روز راويان صديق حقيقت
ديروز روز خبرنگار بود و هشتگ «روز خبرنگار» هم در توييتر فارسي داغ. روزنامهنگارها، خبرنگارها و اهالي توييتر فارسي در اين روز درباره سختي كار و شرايط نوشتند. آنچه ميخوانيد منتخبي از اين توييتهاست.
«بله دوستان، روزنامهنگار بودن اينجوريه كه شما روز عاشورا هم بايد بري سر كار ولي ماشين نيست تا ۸۰ هزار تومن هم افزايش قيمت ميزني ولي هيچ ماشيني از اسنپ و تپسي يافت نميشه»، «روزنامهنگاري اينجوريه كه خيلي حرفها رو ميخواي بزني ولي نميتوني، نميشه، نميذارن! اينكه ناگفتهها دارد اين قلمِ ما، روزخبرنگار و به همه روزنامهنگارها، خبرنگارها، عكاسهاي خبري و تمام بچههاي تحريريه از صميم قلب تبريك ميگم»، «خبرنگار، روزنامهنگار نيست»، «اطرافم اونايي كه يه مدت روزنامهنگار بودن و رها كردن رفتن پول درآوردن دارن خاطرههاشون رو مرور ميكنن و روز روزنامهنگار رو تبريك ميگن.من روزنامهنگارم بيهيچ توجه خاصي تلاش ميكنم از خاكستر خويش بربخيزم و روز تعطيلي كارهاي صفحه رو بكنم. اينهم يكي از خوبياي بيشمار اين شغل»، «بيخيال! اين تبريكهاي روز خبرنگار، نه معنا و مفهومي دارد، نه باعث خرسندي است و نه هيچ چيز ديگر. مايه عذاب است و بس»، «روز خبرنگار امسال برام خيلي غريبه، بعد ۱۷ سال ديگه كار خبر نميكنم، يه خاطره قشنگ هم بگم كه پاييز سال گذشته بعد از ۱۲ سال خبرنگاري در مجلس به خاطر يه سفر خارجي دو ماهه به مجلس ممنوعالورود شدم... خيلي مباركه خلاصه»، «كار رسانهاي عاشورا را زينب كرد. اگر رساندن پيام كربلا نبود امروز فقط اسلام يزيدي داشتيم. در روز خبرنگار به پيامرسانان واقعي خسته نباشيد ميگويم»، «خيلي فكر كردم كه دليلي براي تبريك روز خبرنگار به خودم و همكارام پيدا كنم اما ديدم كاري كه در خور تبريك باشه انجام نداديم. حالا يا نشده يا نذاشتن يا نكرديم. خلاصه كه سقف آسمون براي ما كوتاه و نفس كشيدن سخت شده»، «پيشنهادهايي براي بهبود وضعيت روزنامهنگاران؛ لغو صدور مجوز براي رسانهها و اكتفا به ثبت، لغو توقيف مطبوعات و رسانهها، لغو حكم زندان براي روزنامهنگاران، لغو همه انواع يارانهها به رسانهها، ممنوعيت سانسور»، «سختيها را تحمل كردهايم، جور بيكفايتيها را كشيدهايم، آزار و اذيتها را به جان خريدهايم؛ تنها به جرم اينكه ميدانيم! نام ما خبرنگار است، اما كسي حمايتمان نكرد در بزنگاهها! عاشوراست و روز خبرنگار؛ روز راويان صديق حقيقت و امانتداران قلم مبارك»، «حقيقت، مجالِ تبريك ندارد. تنها ميتوان آن را گرامي داشت و به ياد آورد كه كساني در راه آن خونشان بر زمينِ جهل و تعصب ريخته ميشود. همچون روز خبرنگار كه مصادف است با شهادت يك خبرنگار در راهِ حقيقت»، «يادش بهخير روزگاري قلمها صدا داشتند و در گوشمان نجوا ميكردند حرفهاي نگفته را حالا اما قلمها در گنجهاند آرام و بيصدا، گويي خونشان خشكيده و هنوز خواب روزهاي روشن را ميبينند»، «روز خبرنگار رو به همه عزيزان و رفقاي خبرنگار تبريك ميگم انشاءالله هميشه صحيح و سلامت باشيد و روزي برسد كه بدون سانسور و هيچ ترسي بشود خبرها، مصاحبهها را منتشر كرد»، «هر قبيلهاي را توتمي است. توتم قبيله من قلم است. قلم امانت آدمي است. روزخبرنگار رو به امانتداران تبريك ميگم»، «سخته نوشتن جملهاي كه بشه روز خبرنگار را تبريك گفت... ولي با همه اوصاف روزتون مبارك»، «اوج فلاكت توي كار خبرنگاري رو اونجايي حس كردم كه يكي از همكارا گفت: «خبرنگارا آس و پاسن، كي حاضره عاشق اين جماعت بشه آخه؟» به هر حال روز خبرنگار مبارك» و «خبرنگاري؛ هيجان بودن در دل ماجراها، هر چند تو ايران بستهترين شغله اما بعد كار در معدن سختترين كار، يه روز شايد جايي مثل كارخونه باشي يه روز تو جامعه... ۱۷مرداد روز خبرنگار مبارك.»