالاهاي اساسي دولت بايد ظرفيت مسيرهاي ريلي و زميني در تجارت با چين و روسيه را افزايش دهد. از طرفي گزارشها از گمركات مرزي نشان ميدهد كه روند ترخيص كالاها با كندي شديد و گاهي كارشكني انجام ميشود. سفراي اقتصادي ايران بايد مشكلات سياسي را براي توسعه مسيرهاي زميني در گذرگاههاي مرزي با تركيه، عراق، پاكستان، افغانستان، تركمنستان حل كنند و اين مسيرها را توسعه دهند. مسيرهاي زميني ميتواند در دوران گذار بخش بزرگي از نيازهاي اساسي ايران را برطرف كند و كمبود را در دوره تنش از بين ببرد.
۴. تغيير ريلگذاري كلان اقتصادي دولت با نگاه به فلسفه اقتصادي بومي
در دوران گذار نظم فعلي جهان به نظم جديد، دولت بايد در منطق كلان اقتصادي خود تجديدنظر كند. دولت بايد به اقتصادي مبتني بر ظرفيتهاي بومي پهناي سرزميني ايران توجه بيشتري نشان دهد. در شرايط فعلي دولت بايد بتواند تمام ظرفيتهاي داخلي را براي تامين نياز جامعه به كار گيرد و وابستگي نيازهاي اساسي به واردات را به كمترين حد ممكن برساند. پهناي سرزميني ايران اين پتانسيل را دارد كه نيازهاي جامعه ايراني را برطرف سازد.
۵. توجه و تمركز ويژه بر كشاورزي خودكفا
در دورهاي از تاريخ به سر ميبريم كه به دليل گذار نظم بينالملل، زنجيره تامين جهاني انرژي و غذايي جهان به دليل جنگ اوكراين و ايران در حال فروپاشي است. در چنين شرايطي دولت بايد براي تامين نيازهاي غذايي جامعه ايراني، كشاورزي محصولات اساسي را در پهنه سرزميني ايران به نحوي گسترش دهد كه اگر زنجيره تامين غذا دچار اختلال شد، بتوانيم نيازهاي غذايي جامعه ايراني را برطرف كنيم. اگرچه كشاورزي خودكفا از نظر كارشناسان محيط زيست فشار زيادي به زيست بوم ايران وارد ميكند، اما در شرايط فعلي به دليل بحران غذايي جهان كه در آينده حادتر هم خواهد شد، چارهاي جز كشاورزي خودكفا براي گذر از اين دوران نداريم.
۶. حمايت از معيشت دهكهاي پايين درآمدي، زنان سرپرست خانوار و خانوادههاي داراي فرزند
در دوران گذار آسيبپذيرترين قشر جامعه ايراني دهكهاي پايين درآمدي و زنان سرپرست خانوار هستند. دولت بايد در دوران گذار معيشت دهكهاي پايين از جمله خانوادههاي داراي فرزند را حفظ كند. در صورت عدم توجه كافي به اين مساله، جامعه ايراني در سالهاي آينده با آسيبهاي اجتماعي زيادي روبهرو ميشود. از طرفي بعد از گذر از اين دوران جامعه ايراني به نيروي انساني متخصص براي توسعه نياز دارد و به همين دليل بايد معيشت فرزندان اين كشور را در دوران گذار تامين كرد. با فرض انضباط شديد دولت و گرفتن بهترين تصميمات براي اقتصاد كشور، ما حداقل 2 سال سخت پيشرو داريم و اگر دور سوم جنگ آغاز شود و زيرساختهاي ايران مورد اصابت قرار گيرد، اين سختي افزون نيز خواهد شد، اما با سياستهاي انقباضي و انضباط شديد دولت ميتوانيم سربلند از دوران انزوا بيرون بياييم.
تحليلگر اقتصادي