يادداشتي بر نمايش «خشم قلمبه» به كارگرداني وحيد نفر
سلامت رواني خانواده به روايت «صحنه»
علي يداللهي
اقتباس نمايشي به معناي تطبيق يك اثر براي صحنه، يعني داستاني كه ابتدا در قالب كتاب نوشته شده، براي اجرا در تئاتر، سينما يا تلويزيون بازنويسي و تبديل شود. در اين فرآيند، نويسنده يا نمايشنامهنويس بايد داستان را با درنظر گرفتن محدوديتها و امكانات مديوم نمايشي بازنويسي كند. اين شامل تغييراتي در ساختار، شخصيتپردازي، ديالوگها و صحنهپردازي است. در زمينه كتابهاي قصه، اقتباس نمايشي بيشتر به تبديل يك داستان مكتوب به يك اثر نمايشي (مانند نمايش عروسكي، تئاتر كودك يا حتي انيميشن) اشاره دارد كه در آن، عناصر داستاني براي اجرا روي صحنه يا تصوير، تغيير شكل ميدهند. موضوع مهمي كه در تئاتر كودك و نوجوان كمتر به آن پرداخته شده، موضوع خشم و كنترل خشم است.
خشم و كنترل خشم، يكي از زيرمجموعههاي مهم «مديريت هيجان» و «مديريت استرس» به شمار ميرود. خشم يك هيجان طبيعي و گاه ضروري است، اما وقتي شديد، مكرر، نامتناسب با موقعيت يا مخرب شود، نياز به مديريت دارد. يادگيري و تمرين مهارت كنترل خشم به افراد كمك ميكند تا زندگي متعادلتر، سالمتر و شادتري داشته باشند. فعاليتهاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان همواره براساس كتاب، فرهنگ و گسترش كتاب و كتابخواني بوده و به هر موضوع به عنوان يك واسطه تربيتي پرداخته است. نمايش «خشم قلمبه»، نوشته سعيد ابك، براساس كتابي با همين نام اثر «ميري دلاتسه» و با كارگرداني وحيد نفر، اين روزها در مركز توليد تئاتر و تئاتر عروسكي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان اجرا ميشود. «خشم قلمبه»، اثري نمايشي است كه با ظرافتي مثالزدني، به موضوعي حياتي و پيچيده همچون خشم در خانواده ميپردازد. اين اثر، فراتر از يك سرگرمي صرف، چونان آينهاي شفاف، ريشههاي رفتارهاي مخرب را به تصوير ميكشد و در عين حال، راهكارهايي براي ايجاد فضايي سالمتر و ارتباطي موثرتر ارايه ميدهد. «خشم قلمبه»، با زباني ساده و در قالبي فانتزي، پيامهاي عميق و تربيتي را به گونهاي منتقل ميكند كه هم براي كودكان قابل درك باشد و هم بزرگسالان را به تأمل وا ميدارد.
كارگرداني وحيد نفر در اين نمايش، ستودني است؛ او با هنرمندي توانسته است تا پيچيدگيهاي خشم در روابط خانوادگي را به شكلي ملموس و قابل فهم براي مخاطب عام، چه كودك و چه بزرگسال، به نمايش بگذارد. اين اثر نشان ميدهد چگونه رفتار والدين و تنشهاي ناشي از خشم ميتواند تاثيرات مخربي بر رشد عاطفي و رفتاري كودكان گذاشته و منجر به احساس تنهايي و انزوا در فرد شود. «خشم قلمبه» بر اهميت آموزش و تربيت صحيح در خانواده تاكيد ميكند و اين مساله را به شكلي عميق و اثرگذار براي تمام اعضاي خانواده، قابل تأمل ميسازد.
در بخش بازيها، شاهد تعادلي هوشمندانه ميان فانتزي و واقعگرايي هستيم؛ عناصري كه نه تنها چشمنوازند، بلكه در خدمت پيشبرد درام و عمقبخشيدن به مفاهيم نمايش قرار گرفتهاند. سبك بازيگري نوآورانه وحيد نفر، با استفاده از غلوهاي نمايشي كه كاملا در خدمت قصه هستند، نقش مهمي در جذب مخاطب و انتقال پيامهاي دروني نمايش ايفا ميكند. سعيد ابك نيز با چيرهدستي، داستان را به درامي گيرا تبديل كرده و توانسته است مفاهيم و احساسات عميق را با ظرافت به تماشاگر منتقل كند. طراحي صحنه سينا ييلاقبيگي، با سادگي دلنشين و باورپذير خود، فضايي ايدهآل براي اجراي نمايش فراهم كرده است. او با خلق سه فضاي ادغامشده و كاربردي، بدون هيچگونه اضافهگويي و با ذوقي مثالزدني، امضاي خاص خود را در صحنهپردازي اين اثر به جا گذاشته است. كارگردان نيز به بهترين شكل از اين فضاها بهره برده و ميزانسنها به گونهاي طراحي شدهاند كه بازيگران حضوري طبيعي و بدون جلبتوجه ناخواسته داشته باشند و بدينترتيب، احساسات و موقعيتهاي دراماتيك به بهترين شكل به مخاطب منتقل شوند. نقطه قوت نمايش، در تغيير تدريجي و باورپذير شخصيت «دختر» است؛ اين تحول از كودكي خشمگين به فردي آرام، به لطف بازي درخشان بازيگر، بسيار تاثيرگذار و گيرا از آب درآمده. نقش مادر و پدر نيز با همين دقت و ظرافت به تصوير كشيده شدهاند. علي باروتي در نقش «خشم»، با ارايه اجرايي قدرتمند و باورپذير، نقشي كليدي در موفقيت نمايش ايفا كرده است. درنهايت، «خشم قلمبه» گواهي است بر اين باور كه هنر، به ويژه تئاتر، ميتواند ابزاري قدرتمند براي آموزش و آگاهيبخشي باشد. اين اثر با درك عميق از نيازهاي تربيتي جامعه، توانسته است پيامهاي مهمي را در قالبي فانتزي، ساده و بسيار اثرگذار به مخاطب برساند. در مجموع، «خشم قلمبه» باتوجه به اندازه بودن (اندازه در بازي، در شوخي و پيامرساني) موفق شده است پيامهاي عميق و مهمي را در قالب فانتزي، ساده و اثرگذار ارايه بدهد. اين ويژگي، بزرگترين و مهمترين دستاورد نمايش است كه پيامهاي تربيتي و اجتماعي را با ظرافت و خلاقيت به مخاطب كودك و نوجوان منتقل ميكند.
انتقال ماهرانه پيامهاي تربيتي و اجتماعي با ظرافت و خلاقيت است. «خشم قلمبه» نه تنها تجربهاي هنري، بلكه سرمايهاي ارزشمند در جهت آموزش و ترويج سلامت رواني و ايجاد روابط سالم در خانوادهها محسوب ميشود و الهامبخش نسلهاي آينده در بنا نهادن جوامعي سرشار از درك و همدلي خواهد بود.