علي ولياللهي
در ادامه گفتوگوها و تبادلنظر پيرامون سرنوشت تيم ملي ايران و ادامه ليگ اينبار سراغ مجيد جلالي يكي از مربيان باسابقه فوتبال ايران رفتيم. تكنيكال دايركتور سابق فدراسيون فوتبال كه از زمان جنگ هشت ساله تا جنگ رمضان همواره در متن فوتبال حضور داشته در اين گفتوگو نكات قابلتوجهي پيرامون ادامه ليگ و همينطور حضور در جام جهاني مطرح كرد. جلالي ضمن تاكيد بر اولويتهاي فعلي جامعه اصرار به برگزاري ليگ تحت هر شرايطي را اشتباه دانست. در ادامه گفتوگوي روزنامه اعتماد با مجيد جلالي را ميخوانيد.
با دو بازي دوستانه ايران در اردوي تركيه مقابل نيجريه و كاستاريكا شروع كنيم. عملكرد تيم چطور بود؟
عملكرد ما، باتوجه به آن شرايطي كه اكنون داريم، بايد بررسي شود؛ نه براساس آن چيزي كه مطلوب خودمان است. باتوجه به شرايطي كه اكنون هست، عملكرد بد نبود. نفرات زيادي آمدند و بازي كردند. همچنين تيم ملي نشان داد كه به هر حال ميتواند، اگر بازيكنان كنار هم باشند و يك مقداري از نظر مخصوصا ذهني و رواني به يك هماهنگي برسند؛ اينها هنوز هم ميتوانند يك تيم نسبتا خوبي باشند.
در بازي اول به نظر شرايط روحي و رواني بازيكنان چندان مساعد نبود و اين روي كيفيت آنها تاثير گذاشته بود.
به هر حال ببينيد، وقتي شما در چنين شرايطي، در اين وضعيت، در شرايط جنگي دور هم جمع ميشويد، اينجا اين جنبههاي فني و تاكتيكي نميتواند خيلي تعيينكننده باشد، درست است؟ اينجا بيشتر هماهنگيهايي كه از نظر ذهني و رواني بين تيم باشد ميتواند تعيينكننده باشد. مثلا عراق يكبار در جام ملتها قهرمان شده است و آن يكبار دقيقا زماني بوده كه در عراق جنگ بوده است؛ دقيقا وقتي كه براي مردمشان رفته بودند، براي خوشحال كردن مردمشان رفته بودند. اينجا يك جنبههاي ذهني و روحي وجود دارد. ذهن هميشه به همهچيز احاطه دارد و در واقع هر كدام از ما هر چه هستيم ساخته ذهن خودمان است و اگر ذهن آماده باشد، ما ميتوانيم كارهاي حتي غيرممكن انجام بدهيم.
خيليها ميگويند كه تيم ملي را در اردوي بلندمدت خارجي نگه داريم به جاي اينكه برگردانيم ايران؛ بعضيها ميگويند برگردانيم ايران و ببريم به شهرهايي كه يك مقدار امنتر هستند مثل شرق كشور. پيشنهاد شما در اين زمينه چيست؟
من فكر ميكنم ما نميتوانيم ببريم كشورهاي ديگر؛ هزينههايي كه اين كار دارد، شايد در شرايط فعلي سنگين باشد و از عهده هزينههايش برنياييم. اگر هزينههايش تامين بشود، خب اين كار بهتر است؛ از اين فضا بچهها يك مقدار دور بشوند و بيشتر ذهنشان متمركز بشود روي كارهايشان و روي وظايفشان. اين ميتواند بهتر باشد. اما با توجه به شرايطي كه داريم، شايد از نظر هزينه امكانش نباشد؛ بنابراين بحث اردوهاي داخلي در شهرهايي كه به اصطلاح كمتر در معرض تهديد هستند شايد بتواند بيشتر كمك كند.
برسيم به سوال بزرگ اين روزها در مورد حضور يا عدم حضور ايران در جام جهاني؛ اغلب كارشناسان و پيشكسوتها معتقدند كه بايد شركت بكنيم، ولي خب برخي مقامات مثل وزير ورزش ملاحظاتي دارند در اين زمينه و در مورد تغيير ميزباني ايران از امريكا به مكزيك صحبت ميكنند. رويكرد شما نسبت به اين موضوع چطور است؟
ببينيد آن چيزي كه من و بقيه كارشناسان ميگوييم در مورد فوتبال است. ما ميگوييم از نظر فوتبال اگر ما به اين جام جهاني نرويم بيشتر عقب ميافتيم. يعني ما نسبت به همينجايي هم كه هستيم باز بيشتر از فوتبال دنيا عقب ميافتيم. ضمن اينكه امكان دارد با محروميتهايي مواجه بشويم. محروميتهاي سنگين از طرف فيفا. بنابراين، اين از نظر فوتبال به ضرر ماست. منتها آنها شايد چيزهاي ديگري را درنظر ميگيرند. شايد فوتبال در اولويتهاي آنها نباشد. آنها از جنبههاي سياسي و امنيتي ميگويند. آن ديدگاه كلا يك چيز ديگر است و تفاوت دارد با ديدگاه فوتباليها.
بحث بعدي بحث ادامه ليگ است؛ يكشنبه هم جلسهاي برگزار شد بين سازمان ليگ و مديران باشگاهها، گويا ۱۲ تيم مخالفت كردند با ادامه برگزاري ليگ. نظر شما چيست؟ برخي هم معتقدند برگزاري ليگ به تيم ملي كمك ميكند.
اين هم جزو همان بخشهايي است كه بايد شرايط را سنجيد. شما در شرايط هستيد. در آن شهرهايي كه شما بيشترين تعداد تيم را در ليگ داريد مثل تهران، اصفهان يا خوزستان، نميتوانيد ليگ را برگزار كنيد يا اينها در شهر خودشان مسابقه بدهند. بنابراين شما بايد برويد جاهاي ديگر؛ بعد آنجا اگر بخواهد به صورت متمركز برگزار بشود يعني به صورت مجتمع بخواهيد همه تيمها را بياوريد آنجا، باز اسكان آنها دچار مشكل است و در مجموع شرايط سختي خواهيد داشت. به نظر من اين شرايط سختي است، ولي بايد ببينيد كه اولويت شما چيست. آيا خيلي ضرورت دارد كه مسابقات ليگ انجام بشود؟ از نظر فوتبال و به نظر من در اين شرايط ضرورتي ندارد. سالي هستيم كه جام جهاني برگزار ميشود. شما بايد براي جام جهاني تيمت را برداري و بروي تا در يك جاي آرام تمرين كنند. برگزاري ليگ با اين شكل فشرده و با سختي، از نظر فوتبالي سودآوري ندارد. ولي يك موقع هست شما به خاطر مثلا تبليغات ميخواهي اين كار را انجام دهي. مثلا بگويي ما بهرغم جنگ، بازيهايمان را هم داريم برگزار ميكنيم؛ اينها ديگر ديدگاه سياسي است. تازه در آن صورت هم شما بازيكنها را بايد مجبور كني كه بيايند بازي كنند، چون در هر حال آن بازيكنها خانواده دارند، آنها نگرانند، به هر حال خيلي مشكل است. من يادم است ما سال، اگر اشتباه نكنم ۶۵ يا ۶۶، به ما گفتند كه بياييد فاو بازي بكنيم. آن موقع من مربي وحدت بودم. من هم بازيكنان را جمع كردم و گفتم به ما گفتهاند كه بياييد برويم جبهه آنجا بازي كنيم؛ فاو خط مقدم بود.
با كي بازي كنيد؟
با يك تيمي از منتخب رزمندهها. كلا اين يك بازي نمادين بود. ما ميخواستيم بگوييم كه فاو آنقدر تحت تسلط ما هست كه ما در آن فوتبال هم داريم برگزار ميكنيم. در واقع يك كار نمادين و تبليغاتي بود. من هم تمام بچهها را جمع كردم و گفتم بچهها هر كسي كه دوست دارد ميتواند بيايد. من ميروم ولي از شما هر كدام كه دوست داريد ميتوانيد بياييد برويم اهواز و از آنجا به فاو. جز دو، سه نفر همه آمدند. ما رفتيم اهواز و از آنجا به هويزه و چند تا بازي كرديم. بعد ما را از روي آب بردند فاو، منتها آنجا ما موفق نشديم بازي كنيم؛ چون ما را شناسايي كردند و به ما گفتند بايد برگرديد. ولي كلا ميخواهم بگويم شكلي كه آن زمان بود با الان تفاوت دارد. آن موقع بچهها خودشان ميآمدند با طيب خاطر، همهشان هم با خانوادههايشان صحبت كرده بودند و همهمان رفتيم آنجا و شايد يك يا دو هفته هم مانديم. منتها الان وضعيت فرق ميكند، اصلا جنگ آن موقع با جنگ الان متفاوت است؛ بنابراين به نظر من ضرورتي ندارد كه ما الان اصرار داشته باشيم بخواهيم ليگ را برگزار كنيم. حتي ميتوانيم چهار تا تيمي كه در رقابت هستند براي آسيا را ببريم در شهري و بازي كنند.
سوال بعدي همين بود؛ يعني شما براي نحوه معرفي تيمها به مسابقات آسيايي ميگوييد با يك مسابقه چهارجانبه، پنججانبه يا حالا ششجانبه كار را پيش ببريم؟
هر كاري كه الان ميتوانيم انجام دهيم با توجه به شرايط و با تيمهايي كه امكان رقابت و انتخاب دارند. بقيه را نبريم.
براي تيمهاي سقوط كرده چه كار كنند؟
سقوط كردهها را رها كنيم، عيبي ندارد، فصل آينده همين تيمها باشند و فصل آينده با 18 تيم ليگ را برگزار كنيم و در عوض چهار تا تيم سقوط كنند.
مدل خوبي است. منتها الان بحثهايي بين پيشكسوتهاي برخي تيمها به وجود آمده در مورد اينكه مثلا استقلال شايستگي معرفي به عنوان تيم قهرمان را دارد يا حرفهاي اين شكلي. لزومي دارد اصلا تيم قهرمان معرفي كنيم اين فصل؟
نه، اينها بحثهاي حاشيهاي است. به هر حال ميدانيد هر كسي كه گرايشي دارد به سمت يك باشگاه، معمولا ميگويد باشگاه من را معرفي كنيد و شما در اين زمينه هر كاري هم كه بخواهيد بكنيد با اعتراضهاي زيادي مواجه خواهيد شد. بنابراين نه! به نظر من حتي قهرمان يا انتخاب براي باشگاههاي آسيا و اينها ميتواند بين همانهايي كه شانس دارند انجام شود. آنها را ببريد در يك شهري چهار تا يا پنج تا بازي كنند و نتيجه مشخص شود.
شما يكي از فعالان فوتبال در زمان جنگ هشت ساله بوديد. آيا در مورد آن زمان و تشابهش با دوران فعلي نكتهاي داريد؟ آن موقع كه جنگ تازه شروع شد در ايران، فوتبال چطور خودش را نجات داد؟ به چه شكلي مسابقاتي برگزار شد و چه تاثيري در شرايط كشور و اجتماع داشت؟
آن زمان وقتي جنگ شروع شد، چيزي شايد نزديك به شش ماه كلا مسابقات تعطيل شد. بعد از شش ماه باز جمع شدند دور هم و گفتند كه مسابقه بايد باشد منتها تمركز جامعه از جنگ نبايد برداشته بشود؛ بنابراين مثلا هر تيمي شايد ماهي يك بازي ميكرد؛ من يادم است ما خودمان ۴۰ روز يك بار بازي داشتيم. تنور فوتبال نبايد داغ ميشد چون تمركز جامعه از جنگ نبايد خارج ميشد. ولي آن موقع مسابقات محلات خيلي داغ شد. مسابقات محلات خيلي خيلي رواج پيدا كرد. اما بعد از گذشت شايد سه سال يا چهار سال از جنگ آرامآرام مسابقات آغاز شد. شايد سال ۶۴ يا ۶۵ بود؛ يعني فوتبال خودش را با جنگ آداپته كرد و كشور هم همينطور. اين مال زماني بود كه ديگر كل كشور با جنگ كنار آمده بود. يعني در همه اركان ديگر كارها به صورت عادي انجام ميشد، جنگ هم بود. مثلا شايد چهار سال آخر جنگ همينطوري بود. منتها جنگهاي الان با جنگهاي آن موقع متفاوت است؛ الان از هزار كيلومتر آن طرف يك موشك مياندازند و همه چيز مختل ميشود، آن موقع خيلي اينطور نبود. زمان حملات موشكي هم كه بين ايران و عراق انجام ميشد، يادم است فوتبال تعطيل ميشد چون مقاطع كوتاهي بود. جنگ شهرها به آن ميگفتند و وقتي توافق ميكردند جنگ شهرها متوقف بشود، دوباره فوتبال از سر گرفته ميشد. الان هيچ نقطه در امان نيست. الان فرق ميكند، مدل جنگها و شكل جنگ متفاوت است. الان جنگ نرم خودش به مراتب اثراتش بيشتر است. مثل يكي از مواردي كه مطرح است كه تيم ايران نرود جام جهاني به نظرم يك شكست در جنگ نرم است. خيلي به نظر من مهم است كه ما برويم جام جهاني.