• 1404 چهارشنبه 29 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6265 -
  • 1404 چهارشنبه 29 بهمن

زنگ خطر سلامت روان دانشجويان

آريا نوري

چند سال پيش وقتي وارد دانشگاه شدم، تصورم اين بود كه دانشگاه محل شور فكري، گفت‌وگو و اميد به آينده است. هنوز هم چنين ظرفيت‌هايي وجود دارد، اما واقعيتي كه هر روز در راهروها و كلاس‌ها مي‌بينم چيز ديگري است: چهره‌هاي پكر، نگاه‌هاي خسته، سكوت‌هاي سنگين و نوعي نااميدي پنهان كه آرام اما مداوم در فضاي دانشگاه جريان دارد. اين فقط برداشت شخصي من نيست، كافي است كمي دقيق‌تر نگاه كنيم تا بفهميم حالِ رواني دانشجويان خوب نيست.
به عنوان دانشجوي روانشناسي، آموخته‌ام كه سلامت روان صرفا به معناي نداشتن اختلال باليني نيست. سلامت روان يعني معنا، اميد، امنيت رواني و توانايي برنامه‌ريزي براي آينده. وقتي اين مولفه‌ها تضعيف شود، حتي اگر فرد برچسب تشخيصي نگيرد، كيفيت زندگي‌اش به‌ شدت افت مي‌كند. امروز آنچه در دانشگاه مي‌بينيم، بيش از آنكه چند مورد پراكنده اضطراب يا افسردگي باشد، نشانه يك فرسودگي جمعي است.
مساله نگران‌ كننده اين است كه سلامت روان دانشجويان هنوز در تصميمات كلان، اولويت محسوب نمي‌شود. در سياست‌گذاري‌هاي آموزشي، معمولا تمركز بر سرفصل‌ها، آيين‌نامه‌ها و شاخص‌هاي كمي است؛ تعداد فارغ‌التحصيلان، رتبه‌هاي علمي، توليد مقاله. اما كمتر پرسيده مي‌شود كه اين دانشجويان با چه كيفيت رواني از دانشگاه خارج مي‌شوند. آيا انگيزه دارند؟ آيا اميد دارند؟ آيا احساس تعلق مي‌كنند؟
مراكز مشاوره دانشگاه‌ها تلاشي ارزشمند انجام مي‌دهند، اما واقعيت اين است كه در بسياري از موارد با كمبود نيرو، محدوديت زمان جلسات و فشار كاري بالا مواجهند. نسبت مشاور به دانشجو در بسياري از دانشگاه‌ها با استانداردهاي مطلوب فاصله دارد. مهم‌تر از آن، رويكرد غالب هنوز واكنشي است نه پيشگيرانه؛ يعني دانشجو بايد به نقطه بحران برسد تا بتواند چند جلسه محدود دريافت كند. اين درحالي است كه سلامت روان حوزه‌اي است كه نيازمند سرمايه‌گذاري مستمر و برنامه‌ريزي بلندمدت است، نه مداخله‌هاي حداقلي. اما مشكل فقط به مراكز مشاوره ختم نمي‌شود. سلامت روان دانشجويان در سطح كلان نيز كم‌اهميت شمرده مي‌شود. در تصميمات دولتي، كمتر به پيامدهاي رواني سياست‌ها توجه مي‌شود. هر تصميم اقتصادي، اجتماعي يا آموزشي، علاوه بر آثار مادي، پيامدهاي رواني نيز دارد. نااطميناني‌هاي مكرر، تغييرات پيش‌بيني‌ناپذير و فضاي پرتنش عمومي، احساس امنيت ذهني را تضعيف مي‌كند. وقتي جامعه در وضعيت اضطراب مزمن قرار بگيرد، دانشگاه نيز از آن جدا نيست. فضاي منطقه‌اي و بين‌المللي نيز بي‌تاثير نيست. اخبار مداوم از بحران‌ها، درگيري‌ها و تنش‌ها، حتي اگر به‌طور مستقيم زندگي روزمره دانشجو را تغيير ندهد، بر ذهن او اثر مي‌گذارد. نسل ما در معرض سيلي از اطلاعات و تحليل‌هاست. شبكه‌هاي اجتماعي هر لحظه تصويري تازه از ناامني، تهديد يا بي‌ثباتي ارايه مي‌كنند. ذهني كه دايما در حالت آماده‌باش قرار دارد، به ‌سختي مي‌تواند آرامش و تمركز را تجربه كند.
از منظر روان‌شناختي، تداوم چنين فضايي مي‌تواند به شكل‌گيري «درماندگي آموخته‌ شده» منجر شود؛ حالتي كه فرد احساس مي‌كند تلاش او تاثيري بر سرنوشتش ندارد. اين احساس، يكي از خطرناك‌ترين عوامل تضعيف انگيزه و اميد است. وقتي دانشجو باور كند كه آينده قابل پيش‌بيني نيست و نقش او در شكل‌ دادن به آن محدود است، طبيعي است كه اشتياقش براي مشاركت، خلاقيت و حتي تلاش تحصيلي كاهش يابد.
در كنار اين عوامل، فرهنگ عمومي ما نيز گاه به كم‌اهميت‌انگاري سلامت روان دامن مي‌زند. هنوز هم در برخي فضاها، مراجعه به روانشناس با انگ و سوءبرداشت همراه است. هنوز هم گفته مي‌شود «همه همين‌طورند» يا «بايد قوي‌تر باشي». اين نگاه، رنج را پنهان مي‌كند اما حل نمي‌كند. دانشجويي كه زير فشار رواني است، اگر احساس كند شنيده نمي‌شود يا جدي گرفته نمي‌شود، بيش از پيش در خود فرو مي‌رود.
نكته مهم اين است كه سلامت روان دانشجويان، مساله‌اي فردي يا تجملي نيست. دانشگاه محل تربيت سرمايه انساني كشور است. اگر اين سرمايه با فرسودگي، بي‌انگيزگي و نااميدي شكل بگيرد، پيامد آن در كيفيت مديريت، آموزش، پژوهش و حتي روابط اجتماعي آينده آشكار خواهد شد. سرمايه‌گذاري در اين حوزه، هزينه اضافي نيست؛ تضمين‌كننده پايداري اجتماعي و توسعه انساني است.
آنچه امروز نياز داريم، تغيير نگاه است. سلامت روان بايد به عنوان شاخصي اساسي در ارزيابي سياست‌هاي آموزشي و اجتماعي در نظر گرفته شود. دانشگاه‌ها بايد فراتر از برگزاري چند كارگاه مقطعي، برنامه‌هاي منسجم ارتقاي تاب‌آوري، مهارت‌هاي زندگي و گفت‌وگوي اجتماعي را در ساختار خود بگنجانند. دولت نيز بايد در تصميمات خود، اثرات رواني سياست‌ها را به ‌صورت نظام‌مند ارزيابي كند و بودجه اين حوزه را متناسب با اهميت آن افزايش دهد. 
نسل ما نسلي مطالبه‌گر است، اما پيش از مطالبه تغييرات بزرگ، به يك ضرورت ساده اشاره مي‌كند: حالِ رواني دانشجويان را جدي بگيريد. پشت هر چهره پكر در كلاس درس، داستاني از فشار، ترديد يا خستگي نهفته است. اگر اين زنگ خطر را نشنويم، ممكن است در آينده با نسلي روبه‌رو شويم كه مدرك دارد، اما اميد ندارد و جامعه‌اي كه اميد نداشته باشد، مسير پيشرفت را به ‌سختي طي خواهد كرد.
دانشجوي روانشناسي و فعال اجتماعي

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون