گروه ورزش
تيم ملي فوتبال اميد ايران بار ديگر در آستانه تغييرات كليدي در كادرفني قرار گرفته است. باتوجه به شواهد به نظر ميرسد دوران حضور اميد روانخواه در اين تيم به پايان رسيده و فدراسيون در پي انتخاب جانشيني براي خروج از بنبستهاي اخير است. در ميان گزينههاي مطرح شده نام افشين قطبي به دليل پيشينه بينالمللي و شناخت دقيق از اتمسفر فوتبال ايران بيش از سايرين جلب توجه ميكند. اينكه چه كسي ميتواند طلسم صعود به المپيك را بشكند، پرسشي است كه ذهن كارشناسان را به خود مشغول كرده است. در همين راستا گفتوگويي اختصاصي با فرزاد آشوبي داشتهايم تا ابعاد اين تغييرات را بررسي كنيم كه در ادامه ميخوانيد.
شما يكي از افرادي بوديد كه از انتخاب اميد روانخواه به عنوان سرمربي تيم ملي اميد حمايت كرده بوديد.
البته حمايت كردم و در ادامهاش هم به شما گفتم كه به موفقيت خوشبين نيستم به دليل بيبرنامگي.
يعني ميخواهيد بگوييد كادرفني از اين نتايج به دست آمده، مبراست؟
نه، نميخواهم بگويم مبراست به هر حال مسووليت با كادرفني است، اما مبحث اين است كه قبل از اينكه بخواهيم به مسووليت برسيم بايد خيلي از پارامترها و شرايط ديگر را در حد معقول و نرمال در نظر گرفت. وقتي آن پارامترها و شرايط به شكل درستي لحاظ نميشود پس در اين وضعيت به نظرم كادرفني را نه مبرا، اما حد تقصيرشان بسيار كمتر از عاملي ميدانم كه مسبب اين وضعيت است.
پس مهمترين عامل ناكامي اميدها از نظر شما چه بود؟
كاملا مشخص است؛ فدراسيون. فدراسيوني كه با بيتوجهيهاي دامنهدار خودش و از دست دادن زمان، كادر فني و بازيكنان را در شرايط سختي قرار داد. صرفا هم مربوط به تيم اميد ما هم نميشود، ساير ردههاي ملي ما هم همين وضعيت را دارند. اين، اصلا روند صحيحي نيست كه سالهاست جريان دارد و چند وقت پيش هم خواندم كه آقاي جلالي گفته بود ايراد اساسنامهاي هست، اگر ايرادي وجود دارد خب اساسنامه را اصلاح كنند. اين به نفع فوتبال است.
كدام بند يا تبصره اساسنامه درباره تيم اميد نياز به اصلاح دارد؟
مثلا تيمهاي رده پايه، آن مبحث تشكيل شدنشان شش ماه تا يكسال قبل از مسابقات است، من چنين چيزي از زبان ايشان خواندم. خب اين يك ايراد اساسنامهاي است كه ميتوانند اصلاحش كنند و به نفع فوتبال ميشود.
به نظر شما فدراسيون چه كارهايي بايد انجام ميداد تا تيم اميد درصد موفقيتش بيشتر شود؟
اينكه شما ۹ ماه يا يكسال قبل از مسابقات بخواهي تيم ملي اميد را تشكيل بدهي يك روند اشتباهي است! ما اگر نگاهمان به مسابقات المپيك ۲۰۲۶ هست بايد بعد از المپيك قبلي كه غايب بوديم و مشخص بود نياز به برنامهريزي داريم از همان زمان مربي مشخص ميشد و مربي براساس زمانبندي بازيكناني كه ميتوانستند در المپيك بعد حضور داشته باشند، دعوت ميكرد و در اردوهاي مختلف و شرايط متفاوت اينها را زيرنظر ميداشت در مسابقات باشگاهي. اينكه صرفا يكسال مانده به مسابقات بخواهيم تيمي را تشكيل بدهيم و دو يا سه اردوي خوب هم برايشان بگذاريم، اين در مقابل كشورهايي كه با برنامهريزي بلندمدتتر حركت ميكنند، جوابگو نخواهد بود. اين تجربه دهههاي اخير فوتبال ماست كه نشان داده بازدهي و خروجي مطلوب را به همراه نخواهد داشت. فكر نكنم مورد پيچيده و غيرمنتظرهاي باشد، اساسنامهاي كه اجازه اين موضوع را نميدهد نياز به اصلاح دارد.
فكر ميكنيد امسال خروجي ليگ ما به لحاظ بازيكن براي تيم اميد تامينكننده بود؟
ما در تمام دورههاي قبلي هم كه حذف شديم و حسرت رسيدن به المپيك در دل جامعه فوتبال ماند داراي تيمهاي خوب و شايستهاي بوديم و سرمربيان خارجي يا باتجربه ايراني داشتيم، اما ناكام مانديم پس مشكل فقط فني نيست. البته كه تيم ما مشكل فني هم داشت وقتي نتوانست حتي يك گل بزند و در مقابل ضعيفترين تيم گروه -حداقل روي كاغذ- كه لبنان بود ما بازي را باختيم. انتقاد وارد است، اما معتقدم قبل از انتقادات فني بايد انتقادات ساختاري را درنظر بگيريم. در اين شرايط، مباحث فني خيلي سخت پيش ميرود.
اگر بخواهيد يك راهكار به فدراسيون پيشنهاد بدهيد تا اين طلسم شكسته شود، چيست؟
تيم المپيك ما اگر امروز تشكيل شود، اولين خروجياش را بايد در دو يا سه سال آينده مشاهده كنيم. واقعا گروههاي سني به اين شكل نيست كه در چند ماه يك تيم را تشكيل بدهيد و همان تيم براي شما موفقيت داشته باشد. اگر حسين عبدي توانست با نوجوانان به جام جهاني صعود كند آن تيم محصول دو سال پيگيري منظم و برگزاري اردوهاي تداركاتي پرتعداد و متفاوت بود كه نتيجهاش صعود به جام جهاني بود. ساير تيمهاي پايه هم همين برنامهريزيها بايد برايشان صورت بگيرد. ما با تمام كمبودها و كاستيها هنوز هم پتانسيل زيادي به لحاظ سختافزار داريم، اما بدون برنامهريزي به شدت شانسمان كم است.
با كنار گذاشتن روانخواه موافق هستيد؟
مشكل مربي نيست يا تنها مربي را نبايد مقصر بدانيم و تا زماني كه اين تغييرات بنيادي صورت نگيرد و نگرش و تفكر دچار تغيير نشود مربيان بعدي هم فقط ناكامي را در آغوش خواهند گرفت. ظاهرا ديدگاه و جمعبندي براي حفظ روانخواه نيست و بدنه تصميمگير راجع به اميد و ساير تيمهاي پايه كماكان بهترين راهكار را كنار گذاشتن گروه فني و مقصر دانستن آنها ميدانند.
صحبت از حضور افشين قطبي به عنوان جانشين روانخواه است. درباره بازگشت احتمالي قطبي به فوتبال ايران چه نظري داريد؟
آقاي قطبي مربي بزرگي است و تجربه و درايت لازم را دارند، اما آن سوال اصلي پاسخ داده نخواهد شد كه مشكل ما ساختار است. در اين شرايط كار براي آقاي قطبي هم بسيار سخت خواهد بود، چون مبحث زمانبندي به هيچوجه درنظر گرفته نميشود و اين كار را براي هر مربي ديگري هم سخت ميكند. اما اينكه ايشان مربي خوب و شايسته و قابل اعتنا براي اميدهاست خب ترديدي در آن وجود ندارد. او سالها تجارب بينالمللي دارد و با اتمسفر فوتبال ما آشناست كه شانسش را براي موفقيت بسيار بالا ميبرد، اما بدون پاسخ دادن به جريان اشتباه جاري كار بسيار دشوار خواهد بود. ما حتي اگر هم به موفقيت برسيم فقط يك جرقه و اتفاق كوتاهمدت خواهد بود بايد در نگرش و ديدگاهمان تغيير ايجاد كنيم وگرنه بيش از اين از فوتبال آسيا هم عقب ميمانيم.