• 1404 چهارشنبه 29 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6265 -
  • 1404 چهارشنبه 29 بهمن

درباره «غوطه‌ور» ساخته محمدجواد حكمي

معماي نيمه‌كاره

محمدعرفان صديقيان

ساخت فيلم اول، اغلب فراتر از يك آغاز ساده، به‌ مثابه نشانه‌اي از روحيات، سطح استعداد و افق‌هاي حرفه‌اي يك فيلمساز عمل مي‌كند؛ جايي كه جهان‌بيني و نسبت او با سينما، بي‌واسطه‌تر از هر زمان ديگري خود را آشكار مي‌سازد.محمدجواد حكمي، روحاني فيلمسازي كه پيش‌تر با آثار كوتاه خود شناخته شده بود، در نخستين تجربه بلند سينمايي‌اش مسيري سنجيده و هوشمندانه را برگزيده است كه در آن، آگاهانه از كليشه‌هاي رايج فاصله مي‌گيرد. انتخاب گونه پليسي-معمايي، آن هم با درون‌مايه‌اي ملتهب و حساسيت‌برانگيز  در نگاه نخست مي‌تواند برگ برنده فيلمساز در اولين ساخته بلندش محسوب شود؛ فيلمي كه البته ضعف‌هاي روايي و بصري آن را از تجربه‌اي كامل دور مي‌كند.حكمي در شكل‌دهي ميزانسن‌هاي پويا، چگونگي انتخاب دكوپاژ و خلق فضا، نشان مي‌دهد كه رابطه‌اي معنادار با سينما دارد. او در هر قاب تلاش مي‌كند تا حامل نوعي روايت بصري باشد. به همين دليل فضاسازي‌ها و چينش‌ها در خدمت انتقال حس و روان شخصيت‌ها به مخاطب طراحي شده‌اند و انگار فيلمساز قصد دارد مخاطب را به عمق جهان داستاني‌اش كشيده و تجربه‌اي سينمايي و در عين حال روانشناختي ارايه دهد. با وجود تسلط نسبي حكمي بر ابعاد تكنيكي سينما، فيلمنامه او با ضعف‌هاي قابل‌توجه ساختاري و روايي مواجه است. در «غوطه‌ور» طراحي موقعيت‌ها و سير پيشرفت روايت گاهي از انسجام خالي است و شخصيت‌ها آن‌گونه كه ابزارهاي بصري وعده مي‌دهند، عمق نمي‌يابند. گويي توانايي فني فيلمساز هنوز با مهارت در شكل‌دهي داستاني منسجم و گيرا همسو نشده است. به‌طور معمول، در آثار معمايي و جنايي انتظار مي‌رود فيلمنامه‌نويس چند گام جلوتر از مخاطب حركت كند تا طرح موقعيت‌ها و پيچش‌هاي داستاني، بدون افشاي زودهنگام رازها، تاثيرگذار و هيجان‌انگيز باقي بمانند. 
با اين حال، خلق گره‌افكني‌ها و گره‌گشايي‌ها در «غوطه‌ور» غالبا به ساده‌ترين و قابل پيش‌بيني‌ترين شيوه ممكن به انجام رسيده است و نتيجه، كاهش جذابيت روايت و كم شدن انگيزه مخاطب براي دنبال كردن ماجرا از نيمه فيلم به بعد است. اين موضوع در ژانر معمايي و جنايي كه انتظار پيچيدگي و تعليق مي‌رود، ضعف فيلمنامه را بيش از پيش آشكار مي‌كند.اين معضل روايي در پايان‌بندي فيلم بيش از همه نمود پيدا مي‌كند. گره‌گشايي نهايي با ايده‌اي نيم‌بند و تا حدي باسمه‌اي نه تنها تعليق و انسجام روايت را تضعيف مي‌كند، بلكه تجربه‌ مخاطب را نيز كم‌اثر و گذرا مي‌سازد. همين مساله باعث تبديل شدن فيلم به اثري فراموش‌شدني است كه از ظرفيت بالقوه‌ مضموني خود براي اثرگذاري بر تماشاگر بهره‌اي نمي‌برد.با وجود اينكه شخصيت‌ها براساس ساختارهاي آشنا و پيچيده ژانر معمايي و جنايي، نظير پليس خوب و پليس بد و مظنون پيچيده و مرموز شكل گرفته‌اند، اما نويسنده نتوانسته از اين الگوها فراتر رود و درنهايت شخصيت‌ها به تكرار ايده‌هاي كليشه‌اي تن داده‌اند. چنين رويكردي كه مي‌توانست فرصت‌هاي غني براي خلق عمق روانشناختي و درگيري ذهني مخاطب فراهم كند، درنهايت تجربه روايي فيلم را تضعيف كرده و حس نوآوري و تازگي در روايت را محدود ساخته است. باوجود تمام ضعف‌ها، احتمالا روايت قصه براي بسياري از مخاطبان همچنان جذابيت‌هايي به همراه دارد، نكته‌اي كه در نوع مواجهه اهالي رسانه با فيلم نيز مشهود بود و عمده آنها تا پايان به تماشاي فيلم ادامه دادند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون