داود غرایاق زندی در گفت وگو با «اعتماد» مطرح کرد
افزايش دستهبنديهاي منطقهايهمزمان با سفر بايدن
سفر منطقهاي بايدن بيش از هر چيز متاثر از جنگ اوكراين است
شهاب شهسواري
جو بايدن، رييسجمهور ايالات متحده امريكا روز گذشته، ۱۹ ماه بعد از آغاز به كارش در كاخ سفيد براي سفري رسمي به غرب آسيا آمد تا در اسراييل و عربستان سعودي ديدارها و رايزنيهايي را انجام دهد. از زمان اعلام سفر بايدن به منطقه، انتقادهاي زيادي از اين سفر به دليل كنار گذاشتن شعارهاي انتخاباتي او در مورد حقوق بشر در عربستان سعودي و همچنين بازگرداندن روابط واشنگتن با تشكيلات خودگردان فلسطيني به حالت قبل، مطرح شده است. داود غراياق زندي، استاد علوم سياسي در دانشگاه شهيد بهشتي معتقد است كه سفر بايدن به منطقه بيش از هر چيز متاثر از تحولات بينالمللي ناشي از تهاجم نظامي روسيه به اوكراين است. در ادامه متن كامل گفتوگوي «اعتماد» را با داود غراياق زندي، استاد علوم سياسي دانشگاه شهيد بهشتي، مطالعه ميكنيد.
اين نخستين سفر جو بايدن به منطقه و درحالي انجام ميشود كه بايدن در رسيدن به اغلب شعارهاي ديپلماتيك خود در منطقه، از جمله بازگشايي كنسولگري امريكا براي فلسطينيان در قدس اشغالي يا بازخواست كردن عربستان سعودي به دليل نقض حقوق بشر، ناتوان مانده است. فكر ميكنيد اين سفر به معناي كنار گذاشتن شعارهاي دوره انتخابات بايدن تلقي ميشود؟
در عرف ديپلماتيك ميان مباحث مختلف دستهبنديهاي مختلفي صورت ميگيرد و هر كدام را در جاي خود بررسي ميكنند و به اصطلاح هر كدام پرونده خودش را دارد. اين كار از آن روي صورت ميگيرد كه بررسي همه موارد با هم ممكن است نه تنها به نتيجه نرسد بلكه بايد ميان مباحث مختلف موضوعات اصلي و حاشيهاي تمايز قايل شد. بر اين اساس، اين موضوعات هر كدام پرونده جدايي هستند كه در جاي خود قابل بررسي است.
در كنار اين نكته بايد به اين موضوع هم اشاره كرد كه روابط ايالات متحده امريكا و عربستان سعودي پس از جنگ جهاني دوم نشان داد كه فراز و نشيب بسياري داشته اما هيچكدام تمايلي به كاهش و اقدامي براي تحتتاثير قرار دادن نداشتند و به نوعي روابط دو كشور بهطور متفاوتي راهبردي است كه در اين شرايط تلاش ميشود موضوعات اختلافي به نوعي فيصله يابد كه البته هميشه موفق نيست اما اراده سياسي دو طرف باعث ميشود كه اصل رابطه با همان كيفيت ادامه يابد.
لذا امريكا در تلاش است كه ضمن حفظ اين رابطه مهم با عربستان، زمينه مناسبي هم در درون اين كشور ايجاد كند يا حداقل از بحراني شدن روابط بكاهد. اما تنظيم اين موضوعات هميشه چالشبرانگيز بوده و هست و چون نفع اين رابطه بيش از موضوعات اختلافي ميان دو كشور است، درنهايت نتيجه ممكن است آنگونه كه در غرب موردنظر است، نباشد زيرا به اصل رابطه صدمه ميزند. براي مثال اگر موضوع حقوق بشر در عربستان مورد تاكيد قرار گيرد، ديگر آل سعود قابليت حكومت در عربستان را ندارد و در آن صورت تداوم رابطه امريكا و عربستان در ابهام قرار ميگيرد. لذا بهرغم اين واقعيت كليدي، آنها تلاش دارند كه مسائل ديگر به اين نوع نگاه صدمه نزند و به نوعي اصل رابطه را حفظ و تداوم بخشند.
اسراييليها از اين سفر انتظارات زيادي دارند، از جمله اعلام يك توافق با عربستان در مورد جزاير تيران و صنافير، اعلام يك اتحاد نظامي در منطقه با مشاركت كشورهاي عربي و اسراييل عليه ايران، تصور ميكنيد كه امريكاي بايدن تمايل و آمادگي براي دادن چنين امتيازاتي به اسراييل دارد؟
اين سفر بيش از هرچيزي تابع تحول اساسي است كه متاثر از تجاوز روسيه به اوكراين در سطح روابط بينالمللي در حال وقوع است. در واقع، سفر بايدن و پوتين به منطقه نشان از اين دارد كه دستهبنديهاي منطقهاي در حال افزايش است و اسراييل به دليل حمايت از اوكراين در قبال روسيه سعي دارد كه در اين تقسيمبندي حداكثر بهرهبرداري را داشته باشد.
