مديريت هوشمند تنگه هرمز
فرصتي براي صنعت بيمه ايران
سيدطهحسين مدني
بيش از يك ماه است كه دشمن جنگي را عليه ايران آغاز كرده و در طول اين مدت، از هيچ تلاشي براي آسيب زدن به مردم و زيرساختهاي كشور فروگذار نكرده است. با اين وجود، امريكا، رژيم صهيونيستي و متحدان آنها هم در ابعاد نظامي و هم در ابعاد اقتصادي با پاسخ شديد و قاطعانه ايران مواجه شدهاند و اين پاسخ، تمامي تصورات آنها را مبني بر اتمام زودهنگام جنگ و خروج موفق از آن را به هم ريخته است. تنگه هرمز يكي از ميدانهايي است كه دشمن در آن كاملا شكست خورده و بهرغم دست و پا زدنهاي رسانهاي، قافيه را كاملا در اين آبراهه راهبردي باخته است.
ايران با در اختيار داشتن تنگه هرمز به عنوان يك شاهراه جهاني و محل عبور حدود 25 درصد از منابع توليد انرژي و مواد اوليه پايه نفت و گاز دنيا و مديريت هوشمند اين مسير، توانسته هزينههاي اقتصادي اين تجاوز را تا حد زيادي بالا برده و امروز بسياري از كشورها را به دليل اين تصميم نابخردانه وحوشي چون امريكا و رژيم صهيونيستي، در مقابل آنها قرار بدهد.
پيش از پرداختن به فرصتهايي كه اين وضعيت براي ايران ايجاد كرده است؛ بد نيست به اينكه ما چطور توانستهايم اين شكست را براي دشمن رقم بزنيم داشته باشيم. در اين راستا، ايران با تلاشهاي اطلاعاتي، امنيتي و سايبري، به خوبي توانست اطلاعات مختلف از جمله كشتيهاي عبوري از تنگه هرمز را جمعآوري و از آن براي اعمال فشار بر كشورهاي متخاصم استفاده كند. اين يعني حاكميت توانسته از مجموعه دادههاي بسيار زيادي كه درباره مالكيت كشتيها، مسيرهاي تردد آنها، محتويات اين كشتيها، تأثير اين كشتيها بر بازار كشورهاي مختلف و... وجود دارد؛ به يك سري ديتاهاي بر خط و تميز برسد و بعد با كنار هم قرار دادن اين دادهها به سطح اطلاعات دست پيدا كند و سپس با تجزيه و تحليل اطلاعات به دست آمده، به دانشي براي تصميمگيري در قبال عبور يا عدم عبور اين كشتيها برسد و با همين روند بر اقتصاد كشورهاي متخاصم اثر بگذارد.
به بيان ديگر، ايران به پشتوانه توان نظامي بسيار بالا و اشراف اطلاعاتي بر عبور و مرور كشتيها و حكمراني داده، توانسته به مديريت هوشمند تنگه هرمز بپردازد و مديريت آن را با وجود تلاشهاي بسيار زياد دشمن حفظ كند و به گفته مقامات كشور، ديگر هيچگاه به حالت قبل باز نميگردد.
با اين مقدمه بياييد به فرصتهاي اقتصادي چهره جديد تنگه هرمز بعد از جنگ رمضان براي كشور بپردازيم. يكي از اين فرصتها را ميتوان در صنعت بيمه جستوجو كرد. اين فرصت براي شركتهاي ايراني از زماني كه شركتهاي خارجي از بيمه كشتيهاي عبوري از تنگه هرمز دست كشيدند و حمل و نقل دريايي را در بنبست قرار دادند، ايجاد شده است.
اين خلأ بيمهاي و درك جهان از نقش بسيار مهم ايران در تأمين امنيت منطقه و حمل و نقل دريايي، به خوبي ميتواند به نقشآفريني شركتهاي ايراني در بيمههاي كشتيراني در منطقه خليج فارس و امتداد آن تا درياي سرخ و بابالمندب منجر شود. اين بيمهها بايد به صورت موقت و منطقهاي تعريف و اگر نيازمند منابع بيشتري است؛ به صورت اتكايي و به واسطه شركتهاي روسي يا چيني و مشابه آنچه بيمههاي ايراني پس از هفتم اكتبر در بابالمندب انجام دادند، اجرا شود. در اين خصوص ممكن است برخي كشورهاي عربي هم تمايل به مشاركت داشته و بخواهند منابعي وارد اين حوزه كنند كه بايد درباره آن تصميمگيري شود. بنابراين بيمه مسووليت، بدنه، آتشسوزي و هر نوع لجستيك مرتبط با كشتيراني و بنادر در اين منطقه، ميتواند توسط شركتهاي منطقهاي به صورت الحاقيه موقت و اضافي الزامي تعريف شود. به اين صورت كه اگر قرار است يك كشتي از مبدأ خليج فارس به مقصدي در هر نقطه از دنيا بارگيري كند؛ جدا از بيمههاي پايه، بايد براي تردد در خليج فارس از طرف شركتهاي ايراني يا منطقهاي مورد تأييد دولت جمهوري اسلامي ايران الحاقيه دريافت كند. اين موضوع بايد به صورت جدي دنبال و جمهوري اسلامي ايران براي آن الزاماتي تعريف كند. در اين الحاقيه بايد هزينههايي كه به نيروهاي نظامي جهت تأمين امنيت پرداخت ميشود و جبران آسيبهايي كه به ناوگان ما در منطقه وارد شده است؛ لحاظ شود تا ناوگان ما مجددا براي تأمين امنيت و ايمني تردد به شكل سابق بازگردد.
همانطور كه مقامات كشور گفتهاند وضعيت خليج فارس و تنگه هرمز ديگر به قبل از جنگ تحميلي سوم برنخواهد گشت و چهره جديدي به خود خواهد گرفت. اين چهره جديد براي ما فرصتهايي به دنبال خواهد داشت كه يكي از آنها براي صنعت بيمه است. اين فرصت با توجه به اينكه امروز به نقش ايران در تأمين امنيت منطقه كاملا پي برده است به خوبي قابل استفاده است و كافي است شركتهاي بيمهاي شروع به تعريف ساز و كارهاي آن كرده و دولت هم از آنها پشتياني كند.
رييس انديشكده حكمراني هوشمند