آسيب رساندن به ميراث فرهنگي جنايت جنگي است
تورج دريايي
جنگ هميشه خرابي به بار ميآورد و بخشي از اين خرابيها هم به ميراث فرهنگي كشور وارد ميشود. ميدانيم كه در خاورميانه در اين چند دهه، در عراق، سوريه، ليبي (كه سايتهاي كمتري دارد) و در افغانستان، نزديك به يكسوم از ميراث فرهنگي خود را از دست داده است. عراق در اين ميان بيشترين ميزان تخريب ميراث فرهنگي را تجربه كرده است.
ازسوي ديگر در تاريخ ايران، وقتي به متون مراجعه ميكنيم، در مييابيم كه بيشترين ميزان تخريبها مربوط به دوران مغول و عصر هولاكوخان است، زماني كه هم شهرها و هم كتابخانهها تخريب شدند. از عصر مغول به اين سو، ما چنين تخريبي را شاهد نيستيم. ترامپ اخيرا گفته كه ميخواهد ايران را به عصر حجر بازگرداند. مشخص نيست اين به كجا مربوط خواهد شد. كنوانسيونها و قوانين در مورد حفاظت از ميراث فرهنگي در دوران جنگ كاملا روشن است. در هر نزاعي كه صورت ميگيرد، نميتوان ميراث فرهنگي بشريت و جهان را تخريب كرد و آسيب رساندن به اين ميراث «جنايت جنگي» (war crime) محسوب ميشود. اين امر در مورد بناها، موزهها، سايتهاي تاريخي صدق ميكند و نبايد به اين مراكز حمله كرد زيرا از ديد يونسكو اين مراكز يادمان و بازمانده تمدن بشريت است و تنها متعلق به يك كشور نيست. مثلا اگر به سايتي كه توسط يونسكو ثبت شده و در ايران هم تعداد آنها زياد است، صدمهاي وارد شود، جنگ عليه بشريت صورت گرفته است.
اين كنوانسيونها براي آن است كه جلوي تخريب اين ميراث بشري گرفته شود، اما امريكا كه عضو اين كنوانسيونهاست، فعلا چنين كرده است. امروزه با اينكه اطلاعات از ايران به سختي بيرون ميآيد و مشكل اينترنت هست، اما در دانشگاه شيكاگو و آلمان دو محقق ايراني سعي كردهاند تمام خرابيها و آسيبهايي را كه به بناهاي تاريخي ايران وارد ميشود، به صورت زنده نشان دهند و ميتوان روي نقشه نگاه كرد و از ميزان اين آسيبها اطلاع پيدا كرد و اين خيلي مهم است، زيرا يك ركوردي هست كه نشان ميدهد عملا چه اتفاقي رخ داده است.
در گذشته وقتي به عراق حمله شد، ما نميدانستيم كه چه خرابي به بار آمده، زيرا هنوز چنين سيستمي ابداع نشده بود، اما اكنون به مقدار زيادي از ميزان تخريبها آگاهي داريم. در مورد ايران ما كاملا ميدانيم چه اتفاقي در حال وقوع است. ما ميدانيم كه حدود 100 تا 132 بنا و ميراث ايران، برخي مستقيما و بسياري به خاطر نزديكي به اهداف حملهها، مورد تخريب و آسيب قرار گرفتهاند. طبق نقشهاي كه دانشگاه شيكاگو دراختيار ما گذاشته، در لرستان حدود 4 نقطه مورد صدمه واقع شده است، مثل فلكالافلاك از دوره ساساني كه شايد بتوان گفت قديميترين نقطهاي است كه مورد آسيب قرار گرفته است. همچنين كاخ گلستان در تهران. در تهران 44 سايت يا بنا صدمه ديده است كه مربوط به دورههاي زند و قاجار و پهلوي است.
فرانسويها ايدهاي تحت عنوان «مكانهاي فرهنگي براي يادمان» دارند. براي ما مثلا كاخ عاليقاپو و چهلستون اصفهان چنين مكانهايي هستند. اين مكانها نه فقط ما ايرانيان كه همه جهانيان را به تاريخ و گذشته عصر صفوي متصل ميكنند، يعني يك شاهنشاهي بسيار مهم در حدود 400 سال پيش. اين بناي يادمان است. همچنين كاخ گلستان كه يادمان دوره زند و قاجار و اوايل دوره پهلوي است. مردم به اين مكانها ميآيند و با آن گذشته آشنا ميشوند. اگر اين بناها نباشد و مردم كتاب نخوانند
-كه هر روز هم بيشتر ميشود- آنچه حاصل ميشود، يك فراموشي و پاكسازي است. با تخريب اين بناها ميتوان خيلي راحت هويت مردم و ملي را نابود كرد. بنابراين حمله به آثار تاريخي به نوعي حمله به هويت يك كشور است و به صراحت ميتوان اين را گفت.
البته برخي ميگويند كه تمام اين حملات به آن ساختمانها و بناها نبوده و در جنگ آسيب ديدهاند. درحالي كه اين حملات دقيقا نابودي هويت تاريخي است. من هر روز روي نقشه نگاه ميكنم. فقط در تهران حدود 44 محوطه يا نقطه هست كه با ميراث فرهنگي ارتباط دارد و تا به امروز صدمه ديده است.
چطور ميتوان در مورد موزهاي مثل موزه آبگينه كه در آن شيشه نگهداري ميشود، صحبت كرد؟ اگر دو تا از ليوانها بشكند، آنها را چطور ميتوان برگرداند؟
در مورد بازسازي آثار تخريب شده ميتوان سوريه و عراق را ملاك قرار داد. الان حدود دو دهه است كه از جنگ عراق ميگذرد. غير از آنكه برقشان هنوز برنگشته و هنوز زيرساختها درست نشده، ميراث فرهنگي نيز ويران شده است. 18 هزار شيء در موزه عراق در همان چند هفته اول كه امريكاييها و متفقينشان حمله كردند، ويران شد يا دزديده شد، چطور ميتوان اين ميراث ويران شده را بازسازي كرد؟ بازسازي بناها خيلي طول ميكشد. براي اينكه يك سايت مورد قبول يونسكو قرار بگيرد، بايد اقدامات زيادي صورت بگيرد. برخي ميگويند بهترش را ميسازيم! بهترش را نميتوان ساخت. بسياري از كشورها كه تحت حمله نازيها قرار گرفتند، بسياري از بناهاي تاريخي خود را از دست دادند و ديگر قابل بازسازي نيستند.
آنچه من را اميدوار ميكند، اين است كه ما ايرانيان، با هر عقيده و گرايش سياسي، خيلي به تاريخ خودمان مينازيم. كمتر كسي را ميشناسيم كه به گذشته خودش افتخار نكند. بنابراين من اميدوارم كه ملت ايران بدانند كه تمام اين بناها متعلق به همه است در نگهداري آنها كوشا باشند، مخصوصا مورخان و باستانشناسان بايد گوشزد كنند كه نبايد اين بناها تخريب شود. نابودي آنها باعث نابودي يادمان يك تمدن است.