ادامه از صفحه اول
مسووليت جامعه امريكا
نه تنها جامعه امريكا، بلكه متحدان اروپايي و عرب ايالات متحده، بلكه شوراي امنيت سازمان ملل در قبال اقدامات بيسابقه و ناهنجار رييسجمهور امريكا مسووليت دارند. همه ناظران سياسي و نظامي جهان خوب ميدانند كه دست ملت ايران براي متوقف كردن و مجازات متجاوزان بسته نيست و نامتعارف بودن يك ترفند انحصاري در دست اسراييل و امريكا نيست. تا همين جا ايران يك دفاع قانوني و اخلاقي از خود بروز داده و از خطوط هنجارهاي شناخته شده عبور نكرده است. اما جهاني كه خونسردانه به يك تماشاگر صرف تبديل شده و همه اهتمامش متوجه بازتابهاي اقتصادي انسداد تنگه هرمز شده است، جهان امن با چارچوبهاي محكم انساني نيست.در چنين جهاني خيلي زود همه كشورها به اين جمعبندي ميرسند كه براي بقا بايد بيش از پيش مسلح شوند.در جايي كه اسراييل و امريكا از كنوانسيونهاي ناظر به آغاز و امتداد و اختتام جنگها عبور ميكنند، اعتماد به حداقلهاي حقوق بينالملل از بين ميرود و انواع اختلافات و درگيريهاي محلي و منطقهاي ظرفيت جهاني شدن پيدا ميكنند.آيا ايران به تنهايي بايد هزينه جلوگيري از بياعتبار شدن بديهيترين قواعد بينالمللي را پرداخت كند؟ شايد بسياري از كشورها مايل باشند كه زير بهمني از بدعهدي و قلدري و محوريت زور و خشونت فقط سكوت كنند تا زير آوار قرار نگيرند ولي تجربيات هزاران ساله تاريخ نشان داده است كه اين نوع از سياستپيشگي مصونيت هميشگي به وجود نميآورد و هر آن ممكن است به اندك حادثه و صدايي سهمناكتر از تصورها شاهد سقوط بهمن باشند. راه عقلايي تقويت و تضمين عملي قوانين بينالمللي براي جلوگيري از گردنكشي قلدران و خشونتطلبان است.در اين زمينه هيچ كشور و جامعهاي نميتواند مسووليت خود را ناديده بگيرد.
اين جنگ هم تمام خواهد شد، اما...
بايد در كشور با هرگونه توليد نارضايتي و عدم پاسخگويي به مردم مقابله و برخورد شود. بايد از تكروي، سليقه محوري و بيقانوني و بيضابطه محوري دوري جست. بايد با لشكركشي و بازي با احساسات مردم به نفع گروهي عليه گروه ديگر باتوجه به وجود قانون و ضابطين قضايي به طور جدي مقابله شود. فصلالختام همه امور كلام رهبري، نگاه او و اشاره اوست، بايد با هر كس كه به واسطه داشتن طرفداراني، تكروي ميكند و زمينه فتنه و آشوب ميآفريند برخورد شود. بايد با نظرات گروهي و حزبي و حتي شخصي كه به نام مردم آن هم مردم نامعلوم مطرح و بازي ميشود برخورد قاطع و قانوني شود. بايد مردم واقعا در راس امور قرار گيرند، نه در شعار بلكه در عمل آنهم برمبناي قوانين و دستورالعملهاي مدون و با ضمانت اجرايي روشن. بايد فرهنگ تقسيم ملت به دو گروه خودي و غيرخودي برچيده و مردم از هر صنف و عقيدهاي قدرت اظهارنظر و مشاركت در تصميمات كلان كشور را داشته باشند. البته اين به معني هرج و مرج و آزادي بيقيد و شرط نيست كه خود همين (محدوده و تعريف آزادي) نيز بايد تدوين گردد. تجمعات شبانه مردم در اين ايام و حفظ سنگر خيابان توسط آنها با حضور اقشار مختلف با هر ظاهر و عقيده كه مورد استقبال همگان است نبايد صرفا مختص زمانهاي بحراني باشد و در زمان صلح و آرامش باز عدهاي انحصارطلب بين مردم خط و فاصله و مرزبندي ايجاد كنند.
حواسمان باشد اين جنگ هم تمام خواهد شد اما... همدلي، اتحاد، مهرباني، گذشت و چشمپوشي از اختلافات بين هر عقيده و بينشي كه امروز وجود دارد، نبايد تمام شود.