عليمردان خان صنعتگر
مهدي دهقان منشادي
ايرج ميرزا شعري دارد كه در فولكلور ما ايرانيها جا افتاده است. او داستان عليمردانِ بيادب و بيهنري را روايت ميكند كه اهل محل و خانه را به ستوه آورده و چون پسر عباسقليخان است از هر تنبيهي مصون ميماند. در كشور ما هم شِبهِ عليمردانها چه به صورت حقيقي و چه به صورت حقوقي فراوانند و مردم رنج ديده از دستشان فريادرسي ندارند. ما مرثيهخوان درماندگي و كوتاهدستي خود خواهيم بود وقتي بدانيم اوضاع زمانه و شرايط زندگي نسل ما به گونهاي پيش رفته كه آيندگان به جاي سوگواري براي ما به حالمان خواهند خنديد، همانگونه كه مافياي خودروساز داخلي نيز به ريش عزيزمان خنديده است. اين مافياي خودروساز داخلي كه از مهرباني دولتها بهره فراوان برده است با رفتار مبتذلي كه حاكي از دستهاي حمايتگر و منافع پشت پرده است از چندين سو پا بر شانه مصرفكننده ايراني گذاشته و بالا و بالاتر رفته و به رنجافزايياش تداوم ميبخشد. سياستهاي يك بام و دو هواي دولتها چندين دهه است تحت عنوان اشتغالزايي و حمايت از توليدات داخلي، تعرفههاي سنگيني را بر واردات خودروهاي با كيفيت خارجي بسته است و ما ايرانيها مجبوريم در شرايط انحصاري پيش آمده براي اقليتي خاص در صف خودروهاي بيكيفيت داخلي بايستيم و محصولاتي موسوم به ارابههاي مرگ را با قيمتي گرانتر از خودروهاي بازار جهاني بخريم. سالهاست بر همگان ثابت شده است اين بيكيفيتهاي گرانِ پر هزينه داراي مصرف سوختي بيش از دو برابر همتاهاي خارجيشان هستند و كيفيت پايين آنها و نياز براي تعميرات پياپي موجب اشتغال گسترده تعميرگاهها و سود فراوان براي توليدكنندگان و فروشندگان لوازم يدكي شده است.
خودروسازان داخلي كه مدام از زيان انباشته و بيصرفه بودن توليد حرف ميزنند با عرضه محصولات گران و پايينتر از استانداردهاي بينالمللي علاوه بر اينكه تصادفات فراواني را باعث شده و با كشتار آدميان و مجروح ساختن شهروندان هزينه درماني بالايي را بر دوش جامعه و كشور ميگذارند حجم عظيمي از آلايندهها را به فضاي زندگي و حلق شهروندان سرازير ميكنند. اين ارابههاي گرانقيمت مرگ كه ميانه خوبي با زندگي مرفه و بهزيستي مردمان ندارند بهشدت اميد به زندگي و زمان فراغت ايرانيها را به سخره گرفته و سلامت و ايمني و وقت آنها را با تهديد مواجه ساختهاند. دولتهاي مختلف سالهاست منت بر سر مردم خود گذاشته و هميشه از پرداخت يارانههاي سنگين براي بنزين مصرفي خودروها سخن گفتهاند. آنها دير زماني است كه دستمزدها را ريالي و بنزين توليد داخلي را دلاري محاسبه كرده و با فرمولي خاص لندكروز را برابر خودروي ساخت وطن قرار دادهاند.
دولتها غافلند يا ميدانند و بيخيالند كه با حمايتهاي نادرست خود از خودروسازهاي داخلي موجب مصرف و هدر رفت بيرويه سوخت در كشور شدهاند. اين عليمردانخانها و بچه لوسهاي صنعتي به جاي اتخاذ سياستهايي براي بالا بردن كيفيت توليدات و پايين آوردن مصرف سوخت و قيمت تمام شده توليدات و رقابت سالم با خارجيها و خودكفايي سنجيده و عقلاني داخلي مدام اشتغال ايجاد شده را در بوق و كرنا كرده و چنان مينمايند كه تخته شدن درب كارخانههايشان موجب موج بيكاري و افول اقتصاد ايران خواهد شد. دولتها هم كه در قبال تعطيلي مشاغل وبپايه ناشي از اختلال و قطعي اينترنت بيتوجه هستند نسبت به اختلال در اشتغال اين بنگاههاي ضرر رسان دلواپسي نشان ميدهند. پالايشگاههاي كشور بايد شبانهروز فعاليت كنند و انرژي بسوزانند تا بنزين معمولي را با كمك يارانههاي كلان دولتي به حلق و شكمهاي گنده خودروهاي ساخت وطن بريزند و اين ماشينها كه بويي از مفهوم بهرهوري نبردهاند از يكسو با آلايندگي خود ريههاي شهروندان را در معرض خطر قرار داده و از طرفي ديگر با هزينههاي استهلاكي خود كمر ناتوان مصرفكنندگان را براي خميدن و شكستن نشانهگيري ميكنند. اين يادداشت از آن رو نگاشته شد تا آيندگان بدانند در پشت پرده حمايت دولتها از بنگاههاي ارابه مرگسازي، حقوق شهروندان ناديده انگاشته شده است و ما نسل درمانده كوتاه دست، محتاج به مرثيهخواني آنها خواهيم بود نه مستحق ريشخند آنان.