• 1404 سه‌شنبه 5 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6270 -
  • 1404 سه‌شنبه 5 اسفند

از جزیره اپستین تا غرب‌زدگی

حتی نمی‌توان بر ایشان نام حیوان نهاد، چه رسد به انسان، چراکه حیوان نیز برای کامجویی خود، لااقل تابع غریزه است و نه نقشه‌ای شیطانی، اما اینان با لباس‌های فاخر و ظاهری آراسته، با برنامه‌ریزی و سبعیتی (درندگي) سرد و حساب ‌شده، تن و روان کودکان را به مسلخ می‌بردند و از این پلیدی، نه برای بقا که برای لذتی اهریمنی بهره می‌گرفتند. این فراتر از حیوانیت، نمایشی از شیطان در هیئت انسان بود. جلال آل‌احمد در دهه چهل، با نگاه تیزبین خود در کتاب (غرب‌زدگی)، دقیقا به همین شکاف اشاره کرده بود. او هشدار می‌داد که مساله ما با غرب، صرفا عقب‌ماندگی علمی یا استعمار سیاسی نیست، بلکه یک (بیماری) و (آفت) فرهنگی و روانی است. او می‌گفت ما مجذوب (ظاهر) ماشینی و صنعتی غرب شده‌ایم: برج‌های بلند، کراوات‌ها، دانشگاه‌های مدرن و فناوری‌های پیشرفته. اما از (باطن) و فلسفه وجودی این تمدن غافل مانده‌ایم. غافل از اینکه در سایه همین برج‌ها و با پوشش همین کراوات‌ها، چه بر سر انسانیت می‌آید. اگر این دوگانه (ظاهر و باطن) را بر پرونده اپستین تطبیق دهیم، تصویر روشنی به دست می‌آوریم: غرب در ظاهر، پیشرفته‌ترین سامانه‌های حقوقی، نهادهای مدنی، فناوری‌های ارتباطی و سازوکارهای نظارتی را دارد. اما در باطن، در همان جزیره خصوصی و در میان همان نخبگانی که برخی از آنها مصداق آن (وحوش شیطان‌صفت) بودند، انسان به کالایی برای کامجویی تقلیل می‌یابد، روابط انسانی به معامله‌ای صرف تبدیل می‌شود و قدرت و ثروت هرگونه مرز اخلاقی را از میان برمی‌دارد. این یعنی (بی‌اخلاقی) در متن تمدن غربی، نه یک استثنا که به دلیل فردگرایی افراطی، مصرف‌گرایی بی‌حدوحصر و جدایی دین و اخلاق از عرصه عمومی، به یک امکان دايمی تبدیل شده است. اینجاست که به راهکار می‌رسیم؛ راهکاری که ضرورتا فرهنگی است، نه صرفا سیاسی یا اقتصادی.
نخستین گام، بازتعریف مفهوم (پیشرفت) است. پیشرفت نباید تنها با شاخص‌هایی چون تولید ناخالص داخلی، تعداد دانشگاه‌ها یا پیچیدگی فناوری سنجیده شود. جامعه پیشرفته از نگاه اخلاقی، جامعه‌ای است که در آن کرامت انسانی در بالاترین سطح ممکن حفظ شود، روابط انسانی بر پایه احترام متقابل شکل گیرد و قدرت هرگز به ابزاری برای بهره‌کشی از ضعیف‌ترها تبدیل نشود.
دومین گام، بازگشت به اخلاق به مثابه زیربنای تمدن است. عصر روشنگری با شعار (خودبسندگی خرد انسانی)، دین و اخلاق مبتنی بر وحی را به حاشیه راند، اما نتوانست جایگزینی مطمئن برای آن ارائه دهد. نتیجه، انسانی شد که در عین برخورداری از پیشرفته‌ترین ابزارها، در بن‌بست اخلاقی گرفتار آمد و زمینه برای ظهور موجوداتی پیدا شد که در عین بهره‌مندی از عقلانیت ابزاری، از هرگونه عاطفه انسانی تهی بودند. راه نجات، نه نفی دستاوردهای تمدنی که پیوند دوباره میان پیشرفت مادی و بنیان‌های اخلاقی است. پیوندی که در آن علم و فناوری در خدمت تعالی انسان باشند نه تسخیر او، آزادی فردی با مسوولیت اخلاقی همراه و حقوق بشر از یک گفتمان سیاسی به یک التزام درونی تبدیل شود.
سومین گام، عبور از (غرب‌زدگی) به (بازگشت به خویشتن) است. آل‌احمد به ما آموخت که راه نجات، نه تقلید کورکورانه از غرب است و نه انفعال و عقب‌گرد به سنت‌های متحجر. راه نجات، بازتعریف هویت خودی بر اساس بنیان‌های اصیل فرهنگی و دینی، اما با نگاهی نقادانه و در تعامل با جهان معاصر است. این بازگشت به خویشتن به ما می‌آموزد که فریب ظاهر تمدن غربی را نخوریم، از گفتمان رسمی حقوق بشر فاصله نقادانه بگیریم و به جای جذب شدن در گرداب مصرف‌گرایی و فردگرایی افراطی، بر روابط انسانی اصیل و مسوولیت اخلاقی متقابل تاکید کنیم. در نهایت، آنچه از این تاملات به دست می‌آید، ضرورت طراحی الگویی بومی از پیشرفت است؛ الگویی که از دستاوردهای علمی و فناوری جهان بهره می‌گیرد، اما بنیان‌های اخلاقی خود را از منابع اصیل فرهنگی و دینی خودی وام می‌گیرد. الگویی که انسان را نه به عنوان ابزار تولید یا مصرف‌کننده که به عنوان موجودی دارای کرامت ذاتی می‌نگرد. تا زمانی که این بازتعریف فرهنگی رخ ندهد، جزیره‌های اپستین، با آن همه وحشت و شیطان‌صفتانی که نام حیوان نیز برازنده‌شان نیست، در اشکال گوناگون، همچنان در دل تمدن مدرن تکرار خواهند شد.
دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی فرهنگی

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون