• 1404 چهارشنبه 29 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6265 -
  • 1404 چهارشنبه 29 بهمن

چشم‌انداز پرآشوب مربيگري فوتبال و معماي انتخاب سرمربي

رئال مادريد، منچستريونايتد و يك جام جهاني

گروه ورزش

شايد آنقدرها هم عجيب نبود كه توماس توخل تصميم گرفت تا سال ۲۰۲۸ به كارش با تيم ملي انگليس ادامه دهد. او فقط يك سال است اين سمت را بر عهده دارد و همان‌طور كه مارك بولينگهام، مدير اجرايي اتحاديه فوتبال انگليس گفته، «واقعا از اين شغل لذت مي‌برد.»

به گزارش روزنامه «اعتماد» و به نقل از اتلتيك، آنقدر كه حاضر است پس از جام جهاني تابستان امسال، فرصت بازگشت به فوتبال باشگاهي را كنار بگذارد. هرچند بولينگهام وجود بند فسخ در قرارداد او را رد نكرد، خبر تمديد قرارداد نشان داد توخل فعلا خودش را از رقابت براي نيمكت‌هاي احتمالي در منچستر و مادريد كنار كشيده است.
اين موضوع ادامه روند جالبي است: مربيان تراز اول زودتر از گذشته و براي مدت طولاني‌تري وارد فوتبال ملي مي‌شوند. در اين فضا زمان بيشتري براي فكر كردن، ديدن و ياد گرفتن داريد. مي‌توانيد به باشگاه‌ها سر بزنيد و با دسترسي بيشتر، از نزديك آنها را بشناسيد. همچنين بدون محدوديت‌هاي مالكان و مديران ورزشي درباره سودآوري، پايداري مالي يا تمديد قراردادها، خودتان تركيب را انتخاب مي‌كنيد. البته انتخاب شما محدود به استعدادهاي يك كشور است، اما دست‌كم انتخاب با خودتان است. در فوتبال باشگاهي چنين نيست؛ جايي كه نقش مربي بيش‌ازپيش به تخته تاكتيك، زمين تمرين و ۹۰دقيقه‌اي كه هر سه روز يك‌بار بازي مي‌كنيد محدود شده است.
با توجه به برخي اظهارنظرهاي خسته و دلزده پپ گوارديولا و آرنه اسلات، قهرماني در ليگ‌ها و جام‌ها اين روزها خيلي زود فراموش مي‌شود. اما بردن جام جهاني چنين نيست ؛  و نسخه امسال كه بزرگ‌ترين و پربيننده‌ترين دوره تاريخ خواهد بود، توجه نخبگان را جلب كرده است. شايد به همين دليل يوليان ناگلزمان پس از يورو ۲۰۲۴ در كشورش، در سمت سرمربي آلمان ماند. با اين حال، تمديد توخل تا پس از جام جهاني و تا يورو ۲۰۲۸ جالب است، به‌ويژه همزمان با خبر ادامه كار كارلو آنچلوتي با تيم ملي برزيل تا سال ۲۰۳۰.
آنچلوتي مسن‌تر و شايد حتي راضي‌تر از توخل است -كه فراموش نكنيم در آلمان و فرانسه قهرمان ليگ شده و در انگليس ليگ قهرمانان اروپا را برده - اما اين مربي ۶۶ ساله ايتاليايي همچنان گزينه‌اي ايده‌آل براي رئال مادريد است؛ آن هم در زماني كه رئال به مربي نياز دارد.
اين مساله چند پرسش مطرح مي‌كند: آيا فوتبال ملي دوباره در حال تثبيت جايگاه خود به عنوان اوج فوتبال است؟ و اين ابر‌باشگاه‌هايي كه به ابر‌مربي نياز دارند، حالا به كجا بايد رو كنند؟ اگر گوارديولا پس از ۱۰ سال منچسترسيتي را ترك كند، اين تابستان مي‌تواند پايان يك دوران باشد. احتمالا اگر برود، دوباره مدتي استراحت مي‌كند؛  يا شايد هدايت يك تيم ملي را بر عهده بگيرد.
زين‌الدين زيدان شش سال گذشته را با صبر و حوصله بيرون مانده و منتظر بوده ديديه دشان بالاخره پس از جام جهاني از هدايت فرانسه كنار برود. چهره‌هاي بزرگ يكي پس از ديگري صحنه فوتبال باشگاهي را ترك مي‌كنند. برخلاف انتظار بسياري، يورگن كلوپ پس از يورو ۲۰۲۴ هدايت آلمان را قبول نكرد و ظاهرا از نقشش به عنوان مدير فوتبال جهاني ردبول لذت مي‌برد. وقتي رئال مادريد ماه گذشته ژابي آلونسو را اخراج كرد، كلوپ به شبكه Servus TV گفت اين خبر و شايعات مربوط به او «هيچ حسي در من ايجاد نكرد.»
آلونسو استثنايي بود در ميان علاقه فلورنتينو پرس به بازگرداندن مربيان موفقي چون آنچلوتي و زيدان براي دوره دوم. همين موضوع باعث شده برخي همچنان باور داشته باشند ژوزه مورينيو روزي دوباره به برنابئو بازمي‌گردد، فارغ از مسير اخير حرفه‌اي‌اش. همانطور كه كمتر كسي تصور مي‌كرد آنچلوتي پس از دوره‌هاي ناپولي و اورتون، دو ليگ قهرمانان ديگر با رئال ببرد، درباره مورينيو هم شايد همين‌طور باشد.
مورينيو پس از كمك به روي كاستا براي پيروزي در انتخابات رياست بنفيكا و قبول هدايت اين تيم در سپتامبر گذشته،‌بندي در قراردادش دارد كه به او اجازه مي‌دهد ۱۰ روز پس از آخرين بازي فصل جدا شود. اگر رئال سراغش نيايد، آيا تعجب‌آور خواهد بود اگر فدراسيون فوتبال پرتغال پس از جام جهاني از او بخواهد جانشين روبرتو مارتينز شود؟
براي كمي خيال‌پردازي بيشتر، نام آلونسو همچنان به نيمكت هنوز اشغال‌شده ليورپول گره خورده، اما پيش‌بيني‌ها هميشه به واقعيت تبديل نمي‌شوند. همانطور كه در ۲۰۲۴، وقتي آلونسو تصميم گرفت در بايرلوركوزن بماند، چنين شد. و چه‌بسا اگر جام جهاني براي لوييس دلا فوئنته بد پيش برود، آلونسو هدايت اسپانيا را بپذيرد؛  همان‌طور كه لوييس انريكه در ۲۰۱۸، در حالي كه هنوز در دهه چهارم زندگي‌اش بود، اين كار را كرد.
مربيان اغلب تصميم‌هاي ناگهاني و غيرقابل پيش‌بيني مي‌گيرند. ممكن است بي‌دليل بمانند يا از ترس جا ماندن، بي‌قرار شوند.
روبرتو مانچيني اين فصل مي‌خواست به ليگ برتر بازگردد. نيمكت وستهم و سپس ناتينگهام فارست خالي شد. پس از مذاكره با فارست، مردد شد و حالا هدايت السد قطر را بر عهده دارد. اگر بيشتر صبر مي‌كرد، شايد گزينه منچستريونايتد و تاتنهام باشد؛ پس از اخراج روبن آموريم و توماس فرانك، شايد گفت‌وگوهاي بيشتري شكل مي‌گرفت. در عوض، تاتنهام فعلا ايگور تودور را تا پايان فصل انتخاب كرده است. اگر مانچيني، قهرمان يورو ۲۰۲۱ با ايتاليا، «مرد ديروز» تلقي شود، پس درباره روبرتو دزربي چه بايد گفت؟ تصميم او براي پيوستن به مارسي در ۲۰۲۴ برخي را غافلگير كرد؛ جايي كه پس از شكست مقابل اوسر، پيشنهاد قرارداد منچستريونايتد را به بازيكنانش نشان داد تا بگويد شور و علاقه به فوتبال را بر پول ترجيح داده است.
به نظر مي‌رسد باشگاه‌هايي كه تابستان به دنبال مربي خواهند بود، گزينه‌هاي تثبيت‌شده كمتري دارند؛ و اوضاع پيچيده‌تر مي‌شود چون همين گزينه‌ها مدام در حال جابه‌جايي‌اند.

خلأيي در حال شكل‌گيري است
چه كسي قرار است به‌طور معتبر جانشين گوارديولا، كلوپ، آنچلوتي و مورينيو شود؟ همان‌طور كه آنها جاي مارچلو ليپي، فابيو كاپلو، سر الكس فرگوسن، آرسن ونگر، ويسنته دل‌بوسكه و اوتمار هيتسفلد را گرفتند؟ در عصر گوارديولا، رقباي اصلي‌اش مورينيو و كلوپ بودند. تازه‌ترين رقيبش ساخته دست خودش است: ميكل آرتتا.
شش سال از حضور آرتتا در آرسنال مي‌گذرد و با وجود پيشرفت، هنوز ليگ برتر را نبرده؛ حتي وقتي فصل گذشته فرصت مناسبي داشت. در عوض، ليورپول از فرصت استفاده كرد. تساوي ۱-۱ پنجشنبه مقابل برنتفورد باعث شد اختلاف آرسنال در صدر به چهار امتياز كاهش يابد، در حالي كه ۱۲ بازي باقي مانده است. انزو مارسكا، ديگر عضو سابق كادر گوارديولا، تنها شش ماه پس از فتح ليگ كنفرانس و جام باشگاه‌هاي جهان از چلسي اخراج شد. ژاوي نزديك به دو سال است پس از جدايي از بارسلونا بيكار است؛ قهرماني لاليگاي ۲۳-۲۰۲۲، نخستين قهرماني پس از ليونل مسي، تقريبا عادي و فراموش شد.

مربياني كه آينده به نظر مي‌رسند  خيلي زود گذشته جلوه مي‌كنند
برخي مي‌گويند اسلات نمونه تازه‌اي از اين روند است. مائوريسيو پوچتينو مسيري را طي نكرد كه بسياري انتظار داشتند، پس از رساندن تاتنهام به فينال ليگ قهرمانان. مائوريتزيو ساري با چلسي و يوونتوس جام برد، اما نتوانست تيمي بيابد كه فوتبال ناپولي‌اش را تكرار كند. آندره وياس‌بواس در ۲۰۲۴ رييس پورتو شد. اريك تن‌هاخ مدير فني توئنته است.
آموريم اسپورتينگ را پس از تقريبا دو دهه قهرمان كرد، اما مانند تن‌هاخ، بيشتر به‌خاطر ناكامي در احياي منچستريونايتد به ياد آورده مي‌شود. آيا اين او را مربي بدي مي‌كند؟ نه. اما هياهوي يونايتد بلندتر از دستاوردهايي است كه او را به آنجا رساند و در كوتاه‌مدت تصور بازگشتش به ليگ برتر دشوار است.
مشكلات توماس فرانك و ديگران در جهش به باشگاه بزرگ‌تر در همان ليگ، اين سوال را ايجاد مي‌كند كه آيا آندوني ايرائولا (بورنموث) يا اليور گلاسنر (كريستال پالاس) - كه قراردادشان تابستان تمام مي‌شود - در باشگاهي بزرگ‌تر به‌طور خودكار موفق خواهند شد؟ الزامات متفاوت است. فشار رسانه‌اي بسيار بيشتر است. نشست‌هاي خبري كوچك ناگهان به سالن‌هايي با رسانه‌هاي بين‌المللي تبديل مي‌شود.
ميم‌هاي آموريم با تخته تاكتيك هنگام باخت به گريمس‌بي، تصاوير دستكاري‌شده از گراهام پاتر، يا ليوان قهوه با برند آرسنال در دست مربي تاتنهام، مي‌تواند در لحظه‌اي اعتبار كسي را زير سوال ببرد. بازي در اروپا روش‌هايي را كه در رقابت‌هاي داخلي جواب داده‌اند، به چالش مي‌كشد. به همين دليل انتخاب مربي سخت‌ترين تصميم يك باشگاه است.
باشگاه‌ها مي‌توانند بررسي كنند مربي نسبت به معيارهايي مانند «امتياز مورد انتظار» يا نسبت دستمزد و هزينه خالص نقل‌وانتقالات تيم قبلي‌اش چگونه عمل كرده است. اما اين كافي نيست. سهم دقيق يك مربي در موفقيت هميشه روشن نيست. مثلا در برنتفورد، موفقيت نتيجه كار فرانك بود يا ساختار حرفه‌اي باشگاه؟ تحت هدايت كيت اندروز - كه پيش از اين فصل هيچ تيمي را مربيگري نكرده بود - حالا هفتم ليگ برترند و چهار امتياز با سهميه ليگ قهرمانان فاصله دارند.
در برايتون، چه چيزي بيشتر عامل تثبيت در ليگ برتر بوده است؟ كريس هيو‌تون، پاتر، دزربي و فابيان هورسلر؟ يا سيستم تحليل داده و جذب بازيكن كه حتي پس از جدايي مديراني چون دن اشورث و پل وينستنلي پابرجا ماند؟ سويا نيز زماني نمونه موفقي از اين مدل بود. اوناي امري سه بار ليگ اروپا را برد، اما بيرون از سويا كارنامه‌اش متفاوت ارزيابي مي‌شود.
يك مربي را در محيطي پرفشارتر و بدون همان ساختار قرار بدهيد، انتظار نتايج مشابه دشوار است. برعكس، وقتي مربي در شرايط خوبي است، هميشه چمن آن‌طرف سبزتر نيست. شايد در باشگاهي ديگر قدرت و نفوذي كه ديگو سيمئونه در اتلتيكومادريد يا آرتتا در آرسنال دارد، در اختيارش نباشد.
اينكه برخي مربيان چنين مي‌انديشند و ترجيح مي‌دهند بمانند، حس كمبود مربيان بزرگ در بازار را تشديد مي‌كند.
باشگاه‌ها هم سختگيرتر شده‌اند. سبك بازي مي‌خواهند، در حالي كه فوتبال در حال تغيير است و شايد وابسته نبودن به يك سبك مشخص بهتر باشد. مي‌خواهند مربي در محدوده خودش بماند: تمرين، آماده‌سازي بازي و توسعه بازيكن. نمي‌خواهند به چالش كشيده شوند يا قدرت را در جذب بازيكن واگذار كنند. اين هم دايره  انتخاب  را كوچك‌تر نشان  مي‌دهد.
آنتونيو كونته، قهرمان در دو كشور با چهار باشگاه مختلف، به‌دليل «دردسرساز بودن» يا كوتاه‌مدت‌نگري كنار گذاشته مي‌شود، در حالي كه چرخه عمر مربيان اصولا كوتاه است. دزربي در گذشته استعدادياب مورد علاقه‌اش را با خود مي‌آورد. سسك فابرگاس در كومو سهام دارد و در امور مختلف نقش دارد. او زيرنظر گوارديولا و ونگر بازي كرده؛ مربياني كه باشگاه را به تصوير خود ساختند.
سوگيري‌ها فراوان است. به مربياني كه اخيرا ليگ كنفرانس يا ليگ اروپا را برده‌اند نگاه كنيد: امري، ديويد مويس، مورينيو، جان‌پيرو گاسپريني؛  چند نفرشان پيش‌تر كنار گذاشته يا تمسخر شده بودند؟ شايد در زندگي امريكايي «پرده دوم» وجود نداشته باشد، آنگونه كه اف. اسكات فيتزجرالد نوشت، اما در فوتبال هست. اين مربيان مسن‌تر شده‌اند، اما ايده‌هايشان همچنان مرتبط است، هرچند فضاي زمانه چيز ديگري بگويد.
آلونسو و تياگو موتا (كه فقط ۹ ماه در يوونتوس دوام آورد) در نخستين تجربه‌هاي بزرگ‌شان لغزيدند. كريستين كيوو در اينتر و ونسان كمپاني در بايرن نه؛  اما در مورد كمپاني، وقتي بايرن در ۱۲ فصل از ۱۳ فصل گذشته قهرمان بوندس‌ليگا بوده، چگونه قضاوت مي‌كنيد؟ چرا او گزينه جذاب‌تري براي شغلي بزرگ نسبت به ماسيميليانو آلگري يا سيمونه اينزاگي تلقي مي‌شود؛ مربياني كه تيم‌هاي ايتاليايي با منابع كمتر را به دو فينال ليگ قهرمانان رساندند؟ آيا اگر آلگري پيشنهاد جانشيني زيدان در رئال را مي‌پذيرفت، اعتبار بيشتري داشت؟ آيا اگر اينزاگي به‌جاي الهلال در ليگ عربستان، به ليگ برتر مي‌رفت، همچنان نامش بر سر زبان‌ها بود؟
منچستريونايتد، رئال مادريد، تاتنهام و ديگران در ماه‌هاي آينده بايد با اين معماها روبه‌رو شوند: كمبود واقعي يا ساختگي گزينه‌ها، تجربه در برابر پتانسيل، و مساله «مربي مناسب در زمان نامناسب» به‌خاطر مشكلات ساختاري باشگاه يا تركيب تيم. آيا آنها مي‌توانند خود را تطبيق بدهند؟ آيا ما بايد تطبيق بدهيم؟ اينها پرسش‌هاي دشواري است كه فعلا اتحاديه فوتبال انگليس مجبور نيست بپرسد.
توخل گفت: «اين احتمال وجود دارد كه وسوسه شوم به فوتبال باشگاهي برگردم. اما نه در دو سال و نيم آينده.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون