• 1405 دوشنبه 30 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6292 -
  • 1405 چهارشنبه 19 فروردين

جنگ به مثابه موقعيتي مرزي

رويارويي با خويشتن خويش

محسن آزموده

جنگ براي كساني كه در متن آن قرار گرفته‌اند، يك موقعيت مرزي است. موقعيت‌هاي مرزي يا وضعيت‌هاي آستانه اي، در زندگي آدم مثل زماني هستند كه او بر لبه يك پرتگاه ايستاده و هر آينه امكان دارد كه سقوط كند، شرايطي ناگوار و غيرقابل پيش‌بيني كه فرد عموما غيرارادي و ناخودآگاه به آنها دچار شده است. چنين اوضاعي كم و بيش، براي همه انسان‌ها به وقوع مي‌پيوندد، مثل زماني كه آدمي دچار بيماري لاعلاج يا صعب‌العلاجي مي‌شود يا يكي از عزيزانش به چنين مصيبتي گرفتار مي‌شود، يا زماني كه انسان گرفتار بلاياي طبيعي مثل سيل و زلزله و بيماري‌هاي همه‌گير مي‌شود. در چنين اوضاع و احوالي، انسان با مرگ رويارو مي‌شود و اين مواجهه، غير از شنيدن يا خواندن مرگ ديگران يا ديدن فيلم و تصوير مرگ ديگران است. اين نحو از مواجهه با مرگ كه مي‌توان آن را مواجهه وجودي (اگزيستانسيال) با مرگ خواند، حتي با تجربه پزشكان و ساير مشاغلي است كه با مرگ ديگران سر و كار دارند. اينجا خود فرد، هويت او، وجود و هستي اوست كه در معرض تهديد قرار گرفته. 
ويژگي موقعيت مرزي آن است كه آدمي آن را با تمام وجود خودش، با پوست و گوشت و خون خودش، با همه جسم و جانش درك مي‌كند، گويي فرد با تمام هستي‌اش به محفظه‌اي يا كانالي يا اتاقي وارد شده و تجربه مذكور، هر آن و هر ثانيه و هر لحظه، تماميت وجود او را مخاطب قرار داده و درگير كرده است. فردي كه در متن جنگي تمام عيار واقع شده، حتي اگر بخواهد هم نمي‌تواند از آن خلاصي پيدا كند و ناچار هر لحظه و هر ثانيه با آن دست به گريبان است. مي‌تواند گوش‌هايش را ببندد تا صداي موشك‌ها و جنگنده‌ها را نشنود، مي‌تواند به گوشه‌اي بخزد تا از بلاهايي كه ناخواسته بر سرش مي‌آيد، رهايي پيدا كند، اما واقعيت اين است كه در اين وضعيت‌ها هم او عامدانه و آگاهانه درگير جنگ است و جسم و روانش با آن درگير.
ديگر خصيصه يك موقعيت آستانه‌اي يا مرزي، عموما ناخوشايند بودن آن است، چراكه تهديدي براي تماميت وجودي فرد يا بخشي از آن است. معمولا هيچ كسي دوست ندارد به بيماري صعب يا لاعلاجي دچار شود، هيچ كسي به استقبال زلزله و سيل نمي‌رود و هيچ كسي دوست ندارد در دل جنگ زندگي كند (جز جنگ‌طلبان كه نفع و عايدي از آن دارند). به علت همين ناخوشايندي و مطبوع نبودن موقعيت‌هاي مرزي است كه آدميان در عين گريز از آنها، وقتي چنان‌كه اشاره شد، ناگزير دچار آنها مي‌شوند، مي‌كوشند برايشان توجيهي بيابند و آنها را در يك چارچوب معنايي فهم‌پذير و قابل قبول جلوه دهند. 
در مورد ملموس ما يعني جنگ، اين حالت به وضوح عيان است. روشن است كه جنگ در مقياس‌هاي كلانش، عموما بين جماعت‌هاي انساني و با انگيزه‌ها و علل مختلف در مي‌گيرد، مثلا در جنگي كه ما درگيرش هستيم، شاهد تجاوز آشكار يك ابرقدرت جهاني و كشور تحت‌الحمايه‌اش به ايران هستيم، بدون هيچ توجيه اخلاقي و قانوني. روشن است كه مقابله با اين تجاوز، هم وظيفه‌اي اخلاقي و هم حقي قانوني است، ضمن آنكه دفاع در برابر تجاوزگر، اصولا كاري طبيعي است. اما غير از اين، افراد با رويكردها و جهان‌بيني‌هاي مختلف، مي‌كوشند فراتر از واكنش طبيعي به اين تجاوز، آن را در چارچوب‌هاي معنايي متفاوت، معنادار كنند، خواه با نگاهي ملي‌گرايانه و خواه با نگرشي ديني و مذهبي. به عبارت ديگر، فردي كه به دل يك جنگ پرتاب شده، بدون اينكه خودش بخواهد، براي تحمل‌پذير كردن آن و پيامدهايش بايد بتواند اين رويارويي را در متن يك كليت باوري و معنايي وسيع‌تر، قرار دهد. 
موقعيت‌هاي مرزي مثل جنگ، اما غير از ويژگي‌هاي مذكور، يك خصيصه و خصلت ديگر هم دارند كه به اعتقاد من از همه آنها مهم‌تر است و صد البته اين خصلت يا ويژگي را تنها كساني مي‌توانند دريابند كه خودشان اين موقعيت مرزي را تجربه كرده باشند. اين خصلت يا ويژگي، مواجهه با خويشتن خويش و خود دروني آدمي است. در وضعيت جنگي، آدمي با دروني‌ترين جنبه‌ها و ابعاد شخصيتي خود مواجه مي‌شود و استعدادها و ضعف‌ها و سوراخ سنبه‌هاي وجودي خودش را مي‌بيند. 
قرار نيست همه قهرمان و پهلوان باشند. اين تصويري كه از آدم‌ها در جنگ مي‌بينيم، عموما تصويري خيالي و نمايشي است. قرار نيست همه رستم دستان و اسفنديار و زال باشند. در واقعيت هم چنين نيستند. آنها آدم‌هاي معمولي‌اي هستند كه هر يك هزاران هزار دغدغه و مشكل و آرزو و بيم و اميد و تعلق و وابستگي دارند، اما معمولا تصويري غيرواقعي و موهوم از خود دارند. برخي خود را بسيار شجاع و نيرومند مي‌پندارند و گروهي خود را بيش از حد ترسو و ناتوان. جنگ اما اين تصوير غيرواقعي را پاره مي‌كند و خود واقعي فرد را به او نشان مي‌دهد. 
نكته مهم اما آنجاست كه نبايد به آدم‌ها به خاطر اينكه مثل هم نيستند و همچون قهرمانان خيالي عمل نمي‌كنند، خرده گرفت و آنها را تحقير كرد. ظرفيت‌ها و استعدادهاي رواني و روحي انسان‌ها، مثل ويژگي‌هاي جسماني آنها متفاوت است و قرار نيست همه مثل هم باشند. اين تفاوت‌ها هم بي‌نهايت دليل و علت مي‌تواند داشته باشد. بنابراين نبايد به كسي انگ زد و او را مثلا به خاطر ترسيدن از صداي انفجار تحقير كرد. جنگ به مثابه موقعيت مرزي، در كنار همه مصائب و بدبختي‌هايش، به ما اين امكان را مي‌دهد كه به جاي قضاوت ديگران، به سنجش و ارزيابي خودمان بنشينيم و دروني‌ترين وجوه شخصيت و هويت خودمان را از نزديك و بدون تعارف و اغراق و كوچك‌نمايي، ببينيم. اين شايد تنها ويژگي تحمل‌پذير جنگ باشد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون