از ستوني به ستون ديگر
به دنبال اين است تا ماشين جنگي امريكا را كه در منطقه خيمه زده با ابزار ديپلماسي و مذاكره مهار كند، در اين ميان اگر اين مذاكرات به سرعت به نتيجه مطلوب ايران يا نزديك به نتيجه مطلوب برسد كه بهترين گزينه است و اگر زمان ببرد با اين تضمين كه در زمان مذاكره حملهاي در كار نخواهد بود، هم براي ايران قابل قبول بوده و هم ميتواند به نوعي براي نيروهاي دفاعي و نظامي خود و براي ترميم زخمهاي برجاي مانده از ديماه زمان به دست آورد. اين سياست از اين ستون به آن ستون هميشه نيز به فرج نميانجامد و يك روي خطرناك نيز دارد كه ميتواند در صورت گذشتن از حد معقول به عكس خود عمل كند؛ به اين شكل كه زمان براي تكميل زنجيره محاصره و آرايش نظامي امريكا نيز مفيد است و از طرفي به لحاظ رسانهاي هم فشار را بر تهران افزايش خواهد داد. در مجموع به نظر ميرسد منفعت ايران در رسيدن به يك توافق خوب و در عين حال سريع باشد . فشارهاي تحريمي، تهديدات نظامي، نياز جامعه به يك نقطه اميد ملموس و عدم اعتماد به امريكا و تضمينهايش در مورد حمله نكردن در طول مذاكرات - همانطور كه در مرحله اول در ميان مذاكرات حمله كرد- موضوعاتي است كه رسيدن به توافق سريعتر را براي ايران مفيدتر كرده است. براي اين كار حتما نياز به گرفتن تصميمات بزرگ و البته در چارچوب منافع و امنيت ملي است و اينكه طرف مقابل هم بداند ايران تنها در چارچوب امنيت و منافع خود حاضر به قبل توافق است و در غير اينصورت حتي حاضر است هزينههاي جنگ را نيز بپذيرد.