مجيد رضاييان، استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورناليسم از روزنامهنگاري در زمان جنگ ميگويد
آن كس حكومت ميكند كه روايت ميكند
مهدي بيكاوغلي
افلاطون قرنها قبل در عبارتي جاودانه ميگويد: «آن كس حكومت ميكند كه روايت ميكند.» ترجيعبندي كه مردم ملل مختلف، طي قرنها و سدهها و سالهاي متمادي حقيقت آن را دريافته و آن را درك كردهاند. چه بسيار قدرتهاي نظامي و ارتشهاي منظمي كه به دليل انتشار يك شايعه و خبر كذب از هم پاشيده و مغلوب شده و چه بسيار لشكرهاي مغلوب و شكست خوردهاي كه با يك تكاپوي درست خبري و رسانهاي توفيق يافتهاند. به اعتقاد بسياري از تحليلگران، اگر امريكا و غرب امروز توانستهاند گفتمان مدنظر خود را در جهان پسامدرن مسلط سازند، ناشي از ظرفيتهاي رسانهاي و ارتباطي ويژهاي است كه ايجاد كردهاند. بر اين اساس در زمان بحرانها و جنگها نيز (اگر نگوييم بيشتر) به همان اندازه كه لولههاي توپ و موشكها و پهپادها وجنگندهها كارآمد و اثرگذارند، شبكههاي تلويزيوني، روزنامهها، گزارشگران و شبكههاي اجتماعي نيز تاثيرگذار هستند. در واقع در كنار ادوات نظامي، بمبها و موشكها، آنچه سرنوشت نهايي تنازعات را تعيين ميكند، جنگ روايتها و ارادههاست. هر طيفي كه بتواند روايت مدنظر خود را مسلط سازد، قرابت بيشتري با پيروزي پيدا خواهد كرد. با چنين مقدمهاي در كشاكش نبرد ايران و اسراييل و امريكا، باب گفتوگويي را با مجيد رضاييان، استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورناليسم باز كردهايم تا درباره بايدها و نبايدهاي روزنامهنگاري در زمان جنگ بحث و تبادلنظر كنيم. رضاييان با واكاوي مفهوم روزنامهنگاري در زمان بحران به عناصر استاتيك (چه كسي، چه زماني و كجا) و دايناميك (چرايي و چگونگي) خبر در زمان جنگ اشاره كرده و ميگويد: «هم اصل خبر و هم ابعاد و لايههاي دروني خبر بايد مورد واكاوي و تحليل روزنامهنگار قرار گيرد.» به اعتقاد اين پژوهشگر حوزه رسانه، موضوعاتي كه به منافع كلي و كلان عموم مردم مرتبط هستند بايد مورد توجه بيشتري قرار گرفته و ابعاد و زواياي گوناگون آن توسط روزنامهنگار واكاوي شود. رضاييان خطاب به فعالان رسانهاي توصيه ميكند كه گزارشها، ارزيابيها و مطالب خود را به صورت چندمنبعي تهيه و ارايه كنند.
اساسا روزنامهنگاري در زمان جنگ و بحران چه تفاوتي با روزنامهنگاري در شرايط عادي دارد؟ چه موضوعاتي درخصوص پوشش اخبار در زمان بحران بايد مدنظر قرار گيرد؟
درخصوص روزنامهنگاري در زمان جنگ و بحران چند مساله بايد مورد توجه قرار بگيرد؛ وجه اول در روزنامهنگاري بحران، پوشش اصل خبر است. يعني قبل از اينكه تعقيب خبري صورت گيرد و روزنامهنگاري تحليلي و عناصر دايناميك (چگونگي و چرايي) مورد توجه قرار گيرد بايد عناصر استاتيك و 4عنصر اول (چه كسي، چيستي، چه زماني، كجا و...) دقيقتر و كاملتر ارايه شود. مسالهاي كه در شرايط فعلي مهمتر است، اين است كه پوشش خبري، جامعتر و كاملتر ارايه شود، چراكه تصوير دقيقتري از آنچه در حال رخ دادن است بايد براي مخاطب ارايه شود. البته يك بخش از اين ماجرا دراختيار روزنامهنگاران نيست، نه فقط در ايران، بلكه در خود امريكا هم برخي محدوديتهاي ناگزير وجود دارد. اين روزها حتما شنيدهايد كه كاخ سفيد به روزنامهنگاران و رسانههاي امريكايي فشار ميآورد كه در چارچوب تعيين شده توسط دولت و حكومت ايالاتمتحده حركت كنند. اين خواسته اين روزها مورد اعتراض روزنامهنگاران امريكايي واقع شده و جنجال بزرگي را ايجاد كرده است. اينكه مديريت پوشش خبري جنگ تحت تاثير مديريت نظامي است، يك واقعيت غير قابل انكار است. لذا تا جايي كه در توان روزنامهنگاران است بايد پوشش خبري كاملي فراهم كنند.
اين پوشش رسانهاي كه شما از آن صحبت ميكنيد شامل چه حوزههايي است؟ آيا انعكاس اخبار جنگ و عملياتهاي نظامي و اخبار رسمي به تنهايي كفايت ميكند؟
اينجا به بخش دوم پوشش خبري در زمان بحران ميرسيم. اين بخش پوشش اجتماعي رخدادهاي جنگ است. يك وجه اجتماعي رخدادها در ايران يا هر نقطهاي از جهان، وجه اجتماعي جنگ است. اينكه در شهرها، جنگ چه بازتابي دارد، مردمي كه مستقيما درگير جنگ هستند و طيفهايي كه بهطور غيرمستقيم درگير جنگ هستند چه شرايطي دارند. كودكان چه آسيبهايي را متحمل ميشوند؟ و... در اين بخش اجتماعي ميتوان جريانساز بود. بخشها و نقاطي كه در آنها لازم است همبستگي اجتماعي ايجاد شود، مردم از هم حمايت كنند، پشت هم باشند و...ازجمله مواردي است كه روزنامهنگار ميتواند آثار و تألمات روحي و استرس و اضطراب و خسارت ناشي از جنگ و بحران را پوشش اجتماعي دهد و دامنه صدمههاي روحي و رواني را براي آحاد مردم و جهانيان تصويرسازي كند.
اين بخش از اطلاعرساني بسيار حايز اهميت است. بخش سوم، پيگيريهاي خبري است. به هر حال بخشي از همه رويدادهايي كه در عرصه نظامي اتفاق ميافتد، براي عموم مردم قابل انتشار است. اما متاسفانه همين بخشهاي مهم هم در ايران به درستي بازتاب پيدا نميكنند. دليل اين امر حجم بالاي اخبار است. در شرايط بحران با يك خبر كه مواجه نيستيم، رويدادها متنوع است. طبيعي است عطش مردم براي آگاهي از اخباري كه مهمترند و جنبه عموميتري دارند، بيشتر است. مثلا وقتي سيستم بانكي هك شده و مشكل پيدا كرده بايد درباره آن به مردم اطلاعرساني شود تا مشخص شود اين مشكل به چه دليلي ايجاد شده؟ مهمتر از آن، بايد بررسي شود چقدر زمان نياز است تا اين معضل رفع شود و ساير پرسشهايي كه وجود دارد و ابعاد گوناگون آن براي مردم مهم است. پيگيري اين رويدادها براي مردم داراي اهميت است، بنابراين پيگيري رخدادها هم بايد مدنظر روزنامهنگاران قرار گيرد.معتقدم اين سه بخش، مثلثي است كه در زمان جنگ و بحران بايد به يك اندازه مدنظر قرار گيرد. نبايد در يكي از اين بخشها متمركز شد و مثلا فقط رويه سطحي اخبار را بررسي كرد.
آيا ميتوان اولويتبندي مشخصي از اخبار داراي اهميت ارايه كرد؟
در شرايط بحران بخشي از اين اولويتها ممكن است دراختيار روزنامهنگاران نباشد. اما استانداردها بايد رعايت شوند؛ به عنوان مثال رابطين خبر بايد فعال باشند. روزنامهنگار بايد با كارشناسان و عموم مردم صحبت كند، گزارشهاي ميداني را تدارك ببيند و درنهايت منتظر بماند تا جريان سيال رسانهاي اولويتها را مشخص كند. طبيعي است در نگاه نخست، اولويتها را ميدان تعيين ميكند. خساراتي كه وارد شده، آمار كشته شدهها و زخميها و...ازجمله اين موارد هستند. در كنار اين خسارات، اقداماتي كه ايران در واكنش به حملات طرف مقابل انجام ميدهد و از طريق مجاري رسمي اعلام ميشود بايد پوشش داده شود. پس از اين مرحله اولويت، گزارهاي است كه جنبه عمومي و مردمي دارد. مثلا در يك نقطه خاص، موشكي زده و جايي تخريب شده است. اگر اين واحد تخريب شده يك مكان عمومي باشد كه خدمات آن به دامنه وسيعي از شهروندان مرتبط باشد، واكاوي و بازتاب آن اهميت بيشتري دارد. مثلا زدن نيروگاههاي برق و مخازن آب و...ازجمله اين موارد حياتي است. پوشش اين موارد كه به نيازهاي روزمره مردم مربوط است نياز به پوشش خبري و تحليلي بيشتري دارد. مخاطب ميخواهد با دورنماي اين نوع رخدادها بيشتر آشنا شود.
بسياري از تحليلگران اين روزها درخصوص رويكردهاي راديكال در رسانههاي فارسيزبان گلايهمند هستند. افكار عمومي ايران بين دو رسانه راديكال داخل و خارج كشور (صدا و سيما و رسانههاي فارسيزبان ماهوارهاي) گرفتار شدهاند. براي دستيابي به يك رسانه حرفهاي در راستاي منافع ملي چه بايد كرد؟
پاسخ روشن است؛ وقتي رسانهاي يك بخش از واقعيت را ميگويد و بخش ديگري را مسكوت باقي ميگذارد، مرجعيت خود را از دست ميدهد. طبيعي است كه رسانههاي ديگر واقعيت را ميگويند و آبروي رسانه رسمي ايران را ميبرند. خود ما بارها به دانشجويان و روزنامهنگاران توصيه ميكنيم كه وقتي يك وجه خبر و رخداد بررسي ميشود، روي ديگر و وجه ديگر آن خبر را از منابع ديگر هم بررسي كنند. اين به معناي چندمنبعي بودن خبر است. خبري كامل است كه از منابع مختلف و صافيهاي گوناگون گذشته باشد. اخبار تك منبعي، برش لازم را ندارد. وقتي رخداد با منابع خبري گوناگون بازتاب داده ميشود، اعتماد مخاطب هم جلب ميشود. رسانههاي راديكال تكمنبعي و تكصدايي هستند. حرف ما با رسانههاي راديكال اين است كه اگر مساله شما جلب اعتماد مخاطب و كسب اعتبار است (آنچه به آن پرستيژ رسانهاي ميگويند) اين مهم با چند صدايي و چند منبع به وجود ميآيد. اين نوع رسانهها با برخوردهاي سياسي و جناحي و... سرمايه اجتماعي خود را از دست ميدهند، چراكه يكسويه، تك منبعي و غيرحرفهاي اخبار را بازتاب ميدهند. رسانههاي مستقل اما بايد تلاش كنند خوراك موردنظر مردم را در راستاي منافع ملي تدارك ببينند. بايد تصويري واقعي از صحنه نبرد بازتاب پيدا كند، البته با الزامات و ضرورتهاي قرار گرفتن در اتمسفر يك جنگ ميهني.