در مورد تنگههاي تيران و صنافير ترجيح اسراييل اين است كه در اختيار عربستان قرار گيرد اما تلاش مصر براي فروش آن به عربستان موضوعي حاكميتي است و ممكن است مشكلات فراواني براي حكومت سيسي در مصر ايجاد كند. لذا پرداختن به آن در اين شرايط به نفع هيچ طرفي نيست. در عين حال با توجه به رابطه مصر با اسراييل، اين تنگه همانند زمان جنگ اعراب و اسراييل در سال 1973 مسالهساز براي اسراييل نخواهد شد.
در مورد اتحاد عبري، عربي و غربي عليه ايران نيز بايد گفت كه اين اتحاد پيشتر هم در زمان ترامپ مطرح بود اما اين موضوع به دو نكته ارتباط دارد: نخست موضوع مذاكرات احياي برجام و ديگري موضوع سفر پوتين به تهران و نشست روسيه، تركيه و ايران. اين دو موضوع ميتواند براي آينده خاورميانه اهميت بسياري داشته باشد . لذا ايران بايد نه تنها در راستاي منافع ملي خود، بلكه براي كاهش وخامت در منطقه كه به نفع ايران نيست، اقدامات موثري به ويژه درقبال رابطه با عربستان برقرار كند.
گفته ميشود كه ايران يكي از محورهاي اصلي سفر بايدن به منطقه محسوب ميشود، فكر ميكنيد بايدن در گفتوگو با مقامهاي اسراييل و عربستان از آنها در مورد ايران چه خواهد خواست؟
همانطور كه اشاره شد سفر بايدن به عربستان براي افزايش فشار بر روسيه و متحدان منطقهاي آن است و سعي دارد از مسائل منطقهاي استفاده كند و ايران را در مذاكرات احياي برجام تحت فشار قرار دهد. در عين حال با تاكيداتي كه بر مسائل منطقهاي و موشكي ايران دارد زمينه مديريت رفتار ايران را در منطقه فراهم آورد تا زمينه بهتر پرداختن به روسيه و چين را داشته باشد. شرايط به نوعي همانند وضعيت دوره جنگ سرد در دهه 1970 است كه با واگذاري منطقه به ايران و به نوعي عربستان در قالب سياست دوستوني، به كارزار اصلي و توانفرساي خود با چين و به ويژه روسيه در اوكراين برگردد.
بسياري از منتقدان بايدن سفر او به عربستان را به معناي پذيرش و مشروعيت دادن به اقدامات محمد بن سلمان به ازاي دريافت كمك براي كاهش قيمت نفت تلقي كردهاند اين تحليل را تا چه اندازه قبول داريد؟
البته همانطور كه در پاسخ به پرسش نخست اشاره شد، اين موضوعات بايد به اين صورت در نظر گرفته شود كه اولويت با كدام موضوع است. در حال حاضر با توجه به تلاش روسيه براي بهرهبرداري از اهرم فشار انرژي عليه غرب و به ويژه اروپا، موضوع انرژي از اولويت بالايي برخوردار است. همچنين با توجه به اينكه احتمالا پادشاهي عربستان در مرحله تغيير قرار دارد، حمايت از بن سلمان جوان كه تا چند دهه در قدرت باقي خواهد ماند، اولويت ديگر امريكاست. با اين حساب ملاحظه ميكنيد كه امريكا سعي دارد رفتار بن سلمان را كنترل كند ولي با توجه به اولويتهاي بالاتر امريكا درقبال عربستان، اين موضوعات آن را تحتتاثير جدي قرار نميدهد. هرچند بن سلمان از اين شرايط براي توجيه و مشروعيت خود بهرهبرداري خواهد كرد و امريكا هم واقف است كه با گذر از اين موضوع امكان بهتري براي پيگيري دو اولويت بالا بهتر فراهم خواهد شد.
اگر موضوع حقوق بشر در عربستان مورد تاكيد قرار گيرد، ديگر آل سعود قابليت حكومت در عربستان را ندارد و در آن صورت تداوم رابطه امريكا و عربستان در ابهام قرار ميگيرد.
در حال حاضر با توجه به تلاش روسيه براي بهرهبرداري از اهرم فشار انرژي عليه غرب و به ويژه اروپا، موضوع انرژي از اولويت بالايي برخوردار است. همچنين با توجه به اينكه احتمالا پادشاهي عربستان در مرحله تغيير قرار دارد، حمايت از بن سلمان جوان كه تا چند دهه در قدرت باقي خواهد ماند، اولويت ديگر امريكاست.
سفر بايدن به عربستان براي افزايش فشار بر روسيه و متحدان منطقهاي آن است و سعي دارد از مسائل منطقهاي استفاده كند و ايران را در مذاكرات احياي برجام تحت فشار قرار دهد.
ايران بايد نه تنها در راستاي منافع ملي خود، بلكه براي كاهش وخامت در منطقه كه به نفع ايران نيست، اقدامات موثري به ويژه درقبال رابطه با عربستان برقرار كند.
اتحاد عبري، عربي و غربي عليه ايران نيز بايد گفت كه اين اتحاد پيشتر هم در زمان ترامپ مطرح بود اما اين موضوع به دو نكته ارتباط دارد: نخست موضوع مذاكرات احياي برجام و ديگري موضوع سفر پوتين به تهران و نشست روسيه، تركيه و ايران.