• 1405 جمعه 1 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 4528 -
  • 1398 پنج‌شنبه 14 آذر

شهري چون آليس

اسدالله امرايي

«يك‌سال بعد، ويلسن- هيز را كه براي مرخصي به لندن آمده بود، در باشگاه دانشگاه يونايتد ملاقات كردم. مردي بود قدبلند و آرام با صورتي كشيده و پوستي تيره. برايم تعريف كرد كه جين از اينكه او خود براي استقبالش به فرودگاه رفته، اندكي دستپاچه شده بود؛ از قرار جين نمي‌دانست كه در آن بخش از مالايا، شخصيت شناخته‌شده‌اي به شمار مي‌رود. ويلسن- هيز، خيلي پيش از اينكه ما به او نامه بنويسيم از ماجراي جين باخبر بود، هرچند پيش از پايان جنگ چيزي درباره او نمي‌دانست. پس از اينكه نامه ما به دستش رسيده بود، يادداشتي براي مت امين فرستاده و به او خبر داده بود كه جين براي ديدن آنها به مالايا برگشته است. به‌علاوه، اتومبيل جيپ خود را هم با راننده‌اش در اختيار جين گذاشته بود كه او را تا كوالاتلانگ، در صد و شصت كيلومتري آنجا، همراهي كند. ويلسن- هيز معتقد بود بعد از جنگ، اعتبار بريتانيايي‌ها در كوالاتلانگ، خيلي بيشتر از قبل بود و اين مساله تنها به‌دليل حضور اين دختر و همراهانش در آن ناحيه بوده است؛ او فكر مي‌كرد جين استحقاق چند روز استفاده از جيپ را دارد.» علي كهربايي رمان «شهري چون آليس» اثر نويل شوت را ترجمه كرده و نشر نو آن را منتشر و راهي بازار نشر كرده است. شوت رمان‌نويس انگليسي نيمه اول قرن بيستم بود كه روزگاري شهرت زيادي داشت. داستان «شهري چون آليس» در دوران جنگ جهاني دوم و در خاور دور در مالايا و سوماترا مي‌گذرد. جين، زن جوان انگليسي كه در گيرودار جنگ جهاني دوم در مالايا زندگي مي‌كند، به ‌همراه شمار زيادي از زنان و كودكان به اسارت نيروهاي ژاپني درمي‌آيد. ژاپني‌ها اين اسيران را به پيمودن راه طولاني و طاقت‌فرساي هفت‌ماهه‌اي در مسيري پرخطر وا مي‌دارند. كابوس اين سفر پرمخاطر و محنت‌زا سال‌ها پس از جنگ ذهن جين را مي‌آشوبد. با اين‌همه به ‌سببي ناگزير مي‌شود به مالايا بازگردد. در آنجا اطلاع مي‌يابد كه جو، سرباز استراليايي، كه خود را براي نجات اسيران به مخاطره انداخته بود، از مهلكه جان سالم به در برده است. جست‌وجوي جين براي يافتن جو، او را به ده‌كوره‌اي دورافتاده در استراليا مي‌كشاند. ژاپني‌ها به عنوان نيروي مهاجم در منطقه از هيچ جنايتي رويگردان نبودند. «جين دو شب را در اقامتگاه خانواده ويلسن- هيز گذراند و از مغازه‌هاي محلي، چند قلم چيزهاي ساده خريد. هنگامي كه صبح روز بعد با جيپ از آنجا مي‌رفت، لباس محلي بر تن داشت؛ سرانگ پيچازي آبي و سفيد كهنه، با نيم‌تنه‌اي سفيد؛ چمدان و بيشتر وسايلش را نزد خانم ويلسن- هيز گذاشته و تنها چيزهايي را برداشته بود كه به‌طور عادي زن محلي محترمي همراه مي‌برد.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول انتصاب مدیران جدید چهار منطقه امور شعب / اکبری: چابک‌سازی و بهره‌وری، اولویت بانک ملی ایران است پذیره‌نویسی صندوق سرمایه‌گذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران