درباره ستايش رندانه مارادونا از اسطوره رئال مادريد
دياستفانو بهتر از پله نبود
اهورا جهانيان
روزگاري خبرنگاري از مرحوم اكبر رادي سوال كرد كه بين شما و بهرام بيضايي و غلامحسين ساعدي، چه كسي در راس نمايشنامهنويسي ايران قرار ميگيرد؟ رادي هم، نقل به مضمون، پاسخ داد به انتخاب بهترين نمايشنامهنويس ايران اعتقاد ندارم ولي اگر قرار بر راس و راسبازي باشد، غلامحسين ساعدي در راس نمايشنامهنويسي ايران قرار ميگيرد. اينكه بيضايي و رادي و ساعدي بهترين نمايشنامهنويسان تاريخ نمايشنامهنويسي در ايران بودهاند، قولي است كه جملگي برآنند. اما بين اين سه نفر، هر طور كه حساب كنيم، ساعدي صدرنشين نميتواند باشد. عموم افراد بيضايي را در صدر مينشانند، بخش قابل توجهي هم رادي را. خلاصه كساني كه معتقدند ساعدي بهترين بود، در اقليتند. قطعا اكبر رادي هم خودش به خوبي از اين ترجيحات باخبر بود. پس چرا رادي در آن پاسخش ساعدي را بالاتر از خودش و بيضايي نشاند؟ چون رقيب اصلي رادي، بيضايي بود نه ساعدي. بنابراين او ترجيح ميداد به كسي جز رقيب اصلياش راي دهد. كمااينكه مسي و رونالدو هيچوقت در انتخاب جايزه بهترين بازيكن سال فيفا، به يكديگر راي نميدهند! حالا قصه تمجيد مارادونا از دي استفانو هم از همين قرار است. ديهگو مارادونا در مصاحبه با تيك اسپورتس درباره بهترين بازيكن تاريخ فوتبال گفته است: «آلفردو دي استفانو (اسطوره آرژانتيني فقيد رئال) بهترين بازيكن تاريخ است حتي بالاتر از من. پله هرگز نميخواست دي استفانو را بشناسد و دوستانش لقب قلابي بهترين بازيكن زنده تاريخ را براي او اختراع كردند. او حتي از سوي مردم كشور خودش هم بهترين بازيكن تاريخ نيست.» چرا مارادونا پله را تحقير ميكند و دي استفانو را برميكشد؟ چون تقريبا هيچكس معتقد نيست دي استفانو بهتر از مارادونا و پله بوده است. بنابراين مارادونا با بركشيدن دي استفانو، در واقع دارد پله را پايين ميكشد. جالب است كه مارادونا حتي حاضر نشده بگويد مسي بهترين بازيكن تاريخ فوتبال است،چون مسي هم مثل پله يك رقيب جدي براي ديهگو است. مارادونا نسبت به مسي حسادت ملايمي دارد و سالها پيش خود مسي هم به اين نكته اشاره كرده بود (اگرچه بعدا روابطشان حسنه شد) اما نسبت به دي استفانو چنين حسي ندارد. شايد چون دي استفانو در مقام استادي او بوده و او در جايگاه استاد مسي بوده است. يا شايد كسي از دي استفانو چيز زيادي نديده و فوتبالدوستان دنيا فقط از موفقيتهاي دي استفانو باخبرند. همچنين، دي استفانو با تيم ملي آرژانتين توفيق خاصي نصيبش نشده است ولي مسي هنوز فرصت دارد كه بعد از يك نايب قهرماني جهان، بالاخره آرژانتين را به مقام قهرماني جهان برساند. همه اين ملاحظات شخصي و نفساني، سبب ميشود مارادونا دي استفانو را از مسي هم بالاتر بنشاند. اما جدا از اين نكات، مارادونا هيچ دليلي اقامه نكرده كه ما بدانيم چرا دي استفانو بهتر از پله است؟ او فقط نظرش را بيان كرده است. حقيقتش اين است كه اگر هم ميخواست دليلي اقامه كند، چيز خاصي نميتوانست بگويد. يعني هيچ كس نميتواند بگويد چرا دي استفانو بهتر از پله است؟ به دليل موفقيتهاي رئال مادريد در نيمه دوم دهه 1950 و نيمه اول دهه 1960 ميلادي؟ در آن دوران پله هم با سانتوس بسيار موفق بود و همه دنيا مشتاق تماشاي پله در سانتوس بودند. به همين دليل تيم سانتوس هر سال دور دنيا ميچرخيد و كلي بازي دوستانه برگزار ميكرد تا مردم جهان بازي پله را از نزديك تماشا كنند. موقع بازيهاي پله، گاهي دو كشوري كه درگير جنگ بودند، آتشبس ميدادند تا سربازانشان بتوانند گزارش بازي پله را از راديو گوش كنند. چنين موهبتي نصيب هيچ بازيكني در تاريخ فوتبال نشده است. ولي جدا از اين، مارادونا قبلا فيلم بازيهاي پله را بابت قديمي بودن فيلمها مسخره ميكرد و اين كهنگي را نشانه فقدان قابليت پله براي تصاحب عنوان بهترين بازيكن تاريخ فوتبال ميدانست. مشخصا وقتي كه پله و مسي در سال 2010 وارد اين جر و بحث شدند كه من از او بهترم! اگر كهنگي تصاوير مجوزي براي ناك اوت شدن يك بازيكن بزرگ از رينگ اين رقابت تاريخي است، معلوم نيست دي استفانو كه قديميتر از پله بود، به چه دليل از سوي مارادونا بهترين بازيكن تاريخ شده است. البته بديهي است كه كاويدن ذهن آشفته مارادونا، حاصلي در بر ندارد. مارادونا، مصطفي ملكيان خودمان نيست كه هر حرفش با حرف قبلي و بعدياش بخواند! او هر روز حرفي ميزند ناقض حرف ديروزش. مارادونا تا حالا بارها راجع به اينكه چه كسي بهترين بازيكن كنوني جهان است، نظر داده و يكبار گفته مسي بهترين است و بار ديگر كريس رونالدو را بالاتر از مسي نشانده است. علاوه بر اين، مارادونا قبلا گفته بود بهترين بازيكن تاريخ دي استفانو يا كرايف است. معلوم نيست اينبار به چه دليل اسم كرايف را خط زده و فقط از اسطوره رئال مادريد نام برده است.
در اواسط دهه 1990، فيفا بهترين بازيكن تاريخ را به انتخاب كارشناسان معرفي كرد. پله در صدر جدول قرار داشت، بكنبائر دوم بود، كرايف سوم، مارادونا چهارم. انتخابي عجيب، ولي نشاندهنده اجماع كارشناسان روي صدرنشيني پله در تاريخ فوتبال. در سال 2000 هم فيفا بهترين بازيكن قرن بيستم را رسما انتخاب كرد كه باز پله بالاتر از مارادونا قرار گرفت. البته در همين انتخاب، تماشاگران به مارادونا راي دادند و پله دومين بازيكن برتر تاريخ فوتبال شد. ولي رايگيري اينترنتي، آن هم در سال 2000، بسياري از مردم را از امكان راي دادن محروم ميكند. با اين حال شكي نيست كه مارادونا نزد عموم مردم محبوبتر از پله است، لااقل در زمانه كنوني. بنابراين اگر بازهم كار به رايگيري مردمي بكشد، احتمالا مارادونا بالاتر از پله ميايستد. ولي نكته اين است كه تا به حال هيچوقت راي جمع زيادي از كارشناسان فوتبال، مارادونا را برتر از پله ننشانده است. همه اين نكات موجب ميشود كه برتري دياستفانو به پله، به كلي زير سوال برود و اين ترجيح مارادونا را تعارفي رندانه براي تحقير پله بدانيم. بهترين بازيكن تاريخ قطعا بايد از بين پله و مارادونا انتخاب شود. نفرات بعدي، شايد كرايف و دي استفانو باشند.
اما همه اينها، نهايتا نوعي سرگرمي است. انتخاب بهترين بازيكن فوتبال با قطعيت بيچون و چرا، تقريبا محال است. شايد نبوغ پله بيشتر از مارادونا بوده باشد، ولي قدرت رهبري مارادونا قطعا از پله بالاتر بود. اينها همه بزرگان تاريخ فوتبال بودند كه وقت مردم جهان را خوش كردند و قلبشان را لبريز از عشق. هر يك به طريقي و در دورهاي نسبتا طولاني، لذت زندگي يكايك ما آدمهاي فوتبالدوست را فزوني بخشيدند. زندهباد پله و مارادونا!