صداي پاي فاشيزم
غلامرضا امامي
خلق همه يكسره نهال خدايند
هيچ نه بركن تو زين نهال و نه بشكن
ناصر خسرو
اين روزها در ايتاليا فاجعه و حادثهاي همه را در بهت و حيرت فرو برده است. چگونه ميشود كه در كشوري با تمدني كهن، مردمي مهربان، طبيعتي زيبا چنين جنايتي رخ دهد؟ جنايتي كه بر آمدن شبح هولناك «فاشيسم» را به ياد ميآورد. بگذاريد نخست سخن غول قرن «اومبرتو اكو» در شاهكارش «فاشيسم ابدي» را بشنويم. آنجا كه ويژگيهاي «فاشيسم» را برميشمارد چنين مينويسد:
- معتقدم كه ميتوان فهرستي از ويژگيهاي فاشيسم را برشمرد كه آن را فاشيسم ابدي مينامم. فاشيسم هنوز در اطراف ماست. گاهي اوقات در لباس غيرنظامي... فاشيسم هنوز ميتواند بازگردد. وظيفه ما اين است كه نقاب از چهرهاشبرداريم و انگشت خود را به سمت هر يك از اشكال جديد آن نشانه بگيريم. در هر روز در هر نقطه جهان.اين حادثه جان «امانوئل نامدي» 36ساله را ستاند. امانوئل و همسرش زاده نيجريه بودند. اما به خاطر جنايت گروه «بوكوحرام» از نيجريه گريختند. خانوادهاش سال 2015 هنگامي كه در كليسا به عبادت مشغول بودند همگي در كليسا در خانه خدا، به دست گروهي كه خود را مسلمان مينامند، كشته شدند.آنها راهي دور و دراز را پيگرفتند، در دريا فرزند كوچكشان جان سپرد و افتان و خيزان خود را به ايتاليا رساندند.«امانوئل» سال پيش در پي برخورد خودرويي با رانندهاي مست پايش شكست و به ناگزير با عصايي قدم ميزد و با فروش دستمال كاغذي به رهگذران زندگي سخت خود و دو كودكش را ميگذراند. در روز حادثه وي و همسرش در خيابان قدم ميزدند كه «آمادئو» با گرايشهاي راست افراطي آنها را ميبيند. نخست با الفاظي زشت به همسرش او را به زمين ميافكند. پا به گردن امانوئل ميگذارد و با چوب دستي ضربههاي محكم به سرش ميكوبد. تلفن همراه مقتول را ميربايد و ميگريزد.«امانوئل» در دم جان ميسپارد، اين حادثه در روز روشن در شهر ساحلي «چيوتيانووا» رخ ميدهد. روياروي دلها و ديدگان «بيتفاوت» انبوهي كه گوشيهاي گوشيهاي تلفنشان را به كار مياندازند تا از اين جنايت فيلم بردارند؟جامعهشناسان در شگفتند چگونه كسي اعتراضي نكرد و مانع اين جنايت نشد؟بنا به گزارش بازپرس پليس قاتل مشخص شده كه با ضربههاي نخست چوب و خفگي امانوئل را كشته است و اكنون وي در زندان است. از امانوئل دو فرزند باقي مانده و همسرش كه خواستار اجراي عدالت است و مردمي كه از شرم چشم بر زمين دوختهاند. برتولت برشت نوشت: آنكه ميخندد هنوز خبر فاجعه را نشنيده است.شگفتا كه مادر قاتل ميگويد:
- آمادئو نژادپرست نبود، مشكلات روحي داشت؟!
شگفتا آنكه مشكل روحي دارد جايش در بيمارستان يا تيمارستان است نه در خيابان كه در روز روشن جان پناهندهاي معلول را بستاند. در ايتاليا بسيار موسسات مردمي و مذهبي به ياري نيازمندان به پا خاستهاند. من خود بسياري را در اين كشور ديدهام از وكلاي مدافع، پزشكان تا مردم كه به ياري پناهندگان شتافتند و دست ياري به آنان دادهاند. اما اين حادثه و اين بيتفاوتي رهگذران، پرسشهاي بسياري را در انديشهها برانگيخته؟ حتي رهبران احزاب راستگرا اين جنايت را محكوم كردهاند.به هوش باشيم، در هر كجاي جهان، در برابر هر نوع شكل و شمايل فاشيسم ابدا بيتفاوت نباشيم.بدانيم كه انسان برادر انسان است، نشانههاي توفان و حادثه و فاجعهاي را كه در راه است جدي بگيريم. به قول ا. بامداد:
خدايا، خدايا
سواران نبايد ايستاده باشند
هنگامي كه حادثه اخطار ميشود.