• 1405 جمعه 1 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5344 -
  • 1401 دوشنبه 16 آبان

«نه ديگر، نه هنوز»

محمد زارع شيرين كندي

«نه ديگر، نه هنوز» اصطلاحي است روشنگر و سودمند كه آن را برخي فيلسوفان اروپايي در توصيف يا تبيينِ اوضاع و شرايطي خاص به كار برده‌اند. «نه ديگر، نه هنوز» مي‌تواند در معنايي ناپسند استعمال شود و به حالتِ نقص، ناكامي، نارسيدگي، نامعيني، و وضع «نه آن، نه اين» و «از اين‌جا رانده، از آن‌جا مانده» دلالت كند. در اين معناي مذموم، وجه مكانيستي يك شيء يا پديدار مطمح نظر قرار مي‌گيرد و وجه ارگانيستي آن پاك مغفول واقع مي‌شود.
گويي انسان و جامعه بشري موجودي است عاري از روان و هوشمندي و نيرو و شور و جنبش و رشد كه از مرحله‌اي گذشته و به مرحله‌اي جديد نرسيده و در نقطه‌اي از تاريخ راكد و جامد مانده است. از اين وضعِ درجازدگي و فلك‌زدگي و توسعه نيافتگي به «دوره فترت» نيز تعبير شده است.
 اما از نظرگاهي ديگر، اصطلاح «نه ديگر، نه هنوز» مي‌تواند بيشتر نشان دهنده وضع امكان باشد تا امتناع، يعني نشان‌دهنده استعداد و توان براي ديگرگون شدن (صيرورت) باشد تا تحصل و تحقق و فعليت (سكون): جهان هنوز به صلح و سامان و امنيت و آرامش كامل نرسيده است اما ديگر در وضعِ طبيعي جنگ و نابساماني و ناامني هم نيست. بشر هنوز به مرحله دانش و معرفت و آشتي و وفاق و همبستگي و عدالت كامل نرسيده است اما ديگر نادان و ستمگر و خونخوار نيز نيست.
جامعه‌اي هنوز متجدد (مدرن) نشده است اما ديگر سنتي نيز نيست. جامعه‌اي هنوز به پيشرفت و آزادي و احترام به فرد و خواست‌هايش نرسيده است اما ديگر در وضع نكبت‌بار سده‌هاي سياه و تاريك قرون وسطايش نيز نيست. 
بنا به عرف و لسان هولدرلين و هيدگر، خداي تازه هنوز نيامده است اما خدايان كهنه و بي‌اثرِ قديم نيز پابرجا نيستند بل گريخته‌اند.
 به ديگر سخن، اصطلاح «نه ديگر، نه هنوز» از وضع اميد و آرمان و آينده حكايت مي‌كند اما اميد و آرمان و آرزوي هستي شناختي نه روانشناختي. نحوه بودن و زيستن انسان در عالم همواره بودن و زيستن در آينده است.
انسان متناهي كه از كرانمندي و مرگ خويش آگاه است، همواره در پيش خويش رو به سوي آينده دارد و آينده بدون آرمان و طرح‌اندازي و حركت و تك و پو بي‌معناست. انسان مي‌جنبد و مي‌كوشد تا عالم‌اش را بسازد و در فرآيند اين آفرينش خويش را نيز دگرگون مي‌كند و از نو مي‌سازد.
انسان در عالم و عالم در انسان معنا دارد. «نه ديگر، نه هنوز» براي گذار از نقطه توقف و بي‌تحركي و درماندگي و توهم مضاعفِ به علم و تكنولوژي و توسعه و ترقي رسيدگي مي‌تواند به كار رود. اين برداشت از اصطلاح مذكور، برخلاف تعبير و تفسيري كه در آغاز اين يادداشت ذكر شد، به امكان و آينده و افق‌هاي تازه و روشن ناظر است نه به اكنون زدگي وايستايي و امتناع. «هستي‌شناسي نه هنوز»، به تعبير ارنست بلوخ، متفكر چپ آلماني، به اين معنا مي‌تواند فهميده شود كه هستي، چه ماده انگاشته شود چه روح، چه ايده و آگاهي قلمداد شود چه واقعيت و عينيت، چه جوهر پنداشته شود چه سوژه، در راه و آينده است. هستي و بشر به صورت درهم تنيده نه هنوز كامل و پير شده‌اند و نه ديگر ناقص و كودك.
در راه بودن وصفي روانشناختي نيست بلكه شرح مي‌دهد كه جهان هنوز بهترين و عادلانه‌ترين جهان نيست اما بوي بهبود را از اوضاعش مي‌توان شنيد. جامعه هنوز عاري از جهل و تبعيض و بيداد و نابرابري و خفقان نيست اما ديگر ساكت و راكد و جامد و تابع نيز نيست. جامعه هنوز به همه خواست‌هايش نرسيده است اما ديگر محتاط و مطيع و منقاد نيز نيست. «تنگ چشمان نظر به ميوه كنند / ما تماشاكنان بستانيم»
 احتمالا اين تفسير نوعي خوش‌بيني خام و ناسنجيده را افاده و القاء كند و گونه‌اي «اتوپياسازي» يا «آرمانشهرسازي» را در يادها زنده كند: اتوپياهايي مانند «شهر زيبا»ي افلاطون، «مدينه فاضله» فارابي، «آتلانتيس نو» بيكن، «اتوپيا»ي تامس مور، «جامعه بي‌طبقه» ماركس و پيروانش.
اما اين تفسير لزوما به خوشي و سعادت و رفاه قطعي بشارت نمي‌دهد و مي‌تواند حامل پيامي واقعگرايانه و غيراتوپيايي باشد، زيرا هر آنچه ناظر به آينده و بودنِ بالقوه باشد اتوپيايي نيست. آينده صرفا امكان است و امكان نسبت به بهتر شدن و بدترشدن اوضاع مساوي است.
امكانِ بهبود و خوشبختي وآرامش و آشتي و تفاهم به همان اندازه است كه امكانِ فزوني شر و كمبود و فقر و فلاكت و ستم و ناآرامي و جنگ و درگيري. اما، در هر صورت، بشر متناهي بدون آينده نمي‌تواند زنده بماند و در اكنون يخ مي‌زند.
بنابراين هستي‌شناسي «نه ديگر، نه هنوز» لزوما اتوپيايي نيست بلكه گوياي تحرك و فعاليت و در راه بودن بشر و افق‌هاي دور اما دسترس‌پذير است. به عبارت ديگر، در اين خوانش از اصطلاحِ «نه ديگر، نه هنوز»، غلبه بر تاريكي‌ها و شرور و پستي‌ها و پليدي‌ها و نيل به روشنايي‌ها و نيكي‌ها و پاكي‌ها مسلم و معين نيست اما، بي‌ترديد، بهتر از نشستن باطل است: «به راه باديه رفتن به از نشستن باطل / وگر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم» انسان و جامعه انساني پيوسته درپي متحقق ساختن صورت‌ها و فعليت‌هاي تازه است و بي ‌اين مي‌ميرد.
پژوهشگر فلسفه

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول انتصاب مدیران جدید چهار منطقه امور شعب / اکبری: چابک‌سازی و بهره‌وری، اولویت بانک ملی ایران است پذیره‌نویسی صندوق سرمایه‌گذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران