• 1404 پنج‌شنبه 30 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6266 -
  • 1404 پنج‌شنبه 30 بهمن

«اعتماد» در گفت‌وگو با فعالان سياسي دور دوم مذاكرات ايران و امريكا را بررسي مي‌كند

بحران بی‌بحران

مصطفي هاشمي‌طبا: كشورها، حتي وقتي اختلافات عميق دارند، ناگزيرند با يكديگر حرف بزنند مازيار بالايي: خلأ روايت رسمي در مذاكرات جامعه را نگران كرده است

مهدي بيك‌اوغلي

در فضاي پر فراز و فرود سياست خارجي، همزمان با پايان دور تازه‌‌اي از مذاكرات، بار ديگر بحث «مذاكره» به كانون توجه افكار عمومي ايرانيان بازگشته. مردم منتظرند اخبار خوشي درباره مذاكرات بشنوند تا دورنمايي روشن‌تر از آينده برايشان تصويرسازي شود. مذاكراتي كه از نگاه برخي طيف‌هاي راديكال نشانه عقب‌نشيني و از ديد گروهي ديگر تنها راه جلوگيري از بحران تلقي مي‌شود. اما پرسش كليدي آن است كه مذاكرات ايران و امريكا به كدامين پيوست‌هاي تكميلي نياز دارد تا بتوان بيشترين ارزش افزوده به نفع ايرانيان را از آن استخراج كرد؟ مصطفي هاشمي‌طبا و مازيار بالايي دو تن از تحليلگران سياسي در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن واكاوي ابعاد گوناگون مذاكرات هسته‌اي، پيوست‌هاي رسانه‌اي و خبري را يكي از كمبودهاي جدي پيش روي اين دور از گفت‌وگوها تلقي مي‌كنند. به اعتقاد بالايي، صدا و سيما  به‌رغم فضاي انحصاري در انتشار اخبار كه برايش فراهم شده، هرگز نتوانسته به يك مرجع خبري قابل اتكا براي ايرانيان (و افكار عمومي منطقه و جهان) بدل شود. از سوي ديگر هاشمي‌طبا نيز معتقد است نظام سياسي همزمان با توافق در بيرون بايد به فكر آشتي ملي در درون و افزايش دامنه‌هاي انسجام اجتماعي باشد.

مصطفي هاشمي‌طبا: مذاكره  نه نشانه صلح است و نه اعلان جنگ
مصطفي هاشمي‌طبا، فعال سياسي ميانه‌رو در گفت‌وگو با اعتماد در واكنش به دور دوم مذاكرات ايران و امريكا از منظر سياسي مي‌گويد: «مذاكره در ذات خود و به صورت مطلق نه پيام‌‌آور صلح است و نه اعلان جنگ. اين گزاره‌اي است كه مصطفي هاشمي‌طبا، فعال سياسي و مدير باسابقه، در تحليل فضاي كنوني روابط خارجي كشور بر آن تأكيد دارد. از نگاه او، گفت‌وگو ميان دولت‌ها يك اصل اجتناب‌‌ناپذير در روابط بين‌الملل است. اصلي كه نه‌‌تنها در دوران آرامش، بلكه حتي در ميانه شديدترين درگيري‌ها نيز نبايد كنار گذاشته شود. او با اشاره به اين ضرورت‌ها مي‌گويد: «مرور تاريخ معاصر ايران نشان مي‌دهد كه حتي در دوران جنگ تحميلي، زماني كه دو كشور ايران و عراق درگير يك منازعه تمام‌ عيار نظامي بودند، كانال‌‌هاي ديپلماتيك به ‌طور كامل بسته نشد. سفارت‌ها و كنسولگري‌‌ها فعال ماندند و تماس‌‌هاي حداقلي حفظ شد. اين تجربه تاريخي به ‌روشني نشان مي‌دهد كه قطع كامل گفت‌وگو نه ممكن است و نه مطلوب. از اين منظر، نفس مذاكره ايران و امريكا را نمي‌توان به‌ تنهايي نشانه يك تحول بزرگ يا يك خطر قريب ‌الوقوع دانست. مذاكره گاه پيش ‌درآمد جنگ بوده (همان طور كه در جنگ 12 روزه شاهد آن بوديم) و گاه مقدمه صلح. حتي پس از پايان جنگ‌‌ها نيز، مسير نهايي حل‌ وفصل اختلافات از مسير ميز گفت‌وگو مي‌گذرد. نمونه بارز آن، جنگ ايران و عراق است كه سرانجام نه در ميدان نبرد، بلكه پشت ميز مذاكره خاتمه يافت.» هاشمي‌طبا معتقد است «نبايد از مذاكره انتظار معجزه داشت. مذاكره نه تضمين‌‌كننده صلح پايدار است و نه لزوما به كاهش فوري فشارها منجر مي‌شود. در عين حال، ترك مذاكره نيز به معناي حذف يك ابزار مهم در مديريت بحران‌ها است. كشورها، حتي زماني كه اختلافات عميق دارند، ناگزيرند با يكديگر حرف بزنند؛ چرا كه جايگزين گفت‌وگو، تشديد سوءتفاهم و افزايش احتمال درگيري است.» اين فعال سياسي يادآور مي‌شود: «در شرايط فعلي بايد در برابر برخي اظهارنظرها درباره «دورنماي دستيابي به چارچوب مشترك» يا «احتمال رسيدن به يك متن» با احتياط نگريسته شود. در واقع نبايد نسبت به مذاكرات با خوش‌بيني صرف نگريسته شود و نه با بدبيني صرف. بايد در مواجهه با اين گفت‌وگوها واقع‌بين باشيم و در راستاي منافع ملي ايرانيان حركت كنيم. تجربه‌هاي گذشته نشان داده است كه صرف اعلام ادامه مذاكرات يا ترسيم افق‌‌هاي كلي، لزوما به نتيجه ملموس منجر نمي‌شود. در گذشته نيز مواردي وجود داشته كه مذاكرات ادامه يافته، اما همزمان تحولات ميداني مسير ديگري را رقم زده‌اند.» از نگاه هاشمي‌طبا «آنچه اهميت دارد، نه صرف ادامه گفت‌وگوها، بلكه محتواي واقعي و اراده طرفين براي رسيدن به تفاهم است. اگر مذاكره به ابزاري براي خريد زمان، مديريت افكار عمومي يا انتقال فشار به طرف مقابل تبديل شود، نمي‌توان انتظار دستاوردي پايدار از آن داشت.» او معتقد است: «نكته محوري ديگر در اين تحليل، نگاه انساني و اخلاقي به مساله جنگ و صلح است. جنگ و تنازع، صرف‌ نظر از اينكه آغازگر آن چه كسي باشد، در نهايت به زيان مردم تمام مي‌شود. جوامع در شرايط جنگي نه‌تنها رشد نمي‌كنند، بلكه با فقر، آوارگي و فروپاشي اجتماعي مواجه مي‌شوند. از اين رو، پرهيز از جنگ نه از سر مصلحت سياسي، بلكه از منظر انساني و اخلاقي نيز يك ضرورت است. در همين چارچوب، حتي دشمني عميق نيز نبايد مانع گفت‌وگو شود. در ادبيات اخلاقي و ديني نيز، نگاه صرفا حذف‌‌گرايانه به دشمن جايگاهي ندارد. بدي، پيش از آنكه به ديگري آسيب بزند، به خودِ فرد يا نظامي كه آن را اعمال مي‌كند بازمي‌گردد. اين نگاه، سياست‌‌ورزي را از سطح تقابل صرف، به سطح مسووليت‌پذيري ارتقا مي‌دهد.» هاشمي‌طبا مي‌گويد: «در نهايت، مذاكره ابزاري است كه مي‌تواند در خدمت منافع ملي قرار بگيرد، به شرط آنكه با واقع‌‌بيني، صبر و درك درست از موازنه قدرت همراه باشد. نه بايد آن را مطلقا نفي كرد و نه بيش از حد بزرگ جلوه داد. مذاكره نه نشانه ضعف است و نه الزاما علامت پيروزي؛ بلكه بخشي از فرآيند پيچيده سياست خارجي در جهاني پرتنش و متغير است. جمع‌‌بندي اين ديدگاه آن است كه در شرايط كنوني، حفظ كانال‌‌هاي ديپلماتيك ضروري است، اما انتظار نتيجه سريع يا قطعي از آن، واقع‌بينانه نيست. آنچه اهميت دارد، جلوگيري از افتادن كشور و منطقه در چرخه‌اي است كه هزينه اصلي آن را مردم مي‌پردازند. از اين منظر، مذاكره اگرچه همه ‌چيز نيست، اما نبود آن مي‌تواند آغازگر مسيرهاي پرهزينه‌تري  باشد.»

مازيار بالايي: خلأ روايت رسمي  جامعه را نگران كرده است
 در حالي كه دور جديد مذاكرات با ارزيابي‌هاي نسبتا مثبت از سوي برخي مقامات و ميانجي‌‌ها همراه بوده، نبود روايت شفاف و مستند در فضاي رسانه‌اي داخلي، به گفته مازيار بالايي، فعال سياسي اصلاح‌طلب جامعه را در معرض التهاب رواني و وابستگي به اخبار غيررسمي قرار داده است. بالايي در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به فضاي حاكم بر دور دوم مذاكرات گفت: «در حال حاضر دو نوع ارزيابي درباره روند گفت‌وگوها وجود دارد؛ از يك‌ سو برخي مقامات ارشد حوزه ديپلماسي كشور، روند مذاكرات را مثبت و در مسيري سازنده ارزيابي مي‌كنند و معتقدند اين گفت‌وگوها مي‌تواند زمينه‌ساز ادامه رايزني‌ها در مراحل بعدي باشد. در همين چارچوب، مواضع اعلامي وزير امور خارجه عمان نيز تقريبا همسو با اين نگاه است و نشان مي‌دهد ميانجي‌ها نيز فضاي كلي مذاكرات را منفي نمي‌بينند. در مقابل، موضع رسمي طرف امريكايي تا اين لحظه شفاف و علني بيان نشده و همين سكوت، زمينه‌ساز گمانه‌زني‌هاي متعدد در فضاي رسانه‌اي شده است.» اين تحليلگر با تأكيد بر اينكه نبايد صرفا بر نتيجه نهايي مذاكرات تمركز كرد، اظهار داشت: «به نظر من، اهميت گفت‌وگوهاي بيروني در شرايط فعلي بيش از هر چيز به نحوه مديريت فضاي داخلي گره خورده است؛ اينكه همزمان با مذاكرات خارجي، در داخل كشور چه روايتي شكل مي‌گيرد و چه اصلاحاتي صورت مي‌پذيرد، اهميت بسيار بالايي دارد. واقعيت اين است كه شانس موفقيت يا عدم موفقيت مذاكرات به‌ طور طبيعي پنجاه -‌ پنجاه است، اما آنچه اهميت دارد اين است كه در هر دو سناريو، اگر انسجام داخلي حفظ شود، ايران دست بالاتر را خواهد داشت. در سطوح بالاي تصميم‌گيري، به ‌نظر مي‌رسد هماهنگي قابل توجهي ميان نهادهاي مختلف وجود دارد. از ميدان تا ديپلماسي، پيام واحدي مخابره مي‌شود و حتي تأكيد مي‌شود كه در كنار مذاكره، آمادگي‌هاي لازم نيز حفظ شده است. معتقدم در كنار توافق در برون نيازمند ايده آشتي ملي دروني نيز هستيم.» اين تحليلگر مي‌افزايد: «اما مساله اصلي اينجاست كه اين وضعيت براي افكار عمومي به‌ درستي تبيين نمي‌شود. مردم دائما در معرض اخبار پراكنده، شايعات و گزارش‌هايي از رسانه‌هاي خارجي قرار دارند؛ از كانال‌هاي اسراييلي گرفته تا گزارش‌هاي آكسيوس و رويترز در حال پمپاژ خبر مورد نظر خود هستند. در داخل كشور، اما يك جريان رسانه‌اي مستند، حرفه‌اي و شفاف كه بتواند ابعاد مختلف مذاكرات، سناريوهاي پيش ‌رو و پيامدهاي هر مسير را براي مردم توضيح بدهد، عملا وجود ندارد. اين خلأ رسانه‌اي باعث شده نوعي عطش و وابستگي ناسالم به خبر در جامعه شكل بگيرد؛ مردم مدام به دنبال خبر فوري هستند و اين مساله فشار رواني شديدي به جامعه وارد مي‌كند. آنچه اكنون به‌ شدت به آن نياز داريم، روايت‌سازي اميدبخش و واقع‌بينانه است؛ روايتي كه حتي اگر به سمت تقابل هم پيش برويم، بتواند جامعه را از نظر رواني آماده و مقاوم نگه دارد.» اين تحليلگر درخصوص ضرورت انجام اصلاحات داخلي همزمان با مذاكرات خارجي يادآور مي‌شود: «در حوزه داخلي، برخي نشانه‌هاي اصلاحي ديده مي‌شود؛ ازجمله كاهش محسوس ردصلاحيت‌ها در برخي انتخابات كه مي‌تواند به عنوان يك سيگنال مثبت تلقي شود. در زمينه آزادي‌هاي اجتماعي نيز رويكرد دولت از ابتدا مشخص بوده، اما مساله اينجاست كه بار اين رويكرد تقريبا به ‌تنهايي بر دوش دولت افتاده، در حالي كه مذاكرات يا هر تصميم كلان ديگر، تصميم كل نظام است و همه نهادها بايد در آن سهيم باشند.» بالايي با انتقاد از عملكرد رسانه ملي گفت: «صدا و سيما به عنوان اصلي‌ترين ابزار رسانه‌اي كشور، عملا در اين مقطع نقش موثري در تبيين شرايط ايفا نمي‌كند. يا بايد وارد ميدان توليد گفت‌وگوي تخصصي شود يا اگر نمي‌تواند، ساختار آن نيازمند بازنگري جدي است. ما همچنان شاهد تك‌‌صدايي در صدا و سيما هستيم و بيشتر بهانه‌هايي براي تسويه‌حساب‌هاي سياسي يا حمله به گذشته مطرح مي‌شود، نه توضيح فني و دقيق شرايط پيش ‌رو. اين در حالي است كه صدا و سيما با اين حجم بودجه و نيروي انساني، شايد يكي از پرهزينه‌ترين دستگاه‌هاي رسانه‌اي جهان باشد، اما در افزايش تاب‌آوري اجتماعي و آمادگي افكار عمومي، نقش پررنگي ايفا نمي‌كند.»

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون