• 1404 چهارشنبه 29 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6265 -
  • 1404 چهارشنبه 29 بهمن

پديده‌اي به نام سوگ دسته‌جمعي

زخمي كه آينده را نشانه گرفته است

ماني جهانپور

دي‌ماه ۱۴۰۴ براي بسياري از جوانان ايران فقط يك تقويم ورق‌خورده نبود؛ زخمي بود كه روي ذهن و دلشان نشست. زخمي كه شايد هركدامشان به شكلي متفاوت تجربه‌اش كردند، اما در يك چيز مشترك بودند: حسِ فقدان، ناامني، ابهام و اندوهي كه جمعي شد. ما با پديده‌اي روبرو هستيم كه اسمش را مي‌شود گذاشت «سوگ دسته‌جمعي».
اولين نكته‌اي كه بايد گفته شود اين است: اين سوگ واقعي و غيرقابل انكار است. حتي اگر همه جزييات را ندانيم، حتي اگر تحليل‌هاي سياسي متفاوتي داشته باشيم، حتي اگر روايت‌ها متنوع باشد، احساس جواني كه دچار غم، خشم يا اضطراب شده، قابل انكار نيست. بي‌اعتنايي به اين احساس، ساده‌سازي آن، يا تمسخرش، نه نشانه عقلانيت است و نه بلوغ؛ بيشتر نشانه فقدان عزت نفس و ناآگاهي فرد است. هركس اندوه نسل جوان را تحقير كند يا به سخره بگيرد، در واقع كرامت انساني را زير پا گذاشته است. اختلاف نظر سياسي يك چيز است، لگدمال كردن احساسات انساني يك نسل چيز ديگر.
اما همدردي صرف كافي نيست. اگر اين سوگ مديريت نشود، اگر فضاي امن براي بيانش فراهم نشود، تبديل به خشم فروخورده، بي‌اعتمادي عميق و گسست اجتماعي مي‌شود. اينجاست كه نقش نهادهاي مياني و آموزشي حياتي مي‌شود.
مدرسه و دانشگاه در چنين روزهايي بايد بيش از هر زمان ديگري به سلامت روان دانش‌آموزان و دانشجويان توجه كنند. اين به معناي برگزاري برنامه‌هاي پر سر و صدا نيست؛ گاهي يك مشاور در دسترس، از ده‌ها برنامه موثرتر است.
بسياري از نوجوانان و جوانان هنوز زبان دقيقي براي بيان احساسات پيچيده‌شان ندارند. اضطراب پس از حادثه را با پرخاشگري نشان مي‌دهند، غم را با انزوا، خشم را با بي‌حوصلگي. حضور فعال و حرفه‌اي روانشناسان و مشاوران در مدارس و دانشگاه‌ها مي‌تواند كمك كند اين هيجانات نام‌گذاري شود، فهميده شود و مسير سالم‌تري براي تخليه پيدا كند.
در اين روزها، طبيعي است كه تمركز پايين بيايد، افت تحصيلي موقت ديده شود يا انگيزه‌ها كم‌رنگ شود. رويكرد خشك و روتين در چنين شرايطي فقط فشار و آسيب را بيشتر مي‌كند. آنچه نياز است، انعطاف همراه با مسووليت‌پذيري است؛ يعني هم استانداردها حفظ شود، هم شرايط رواني جامعه خصوصا دانش‌آموز و دانشجو در نظر گرفته شود.
دانشگاه‌ها هم بايد دسترسي به خدمات مشاوره فردي در مراكز مشاوره را جدي‌تر كنند. مراجعه به روانشناس نبايد انگ تلقي و در وضعيت فعلي بايد افزايش ظرفيت مراكز و تعليق هزينه‌ها انجام شود. اتفاقا در شرايط سوگ جمعي، صحبت با يك متخصص مي‌تواند جلوي شكل‌گيري اختلالات جدي‌تر مثل افسردگي عميق يا اضطراب مزمن را بگيرد. اين اهميت دارد كه بدانيم اين هزينه نيست.
در سال‌هاي اخير، سرمايه اجتماعي در بسياري از جوامع آسيب ديده و ايران هم مستثني نيست. سوگ دسته‌جمعي مي‌تواند اين سرمايه را بيشتر فرسايش دهد يا برعكس، اگر درست مديريت شود، آن را بازسازي كند. اينجاست كه مراكز محلي، فرهنگسراها، خانه‌هاي جوانان و سازمان‌هاي مردم‌نهاد (سمن‌ها) نقش كليدي دارند.
برگزاري كارگاه‌هاي مهارت‌هاي زندگي، جلسات مشاوره گروهي كوچك با حضور روانشناس، يا حتي فراهم كردن فضايي امن براي گفت‌وگوي چند دوست با حضور يك تسهيلگر آموزش‌ديده، مي‌تواند به تخليه سالم احساسات كمك كند. گاهي همين كه جوان بداند تنها نيست و ديگران هم تجربه‌اي مشابه دارند، بار رواني‌اش سبك‌تر مي‌شود.
سمن‌ها همچنين مي‌توانند خطوط مشاوره تلفني يا آنلاين كوتاه‌مدت راه‌اندازي كنند تا كساني كه امكان مراجعه حضوري ندارند، بتوانند با يك متخصص صحبت كنند. در دوره‌اي كه بسياري از ارتباط‌ها ديجيتال شده، ارايه خدمات سلامت روان در بسترهاي آنلاين هم يك ضرورت است.
در كنار نقش نهادها، نقش روابط شخصي را دست‌كم نگيريم. بسياري از زخم‌هاي رواني نه با نسخه رسمي، كه با يك گفت‌وگوي صادقانه ترميم مي‌شود. دوستي كه فقط گوش مي‌دهد، بدون قضاوت و نصيحت‌هاي شتاب‌زده، مي‌تواند از يك درمان ناتمام موثرتر باشد.
در روزهاي سوگ، لازم نيست همه جواب داشته باشيم. كافي است با درك سوگ، شوك يا اضطراب دوستان، شايد گاهي با سكوت و همدلي به همديگر كمك كنيم. در مقابل، رقابت بر سر اينكه چه كسي تحليل بهتري دارد يا چه كسي منطقي‌تر است، فقط فاصله‌ها را بيشتر مي‌كند.
خانواده‌ها هم بايد حواسشان باشد. نوجواني كه كمتر حرف مي‌زند يا بيشتر در اتاقش مي‌ماند، لزوما «لجباز» يا «بي‌ادب» نشده؛ ممكن است درگير سوگي باشد كه توان بيانش را نداشته باشد. گفت‌وگوي آرام، بدون پرخاش و تهديد، كليد باز شدن بسياري از اين گره‌هاست.
جامعه زنده، جامعه‌اي است كه در آن نقد وجود دارد. اما نقد با بي‌رحمي فرق دارد. مي‌شود درباره ريشه‌ها و پيامدهاي حوادث بحث كرد، مي‌شود تحليل متفاوت داشت، اما تحقير احساسات جوانان، هيچ نسبتي با نقد سازنده ندارد.
اگر قرار است آينده‌اي ساخته شود، با نسلي ساخته مي‌شود كه امروز در حال تجربه اين سوگ است.
خرد كردن روحيه او، يعني تخريب همان آينده.سوگ جمعي، اگر درست مديريت شود، مي‌تواند در آينده به همدلي عميق‌تر و بلوغ اجتماعي منجر شود. اما اگر انكار يا تمسخر شود، تبديل به خشم انباشته و بي‌اعتمادي پايدار و تداوم چرخه نابودكننده كينه خواهد شد. انتخاب مسير با ما است.
در اين روزهاي سنگين، شايد مهم‌ترين كار اين باشد كه انسان بمانيم؛ به هم گوش بدهيم، همديگر را تحقير يا تهديد نكنيم و اگر توانش را داريم، دست يكديگر را بگيريم. هيچ جامعه‌اي بدون عبور از بحران رشد نكرده است؛ اما نحوه عبور، آينده را تعيين مي‌كند. اگر با همدلي و گفت‌وگو پيش برويم، اين سوگ مي‌تواند به نقطه‌اي براي تحول و بازسازي اجتماعي بدل شود.
                                                   دبير شوراي مشاوران نسل زد    

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون