• 1404 چهارشنبه 6 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6232 -
  • 1404 سه‌شنبه 16 دي

ادامه از صفحه اول

اخبار سرگرمي  يا سرگرمي خبري

۲- چرخه مصرف سريع اطلاعات:  خبرهاي داغ عمر كوتاهي دارند و اين حالت مي‌تواند مغز را عادت به سرعت در مصرف اطلاعات بدهد به نحوي كه موضوعاتي عميق كه نيازمند تحليل، مطالعه و پيگيري مداومند، كمتر مورد توجه قرار بگيرند. مردم بيشتر به مصرف خبر مي‌پردازند تا فهم و تحليل 
۳-ايجاد حس كاذب در جريان بودن:   وقتي افراد مدام اخبار لحظه‌اي را دنبال مي‌كنند، احساس مي‌كنند  «من در جريانم، پس آگاه هستم» اما در واقع اين آگاهي سطحي است و از پرداختن به مسائل ريشه‌اي باز مي‌ماند.
۴- چارچوب‌بندي رسانه‌اي:  رسانه‌ها با برجسته كردن برخي خبرها و حذف و كوچك‌نمايي برخي ديگر، چارچوب ذهني مردم را شكل مي‌دهند و با اين تمركز بر حاشيه‌ها، موضوعات جدي‌تري همچون مسائل رفاهي يا اقتصادي، بحران آب، بحران اشتغال و... توجه كمتري دريافت كنند.
 ۵- تاثير گله‌اي:  وقتي همه درباره يك خبر داغ صحبت مي‌كنند ميل داريم از گروه عقب نمانيم و هويت اجتماعي‌مان در پيروي از جريان عمومي تقويت مي‌شود و در نتيجه موضوعات واقعي كه نيازمند آگاهي فردي هستند در اين هياهوي جمعي گم مي‌شوند.
 ۶- خستگي توجه:  اخبار داغ معمولا پر از احساسات شديدند و موجي از واكنش احساسي ايجاد مي‌كند و ذهن بعد از مدتي اشباع مي‌شود و وقتي فرد خسته است توانايي تحليل مسائل مهم را ندارد و از بحث‌هاي عميق و واقعيت‌هاي مهم فاصله مي‌گيرد. بنابراين باتوجه به اين كاركردهاي پنهان و موارد ديگري كه در اين مجال نمي‌گنجد، مي‌توان به نوعي «سرگرمي خبري» را در بطن پديده اجتماعي «اخبار سرگرمي» مستتر يافت.


مرز باريك ميان دستيار دانايي و جانشين انديشه 

 هر چند ظاهري منسجم داشته باشد، اما از درون فاقد روح علمي است. استفاده مجاز و معنادار از هوش مصنوعي، محدود به كمك در سامان‌دهي ذهني، بهبود ساختار نوشتار، يا پيشنهاد چارچوب‌هاي اوليه است؛ نه توليد استدلال، نه نتيجه‌گيري و نه تحليل نهايي.
۲- ضرورت شفافيت؛  دومين اصل، شفافيت در استفاده از هوش مصنوعي است. همان‌گونه كه منابع مكتوب، داده‌هاي ميداني و ابزارهاي آماري بايد به‌صراحت ذكر شوند، بهره‌گيري از ابزارهاي هوش مصنوعي نيز بايد به‌صورت شفاف اعلام شود. بيان اين موضوع در بخش تقدير، پيوست روش‌شناسي يا توضيحات پاياني، نه‌تنها نشانه ضعف علمي نيست، بلكه نشان‌دهنده بلوغ پژوهشي و پايبندي به اخلاق دانشگاهي است. پنهان‌ كردن نقش فناوري، مرزهاي اعتماد استاد-دانشجو را مخدوش مي‌كند و در بلندمدت به تزلزل اعتبار علمي منجر مي‌شود.
دانشگاه، پيش و بيش از هر چيز، نهاد توليد اعتماد علمي است و شفافيت، زبان مشترك اين اعتماد است.
۳- مسووليت دانشجو؛  هوش مصنوعي، مسووليت‌پذير نيست؛ خطا مي‌كند، اطلاعات نادقيق توليد مي‌كند و گاه با قطعيت، داده‌هاي نادرست ارايه مي‌دهد. از اين ‌رو، مسووليت محتواي نهايي همواره و بدون استثنا برعهده دانشجوست. هيچ ابزار فناورانه‌اي نمي‌تواند جايگزين پاسخگويي فردي شود. دانشجويي كه متني را ارايه مي‌دهد، بايد قادر باشد از تمام اجزاي آن دفاع كند: از منطق استدلال تا صحت منابع و انسجام نتيجه‌گيري. اتكاي بي‌واسطه به هوش مصنوعي، عملا اين توان دفاع علمي را تضعيف مي‌كند و فرد را در موقعيت شكننده‌اي قرار مي‌دهد.
۴- قوانين بين‌المللي استفاده از هوش مصنوعي در پايان‌نامه‌ها؛  در سال‌هاي اخير، بسياري از دانشگاه‌ها و نهادهاي علمي معتبر جهان، دستورالعمل‌هاي روشني درباره استفاده از هوش مصنوعي تدوين كرده‌اند. وجه مشترك اين مقررات، پذيرش مشروط استفاده از اين فناوري است؛ مشروط به شفافيت، محدود بودن نقش ابزار و حفظ مالكيت فكري پژوهش توسط دانشجو. براساس اين رويه‌ها، استفاده از هوش مصنوعي براي توليد متن اصلي، تحليل داده يا نتيجه‌گيري علمي مردود است، اما بهره‌گيري از آن براي ويرايش زباني، ساختاربندي اوليه يا كمك به فهم كلي موضوع، در صورت اعلام صريح، قابل قبول تلقي مي‌شود. همسويي با اين استانداردهاي بين‌المللي، ضامن اعتبار دانشگاهي آثار علمي در سطح ملي و جهاني است.
باتوجه به مطالب گفته در بالا، براي آنكه دانشجويان بتوانند هم از مزاياي گسترده هوش مصنوعي بهره‌مند شوند و هم در چارچوب قوانين و اخلاق علمي حركت كنند، رعايت چند راهبرد اساسي ضروري است: 
نخست، شفافيت در اعلام نقش هوش مصنوعي؛  هرگونه استفاده بايد به ‌روشني ذكر شود، حتي اگر اين نقش محدود به ويرايش يا نظم‌بخشي بوده باشد.
دوم، بازبيني كامل و دقيق متن توليد شده؛ هيچ متني نبايد بدون داوري انساني و بررسي انتقادي پذيرفته شود. هوش مصنوعي نقطه آغاز است، نه خط پايان.
سوم، استفاده از منابع معتبر و قابل استناد؛
ابزارهاي هوش مصنوعي جايگزين جست‌وجوي آكادميك در پايگاه‌هاي علمي نيستند و نبايد منبع نهايي تلقي شوند.
چهارم، پرهيز از اتكا به ابزارهاي پارافريز در بخش‌هاي حساس پژوهش؛ به‌ ويژه در بيان مساله، چارچوب نظري و نتيجه‌گيري كه هويت علمي پژوهش در آنها شكل مي‌گيرد. و اينكه بهره‌گيري از هوش مصنوعي صرفا براي بهبود كيفيت نگارشي، نه جايگزيني فرآيند انديشيدن، تحليل و استدلال.
در پايان، هوش مصنوعي اگر درست فهم و به‌درستي استفاده شود، مي‌تواند فرصتي براي تعميق يادگيري و ارتقاي كيفيت پژوهش باشد؛ اما اگر بي‌حد و مرز و بدون مسووليت‌پذيري به كار گرفته شود، به تدريج انديشه مستقل را به حاشيه خواهد برد. نسل Z، بيش از هر نسل ديگري، نيازمند سواد «حدگذاري فناورانه»  است؛ سوادي كه به او بياموزد چگونه از قدرت ابزار بهره ببرد، بي‌آنكه قدرت انديشيدن را واگذار كند.

 

 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون