استراماچوني چك استقلال را رد كرد
داستاني رو به پايان
بهرام سرگوسرايي
10 روز از رفتن استراماچوني ميگذرد و همچنان مهمترين خبر ورزش ايران محسوب ميشود. ماجراي استراماچوني و استقلال ابعاد سياسي و ديپلماتيك پيدا كرده و وزارت امور خارجه سعي دارد با استفاده از ظرفيتهايش به كمك باشگاه پرهوادار پايتخت بيايد. اما دامنه بحران پيشآمده به قدري وسيع است كه گويا كاري از وزارت امور خارجه هم برنميآيد و حلقه تحريمهاي ظالمانه و فشار حداكثري عليه ايران به قدري تنگ شده كه نفس فوتبال را هم گرفته است. آخرين پولتيك استقلال براي پرداخت پول سرمربي ايتاليايي در شهر محل زندگياش اين بود كه يك فقره چك به او تحويل بدهند و او اين چك را در بانك سپه شعبه رم نقد كند؛ پيشنهادي كه از همان ابتدا معلوم بود كه مورد پذيرش استراماچوني قرار نميگيرد. فرهاد عشوندي، عضو شوراي سردبيري خبرآنلاين در توييتي اعلام كرده استراماچوني در گفتوگوي خصوصي با او گفته: «آنها (مديران استقلال) ميدانند اين بانك (بانك سپه) اولين بانك تحريم شده ايراني است. پس آنها هيچ چيز به من ندادهاند (كه بخواهم رد كنم).» اين صحبتها نشان ميدهد كه استراماچوني به مديران استقلال اعتماد ندارد و كارهاي آنها را نوعي بازي رسانهاي ميداند. او در واكنش به تصوير حواله پول و انتشار چك از سوي باشگاه استقلال در رسانهها اعلام كرد اين چك را دريافت نميكند، چرا كه اگر آن را نقد كند حسابهايش مسدود خواهد شد. او اعلام كرده آماده بازگشت به ايران بوده و اگر پول به شيوه درست پرداخت ميشده، با همكارانش به سرعت به ايران بازميگشتند. صبح روز گذشته، كامران منزوي عضو هياتمديره استقلال در يك برنامه تلويزيوني گفت: «تمام تلاشمان را ميكنيم استراماچوني را برگردانيم. درباره وجهي كه آنجا آماده شده، استراماچوني اعلام كرده موانع قانوني ايجاد شده است. ما دنبال اين هستيم كه ببينيم چه مانعي ايجاد شده كه ايشان چك را دريافت نكنند. اگر اين چك را دريافت كند عملا اين چك در حساب او است.» اينها جملاتي بسيار عجيب از يك عضو هياتمديره باشگاهي مثل استقلال است. حداقل توقع از او اين است كه از قوانين اطلاع كافي داشته باشد و بداند كه به چه دليل استراماچوني حاضر به پذيرفتن آن چك نيست. تا زماني كه مديران ندانند يا خودشان را به ندانستن بزنند، اين بحران حل نخواهد شد. به نظر ميرسد مديران استقلال كه خود را در يك بنبست يافتهاند، با چنين كارهايي قصد دارند براي خودشان زمان بخرند اما صبر هواداران رو به پايان است و روز گذشته شاهد تجمع حدود هزار نفر مقابل ساختمان باشگاه استقلال بوديم.
سومديريت در استقلال جاي خودش را به برداشت اشتباه از مديريت داده و اين موضوع هواداران اين تيم را آزار داده. 10 روز گذشته و كسي نميداند استراماچوني بازميگردد يا فرد ديگري به جاي او ميآيد. كسي نميداند اگر استرا نيايد، گزينه موقت و بعد از آن گزينه دايمي هدايت استقلال چه كسي خواهد بود؟ با توجه به اينكه در حال نزديك شدن به تعطيلات نزديك به 50 روزه ليگ برتر هستيم، هواداران بيم آن دارند كه مديران قيد همكاري با استرا را بزنند و سراغ گزينهاي ديگر بروند و با اين توجيه كه سرمربي جديد زمان كافي در اختيار خواهد داشت، تيم صدرنشين را به مربي كوچكتري نسبت به استرا بسپارند. يكي از اصليترين علل اعتراضهاي هواداران همين موضوع است؛ ضمن اينكه اين موضوع بسيار شبيه به مورد مارك ويلموتس، سرمربي تيم ملي ايران است كه او هم به دليلي مشابه قيد همكاري با فدراسيون فوتبال ايران را زد. مديران استقلال نتوانستند هوادارانشان را به موقع از بحرانهايي كه ممكن است پيش بيايد آگاه كنند و حالا با موجي از خشم و نفرت روبهرو هستند. هنوز حتي يكي از مديران و اعضاي هياتمديره استقلال از هواداران اين تيم بابت شرايط پيشآمده عذرخواهي نكرده. استقلال بعد از بيش از 1300 روز به صدر جدول رسيده و حالا طرفداران اين تيم اين حس را دارند كه رويايشان با اين شيوه مديريت دزديده شده است.
استراماچوني هم با توجه به اصول حرفهاي كارش، به خوبي از شرايط پيشآمده استفاده ميكند. او به برخي رسانهها اعلام ميكند ديگر مربي استقلال نيست و از سويي روند تمرينات، انتخاب تركيب و كوچينگ تيم حين بازي را از راه دور انجام ميدهد و حتي تعويضها هم به گفته مترجمش به دستور او انجام ميشود. براي هواداران تحليل شرايط به وجود آمده سخت است و نميتوانند بفهمند نيت استرا در نهايت ماندن است يا رفتن. او روزي كه با استقلال قرارداد امضا كرد ميدانست كه به كشوري با شرايطي خاص ميآيد كه زير فشار تحريم است. او از ابتدا آگاه بود كه ممكن است چنين شرايطي پيش بيايد و به نظر ميرسد خلاف مديران استقلال، براي روزي كه دچار اين مساله بشود، برنامه هم داشته. استقلال در اين ميان بدون مديرعامل شده و خليلزاده در نقش سرپرست بايد به حل و فصل ماجرا بپردازد. تصميمي غلط كه روند مذاكرات با استراماچوني را كند كرد، چرا كه فتحي در جريان صدر تا ذيل قرارداد او و مذاكرات پيشين بوده و حالا فردي جديد بدون سابقه مذاكرات اينچنيني به جاي او نشسته است. ضمن اينكه خليلزاده گزينه مورد قبول هواداران نيست و همين موضوع اهرم فشاري است كه استراماچوني به راحتي بتواند پيشنهاد انعقاد قرارداد جديد را مطرح كند. در قرارداد جديد مدتزمان قرارداد يكساله خواهد بود و استقلال در پايان فصل براي حفظ سرمربياش بايد به رقابت با ديگر مشتريهاي او بپردازد. بازنده اين شرايط در هر صورت استقلال خواهد بود.
به نظر ميرسد بايد بپذيريم پرونده بازگشت استراماچوني به ايران تقريبا بسته شده است. استرا بيش از 10 روز است كه ايران را ترك كرده و تيمش در غياب او دو امتياز بسيار حساس را از دست داده. حتي اگر در صورتي كه استرا به ايران بازگردد، باز هم هيچ چيز مانند گذشته نخواهد بود و جو خوبي كه او در چهار ماه اخير در تيمش ايجاد كرده بود، از بين رفته است. بيتدبيري مديران و مشخص نكردن شيوه پرداخت پول در زمان انعقاد قرارداد، كار را به اينجا كشانده است. برخي افراد سعي دارند هواداران استقلال و حتي استراماچوني را مقصر وضعيت فعلي جلوه بدهند، اما تنها كساني كه در اين ميان اشتباه كردهاند، مديران استقلال بودهاند كه چنين قراردادي را امضا كرده و حالا هم از پس حل مشكلات مربوط به آن برنميآيند.