• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6288 -
  • 1405 شنبه 15 فروردين

روايتي درباره «مرز» اولين فيلم جنگي پس از انقلاب

استانداردي براي روايت‌هاي ميهن‌دوستانه

ناصر سهرابي

«مرز» ساخته جمشيد حيدري، تنها روايت يك تهديد نيست؛ نخستين نقشه‌راه سينماي ايران براي تصوير مقاومت، انسانيت و پاسداري از سرزمين است. فيلمي كه با وجود سادگي ظاهري‌اش، آغازگر زباني تازه در سينماي دفاع شد و هنوز هم مي‌توان گرماي نفس آدم‌هايش را در قاب‌ها حس كرد.
«مرز» يكي از آن فيلم‌هايي است كه هنگام مرور تاريخ سينماي ايران، نمي‌توان از كنار آن بي‌تفاوت گذشت. اثري كه در اوج روزهاي ملتهب دوران خود، با شجاعت و سادگي ساخته شد، اما توانست مسير يك ژانر را روشن كند. جمشيد حيدري در اين فيلم، به‌ جاي شعار و فرياد، سراغ تصوير رفت؛ تصويري از مردم، از خانه، از خاك و از لحظه‌اي كه تعلق به وطن تبديل به نيرويي آرام اما توقف‌ناپذير مي‌شود.
قدرت كارگرداني حيدري در «مرز» بيش از هر چيز، در نگاه انساني او پنهان است. او به جاي ساختن قهرماناني دست‌نيافتني، آدم‌هايي واقعي مي‌آفريند؛ چهره‌هايي با ترس، شك، اميد و شهامت‌هاي كوچك اما تعيين‌كننده. دوربين در طول فيلم نه از بالا كه كنار مردم قرار مي‌گيرد؛ جايي كه مقاومت شكل مي‌گيرد. انتخاب لوكيشن‌هاي روستايي، قاب‌هاي خاكي و ميزانسن‌هايي كه بر سادگي و صميميت تكيه دارند، باعث شده «مرز» حتي امروز هم حس بومي و زنده خود را حفظ كند. 
حيدري با ريتمي حساب‌ شده، تنش را به ‌تدريج به جان روايت تزريق مي‌كند. او به تماشاگر فرصت مي‌دهد مردم را بشناسد، با دغدغه‌هاي روزمره‌شان آشنا شود و پيش از وقوع تنش، برايشان دل ببندد. همين آشنايي است كه دفاع از «مرز» را براي مخاطب معنايي شخصي مي‌كند. كارگردان با ظرافت، مفهوم حفاظت از وطن را به جاي واژه‌ها، از دل رفتارها بيرون مي‌كشد.
در كنار اين كارگرداني دقيق، بازيگران ستون‌هاي اصلي فيلم هستند. سعيد راد با حضوري محكم و صادقانه، نقش مردي را بازي مي‌كند كه شجاعتش نه يك قامت نمايشي، بلكه يك تصميم لحظه‌اي و انساني است. داوود رشيدي با وقار ذاتي‌اش، وزني از خرد جمعي را وارد داستان مي‌كند؛ انگار صداي تجربه در دل بحران باشد. آهو خردمند هم نماينده بي‌نقاب زنان اين سرزمين است؛ زني كه هم مي‌ترسد و هم مي‌ايستد، هم اشك دارد و هم اميد. رمضاني‌فر نيز لايه‌اي از زندگي روزمره را در دل التهاب حفظ مي‌كند و فيلم را از تك‌بعدي شدن نجات مي‌دهد.
در لايه‌هاي زيرين روايت، «مرز» چيزي بيش از يك تقابل نظامي تصوير مي‌كند: دفاع از وطن به مثابه دفاع از خانه. وطن در فيلم نه يك مفهوم انتزاعي كه اجتماعي كوچك است با كوچه‌ها و ساكنانش. هر رفتار جمعي در فيلم -از كمك به همسايه تا نگاه‌هاي نگران مادران- به ‌خوبي نشان مي‌دهد كه همبستگي چگونه در بزنگاه‌ها شكل مي‌گيرد. اين كيفيت، «مرز» را از يك فيلم مناسبتي به اثري ماندگار تبديل كرده است.
اهميت «مرز» در سينماي ايران فقط از آن رو نيست كه در زمره نخستين آثار سينماي دفاع مقدس قرار مي‌گيرد، بلكه به اين دليل است كه استانداردي تازه براي روايت‌هاي ميهن‌دوستانه تعريف مي‌كند؛ استانداردي مبتني بر صداقت، انسانيت و پرهيز از اغراق. وجود چنين فيلم‌هايي در سينماي ايران موجب شد كه سال‌ها بعد، فيلمسازان ديگر بتوانند با اعتمادبه‌نفس بيشتري سراغ موضوعات مشابه بروند و جهاني تازه در روايت‌هاي مقاومت بسازند.
و امروز، بعد از گذشت دهه‌ها، بازبيني «مرز» يادآور گرمايي آشناست؛ گرمايي كه از چهره مردم فيلم و لهجه خاكي‌اش برمي‌خيزد. اثر حيدري همچنان توانايي آن را دارد كه مخاطب را در سكوت‌هايش نگه دارد و در قاب‌هايش، حس تعهد به خانه و سرزمين را بيدار كند.  «مرز» مثل دوستي قديمي است كه بعد از سال‌ها ديدارش، هنوز همان صداقت اوليه را دارد. فيلمي كه ثابت مي‌كند گاهي يك روايت ساده، اگر از دل مردم بيايد، مي‌تواند جاودانه شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون