«اعتماد» در گفتوگو با حسين ربيعي بررسي كرد
آتشبس موقت با ابتكار عمل ايران
برقراري آتشبس موقت در شرايطي كه تمامي معادلات جهان به واسطه تجاوزگريهاي ايالاتمتحده و اسراييل تحت تاثير قرار گرفته نقطه عطفي مهم محسوب ميشود اما تداوم آن به واسطه بدعهديهاي واشنگتن و شخصيت بيثبات دونالد ترامپ مورد ترديد است و از همين رو ايران ضمن حفظ ابتكار عمل خود گزينههاي ديگر را نيز لحاظ كرده است. ايالاتمتحده عقبنشيني كرد و ايران دست بالا را در ميدان دارد. اين درحالي است كه روز سهشنبه دونالد ترامپ الفاظ تند و غيرواقعبينانهاي عليه كشورمان بر زبان آورد، اما اندكي پيش از مهلتي كه خود تعيين كرده بود ناچار شد در برابر تهران و مواضعش عقبنشيني كرده و به آتشبس دو هفتهاي براساس شروط 10 مادهاي كشورمان تن دهد.
در همين راستا شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با انتشار بيانيهاي ضمن آنكه برقراري آتشبس را پيروزي بزرگ براي ايران خواند خاطرنشان كرد كه امريكا به طور اصولي به عدم تجاوز، استمرار كنترل ايران بر تنگه هرمز، پذيرش غنيسازي، رفع همه تحريمهاي اوليه و ثانويه، خاتمه تمامي قطعنامههاي شوراي امنيت و شوراي حكام، پرداخت خسارت ايران، خروج نيروهاي رزمي امريكا از منطقه و توقف جنگ در همه جبههها ازجمله عليه مقاومت اسلامي قهرمان لبنان متعهد شده است. همزمان عباس عراقچي، وزير خارجه كشورمان نيز با انتشار پيامي ضمن قدرداني از تلاشهاي ميانجيگرايانه پاكستان نوشت: به مدت دو هفته تردد امن در تنگه هرمز در هماهنگي با نيروهاي مسلح ايران و با نظر داشت محدوديتهاي فني موجود مقدور خواهد بود. همزمان رسانهها از تلاشها براي آغاز رايزنيهاي احتمالي تهران و واشنگتن برمبناي طرح پيشنهادي 10 مادهاي ايران خبر ميدهند (هر چند ترامپ مدعي است رايزنيهاي ادعايي قرار است براساس طرح 15 مادهاي اين بازيگر انجام شود). مذاكراتي كه به نوشته ايسنا قرار است روز جمعه در اسلامآباد برگزار شود و در جريانش جيدي ونس، معاون رييسجمهوري امريكا به عنوان نماينده هيات امريكايي حضور خواهد داشت.
همزمان رسانهها تفاسير متعددي از مبناي مذاكرات و نتايج حاصل از آن ارايه كردهاند؛ گروهي با لحاظ كردن مديريت هوشمندانه ايران بر تنگه هرمز به عنوان اهرم بازدارندگي تهران و هزينههايي كه ابتكار عمل كشورمان بر ايالاتمتحده و اقتصاد جهاني تحميل كرده باور دارند كه تهران قادر است در جريان رايزنيهاي احتمالي منافع حداكثرياش را محقق سازد. در مقابل گروهي با لحاظ كردن خواستههاي حداكثري و غيرواقعبينانه ايالاتمتحده و كنشهاي مخرب رژيم صهيونيستي در اين باره رويكردي محتاطانه اتخاذ كردهاند. در همين راستا روزنامه اعتماد تلاش كرده در گفتوگو با حسين ربيعي، استاد دانشگاه و كارشناس ارشد مسائل خاورميانه با تمركز بر تنگه هرمز و ابتكار عمل ايران درباره اين شاهراه حياتي به چرايي عقبنشيني ايالاتمتحده در برابر ايران پاسخ دهد.
