علي باباچاهي در 83 سالگي از دنيا رفت
عقل ديگر عذابش نميدهد
علي باباچاهي، شاعر و منتقد ادبي در ۸۳ سالگي درگذشت. اين خبر را محسن ميركلايي، شاعر و پژوهشگر به نقل از غزل، دختر شاعر اعلام كرد. بنا به اين خبر، شاعر مجموعه شعرهاي «در بيتكيهگاهي»، «جهان و روشناييهاي غمناك»، «از نسل آفتاب»، «صداي شن»، «نمنم بارانم»، «عقل عذابم ميدهد»، «قيافهام كه خيلي مشكوك است»، «رفته بودم به صيد نهنگ»، «جهان متوجه شد» و... بعدازظهر دوشنبه، ۴ اسفند بر اثر ايست قلبي در بيمارستاني در كرج از دنيا رفت. او پيش از اين مدتي بيمار بود. باباچاهي، شاعر و منتقد ادبي متولد سال ۱۳۲۱ در بندر كنگان استان بوشهر بود. او دوره دبستان و دبيرستان را در بوشهر گذراند. در دوره اول متوسطه، به شعر و ادبيات علاقهمند شد كه در اين دوره شعرهايش در مجلات تهران، با نام مستعار «ع. فرياد» چاپ ميشد. اما وقتي يكي از شعرهاي اين شاعر در مجله اميد ايران به عنوان «بهترين شعر هفته» به چاپ رسيد، شعرهايش را به امضاي خودش در مجلات چاپ كرد. باباچاهي حدود سال ۱۳۴۵ وارد آموزش و پرورش شد و به مدت ۱۸ سال در بوشهر به تدريس ادبيات مشغول شد.
اين شاعر و منتقد ادبي در سالهاي قبل از انقلاب، در مجلات «خوشه»، «روشنفكر»، «رودكي»، «كتاب هفته» و جنگهاي ادبي حضوري مستمر داشت و بعد از انقلاب، بيشتر مجلات و نشريههاي ادبي او را به نوشتن مقاله و انجام مصاحبه دعوت ميكردند. باباچاهي در كنار مصاحبههاي متعدد و طرح مقولات جديد، به طرح «شعر پسانيمايي» پرداخت و بعدا «شعر در وضعيت ديگر» را مطرح ساخت كه بحثهاي زيادي را دامن زد. «در بيتكيهگاهي»، «جهان و روشناييهاي غمناك»، «از نسل آفتاب»، «صداي شن»، «از خاكمان آفتاب برميآيد»، «آواي دريامردان»، «منزلهاي دريا بينشان است»، «نم نم بارانم»، «عقل عذابم ميدهد»، «قيافهام كه خيلي مشكوك است»، «رفته بودم به صيد نهنگ»، «پيكاسو در آبهاي خليجفارس»، «فقط از پريان دريايي زخم زبان نميخورد»، «هوش و حواس گُل شببو براي من كافي است»، «گُلِ بارانِ هزار روزه»، «دنيا اشتباه ميكند»، «بيا گوشماهي جمع كنيم»، «به شيوه خودشان عاشق ميشوند»، «باغ انار از اين طرف است»، «در غارهاي پُر از نرگس»، «اين كشتي پراسرار»، «اتاق بر آب راه ميروم»، «قشنگي دنيا به همين است»، «آدمها در غروب اسم ندارند» و «آئورا و ديگران من» از مجموعه شعرهاي او هستند.
٭ عنوان مطلب، برگرفته از نام مجموعه شعري از علي باباچاهي است: «عقل عذابم ميدهد».