براساس مقاله اخير نشريه نيچر
ايران؛ دومين تخليهكننده آب زيرزميني جهان
تامين آب و غذا اصليترين نياز بشريت براي زنده ماندن به حساب ميآيد؛ نيازي كه شايد در آيندهاي نه چندان دور گريبان آدمها را بگيرد و از هستي ساقطشان كند. آب كه نباشد، حيات هم تعطيل ميشود. اثرات كمبود آب و خشكسالي در كشورهاي مختلف به شكلهاي گوناگون و تقريبا مشابه ديده ميشود. بيشتر كشورها با اين مساله در حال دست و پنجه نرمكردناند. شايد معدود كشورهاي اروپايي ديرتر از بقيه دچار شوند اما آنچه در سرنوشت ديگر كشورها و ملتها به چشم ميآيد خريد آب و مواد غذايي به قيمتهايي گزاف است، شايد هم به قيمتهاي واقعيشان. برنامهريزي براي استفاده هرچه بيشتر از آبهاي سطحي، سدسازيهاي مدام و انتقالهايي از اين گوشه به آن گوشه همه نشان از تكاپوي بشر براي رسيدن هرچه بهتر و بيشتر به آب است. اما مديريت صحيح منابع آبي ميطلبد كه آيندهنگري هم در ميان باشد. حفر چاههاي عميق، گسترش كشاورزي در سرزميني نيمهخشك، كاشت محصولات بدون برنامهريزي درست و توجه به اقليم و پوشش منطقه از مسائلي است كه مديريت آب كشور با آن روبهروست. شايد چند سالي باشد كه مديران آب كشور متوجه اين مساله شدهاند و تلاش دارند تصميمسازان را نيز از آن آگاه كنند. در مقالهاي كه در نشريه نيچر به چاپ رسيده، از كشورهايي كه بيشترين ميزان استحصال را از آبهاي زيرزميني دارند، نام برده؛ نام ايران در ميان اين كشورها كه تعدادشان زياد هم نيست، به چشم ميخورد. امريكا، چين، هند و مكزيك ديگر كشورهايياند كه سفرههاي آب زيرزميني را تخليه ميكنند و با آن گندم، برنج و ذرت درست ميكنند، محصولاتي كه صادر ميشود و با آبي كه از دست رفته به هيچوجه برابري نميكند. دراين مقاله به اين كشورها هشدار دادهشده؛ هشداري براي امنيت غذايي كه در آيندهاي نهچندان دور مورد تهديد قرار ميگيرد. اين مقاله ميگويد: امريكا، مكزيك، ايران و چين در صدر كشورهايي قرار دارند كه از لحاظ امنيت آبي و غذايي در معرض خطر جدي هستند. منابع آب كره زمين به شكل هشداردهندهاى در حال كاهش است و دليل اصلى آن هم اتلاف آب در آبيارى محصولات كشاورزي است. ميتوان گفت مصرف غذا كه عامل اصلى اتلاف آب در آبياري است در اين مساله تاثير زيادي داشته است.
GWD زنگ خطر سفرههاي زيرزميني
بخش اعظم جمعيت كره زمين متكي بر واردات غذايي از كشورهايي است كه از ذخاير تجديد ناپذير آب زيرزميني براي توليد محصولات غذايي استفاده ميكنند. جمعيت زيادي در كشورهايي زندگي ميكنند كه محصولات كشاورزى را از كشورهاى ديگرى وارد مىكنند يا با كشاورزى، آب خود را تمام مىكنند و اين، امنيت غذايي و آبى را به خطر مىاندازد. بعضى از كشورها مثل ايالات متحده امريكا، مكزيك، چين و ايران در خطر بيشترى هستند چون با تخليه آبهاي زيرزمينى خود هم غذا توليد مىكنند هم آن را صادر مىكنند. براى اين تحقيق محققان كميتى به نام GWD تعريف كردهاند كه ميزان آبى را نشان مى دهد كه براى آبياري تخليه شده و توسط اتفاقات طبيعي (مثل باران، برف و...) به چرخه طبيعت بازنگشته است. بر اساس اين تحقيق ايران هم دومين كشورى در جهان است كه اين آب تلف شده را صادر مىكند هم دومين كشورى است كه آن را در كشور خود تلف مى كند. در واقع علت بيشتر GWD در ايران توليد نيشكر و عامل تاثيرگذار ديگر هم توليد برنج است. در بخش ديگرى از اين تحقيق نوشته شده است: ۵ كشور از ١٠ كشوري كه بيشترين GWD را دارند يعنى ايران، عربستان، مكزيك و چين بيشترين صادرات را هم در رابطه با آب تلف شده براي توليد غذا دارند. اين كشورها محصولاتى كه توليد يا مصرف مىكنند را از كمآبترين سيستمهاي آبى جهان برداشت مىكنند و موادغذايى كه از آنها توليد ميشود ناپايدار است. بر مبناي اين گزارش ايران نه تنها يك توليدكننده و صادركننده محصولات غذايي متكي بر منابع آب زيرزميني رو به اتمام است، بلكه به خاطر واردات ميزان قابل توجه محصولات غذايي از كشورهايي با رويكرد مشابه (استفاده از ذخاير آب تجديدناپذير براي توليد غذا) از لحاظ امنيت آبي و غذايي در معرض خطر جدي قرار دارد. يافتههاي اخير هيدرولوژيكي، زنگ خطر براي تخليه آبهاي زيرزميني در دنيا را به صدا درآورده است. اين تخليه در ابتدا ناشي از مصرف آب براي آبياري است، ولي ارتباط آن با آبياري و مصرف جهاني غذا هنوز كشف نشده است. دقيقا 11 درصد از آبهاي غيرتجديدپذير زيرزميني كه براي آبياري استفاده شدهاند، در تجارت بينالمللي غذا استفاده شده، كه دو سوم آن توسط پاكستان، ايالات متحده امريكا و هند صادر ميشود. اكثريت جمعيت جهان در كشورهايي زندگي ميكنند كه همه محصولات خود را از اين كشورها تهيه ميكنند، كشورهايي كه آب زيرزميني را براي توليد اين محصولات تخليه ميكنند و خطرات امنيت غذايي و آبي جهاني را افزايش ميدهند. بعضي از كشورها، مانند ايالات متحده، مكزيك، ايران و چين مخصوصا در مواجهه با اين خطرات هستند، چون آنها غذاي به دست آمده از آبياري با آب زيرزميني را هم توليد ميكنند و هم صادر. تخليه آبهاي زيرزميني جهاني در 10 سال اخير 22 درصد افزايش يافته، از 240 كيلومتر مكعب در سال 2000 هنگامي كه 20 درصد آبياري جهاني وابسته به اين حجم بود تا سال 2010 كه به 292 كيلومتر مكعب رسيد. در اين دوره، تخليه آبهاي زيرزميني جهاني بيشتر در هند (23 درصد)، چين (102 درصد) و ايالات متحده (31 درصد) افزايش داشته. بيشتر GWD در مناطق كمي متمركز بوده كه مشخصا بيش از حد از آبخوانها براي كاشت محصولات استفاده كردند؛ كشورهايي چون امريكا، مكزيك، خاورميانه و شمال آفريقا، هند، پاكستان و چين، مناطقي كه تقريبا بيشترين جمعيت جهان را هم دارند. در 2010 محصولاتي كه بيشترين حجم تخليه را داشتند، هم به خاطر حجم وسيع توليدشان و حجم بالاي تخليه آب زيرزميني گندم (22 درصد از تخليه آب زيرزميني جهاني)، برنج (17 درصد)، نيشكر (7 درصد)، پنبه (7 درصد) و ذرت (5درصد) هستند. هند و پاكستان بيشترين حجم تخليه آب زيرزميني را دارند (30 و 11 درصد GWD جهاني) . هند بيشترين تخليه آب زيرزميني را براي گندم و برنج دارد و چين و امريكا بالاترين ميزان آن را براي ذرت دارند. به طور متوسط در كشورهايي با تخليه آب زيرزميني، گندم، برنج و ذرت به ترتيب 812 ليتر، 199 و 72 ليتر GWD در كيلوگرم محصول استفاده ميكنند. حالت افراطي آن را در كويت (21900 ليتر در كيلوگرم گندم)، ايران (2100 ليتر در كيلوگرم برنج) و عربستان سعودي (790 ليتر در كيلوگرم ذرت) ميتوان ديد. شايد بتوان اينجا گفت ايران دومين تخليهكننده آبهاي زيرزميني در جهان به شمار ميرود. كشورهايي كه محصولاتشان را از استفاده بيش از حد آبخوانها آبياري ميكنند، آنها را در قسمتهاي مختلف صادر ميكنند. هند بيشتر سهم محصول بر اساس GWD خود را براي مصارف خودش نگه ميدارد و تنها 4 درصد از GWD صادر ميشود. اين در حالي است كه امريكا، پاكستان و مكزيك بيشترين سهم محصولات حاصل از تخليه آب زيرزميني خود را صادر ميكنند. امريكا 42 درصد، پاكستان 26 درصد و مكزيك 23 درصد. صادرات پاكستان، امريكا و هند به تنهايي بيش از دو سوم حجم تخليه آب زيرزميني و آب مجازي نهفته در غذا را شامل ميشود. پاكستان بزرگترين صادركننده با 29 درصد از حجم تخليه آب زيرزميني جهاني به شمار ميآيد، بعد از آن امريكا و هند با 27 درصد.
11 درصد آب زيرزميني نهفته در محصولات كشاورزي
حدود 11 درصد از تخليه آب زيرزميني در تجارت محصولات كشاورزي نهفته است، اين در حالي است كه 18 درصد از توليد جهاني محصولات بين كشورها مبادله ميشود. بيشترين محصولات به دست آمده از تخليه آبهاي زيرزميني به كشورها شامل برنج (29درصد)، گندم (12درصد)، پنبه (11درصد)، ذرت (4درصد) و سويا (3 درصد) است. مركبات و نيشكر در مجموع 5 درصد از تخليه آبهاي زيرزميني منتقل ميشوند. بيشتر صادرات محصولات آبياريشده با آب زيرزميني در پاكستان، برنج (۸۲ درصد) است كه ۱۴ درصد آن به ايران صادر ميشود و بقيه به عربستان سعودي، بنگلادش و كنيا صادر ميشود. همچنين بيشترين واردات محصولات آبياريشده با آبهاي زيرزميني نيز در كشورهاي چين (۹ درصد جهاني)، امريكا، ايران، مكزيك، ژاپن، عربستانسعودي، كانادا، بنگلادش، انگلستان و عراق صورت ميگيرد. پاكستان، ايالات متحده امريكا و هند كشورهايي هستند كه بيشترين ميزان صادرات غذايي را دارند كه از اين آبها به عمل ميآيد. محققان معتقدند ذخاير غذايي در معرض تهديد قرار گرفتهاند. حدود 43 درصد از آبي كه براي آبياري محصولات در سرتاسر جهان استفاده ميشود از آبخوانهاي زيرزميني است. بيشتر اين منابع سريعتر از زماني كه نياز دارند دوباره پر شوند، خالي ميشوند.ايران، به طور مشخص برنجي را از پاكستان وارد ميكند كه با آبخوانهاي رودهاي گنگ و ايندوس آبياري شده است. اين منابع آبي 50 برابر بيشتر از آنچه بايد، استخراج ميشوند. ايران در مقابل، محصولات آبياري شده با آبخواني را صادر ميكند كه 20 برابر بيشتر از ظرفيتشان برداشت ميكند. كارلو دالين، از كالج دانشگاه لندن ميگويد: سرعت تخليه زنگ خطري به حساب ميآيد، ما با كشورهايي مواجهيم كه هم با خطر توليد داخليشان مواجهند و هم با خطر واردات. اگر ذخيره آبي به اتمام برسد، قيمت غذا هم تحت تاثير قرار ميگيرد و تقريبا همه جمعيت جهان را با خود متاثر ميكند. دكتر دالين ادامه ميدهد: براي مثال پاكستان خيلي پيچيده است، آنها از صادرات برنج پول خوبي به دست ميآورند، ولي چارچوبي براي محاسبه تاثير آن بر محيط زيست ندارند. محققان معتقدند همچنان كه نياز است دولتها آگاهي بيشتري از تاثير توليد بر منابع آبي بدهند، مصرفكنندگان در كشورهاي ثروتمندتر همچنين بايد هم به خريد غذا فكر كنند و هم به آب مورد نيازشان فكر كنند. مصرفكنندهها محصولاتي را كه در سوپرماركت ميخرند، بسته به اينكه كجا توليد شدهاند و چگونه آبياري شدهاند، داراي تاثيرات محيطزيستي مختلفياند. در راستاي كمك به مصرفكنندهها كه انتخاب بهتري در غذايشان داشته باشند، توليدكنندگان بايد به فكر اضافه كردن برچسبهاي آب باشند؛ برچسبهايي كه مشخص كند اين محصول با چه آبي آبياري شده تا تاثيراتشان مشخصتر باشد.