حسين ربيعي، استاد دانشگاه در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره آتشبس دو هفتهاي و نتايج حاصل از آن براي ايران و منطقه و معادلات فرامنطقهاي گفت: آتشبس، واقعيتي است كه با پذيرش متقابل طرفين درگير در جنگ، مورد استقبال تقريبا تمامي كشورهاي جهان قرار گرفته است. فارغ از اينكه چه كشوري در اين جنگ پيروز ميدان باشد، واقعيت اين است كه پس از چهل روز درگيري در يكي از حساسترين و مهمترين مناطق ژئوپليتيك جهان، كه به نوعي نشان داد اين منطقه واقعا جهاني است و رخدادهاي آن تمامي جهان را تحتتاثير قرار ميدهد، به شرايطي رسيديم كه همگان به شدت نيازمند كاهش تنش و برقراري آتشبس بودند. به همين دليل، از شرق و غرب، از آسيا تا اروپا، تمامي كشورها از وقوع آتشبس استقبال كردند. بنابراين، اصل اين موضوع، رويدادي مطلوب است.
اين كارشناس ارشد خاورميانه در ادامه خاطرنشان كرد: به هر حال، كشور ما و همچنين طرف مقابل در اين جنگ، خسارتهاي سنگيني متحمل شدند. براي كاهش اين خسارتها و توقف روند آسيبهايي كه از لحاظ جاني و مالي به مردم و كشور وارد ميشد، نياز بود كه اين اتفاق رخ دهد.
ربيعي در پاسخ به سوال ديگر «اعتماد» درباره رايزنيهاي احتمالي كه ممكن است روز جمعه در اسلامآباد و با لحاظ كردن شروط 10 مادهاي ايران انجام شود نيز خاطرنشان كرد: واقعيت اين است كه اگر شرايطي كه ايران مشخص كرده است، يعني همان بسته ۱۰ مادهاي، مبناي كار قرار گيرد و آنچنان كه ترامپ و ايالاتمتحده اعلام كردند، مورد پذيرش آنها باشد، ميتوان اميدوار بود كه اين آتشبس به صلحي پايدار مبدل شود. اما رفتار سياسي ترامپ در دوره رياستجمهورياش، حتي در همين جنگي كه با ما درگير بود، نشان ميدهد كه بايد منتظر هر اتفاق پيشبيني نشدهاي بود و نميتوان به گفتهها، نوشتهها و رفتار ترامپ، مانند بسياري از سياستمداران ديگر، اطمينان كامل داشت.
اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: در عين حال كه خوشبين هستيم و اميدواريم اين آتشبس نقطه شروعي براي كاهش تنشها و درگيريهاي منطقه خاورميانه باشد و انشاءالله به يك صلح پايدار ختم شود، بايد در روند مذاكرات شاهد باشيم كه طرفين چقدر حاضرند خطوط قرمزي كه تعيين كردهاند و حدودي كه براي تعامل مشخص نمودهاند را درنظر گرفته و رعايت كنند. من اميدوارم باتوجه به تجربهاي كه اين اتفاق براي تمامي مناطق جهان ايجاد كرد و آثاري كه جنگ بر اقتصاد جهاني گذاشت، ايالاتمتحده بتواند شرايط ايران را بپذيرد. شرايطي كه ايران مطرح ميكند، در صورت پذيرش امريكا و جامعه جهاني، ميتواند منجر به تحقق صلحي شود كه مدنظر ما بوده است. اين امر به ما امكان ميدهد تا پس از اين، شاهد بازسازي خسارتهاي جنگ و آغاز روند توسعه شتابان ايران باشيم. حسين ربيعي در ادامه اين مصاحبه و باتوجه به اهميتي كه تنگه هرمز و مديريت آن توسط ايران در ميدان بازدارندگي ايفا كرده درباره اهميت ژئوپليتيكي و ژئواستراتژيكي اين شاهراه حياتي خصوصا حوزه ترانزيتي به «اعتماد» گفت: اهميت تنگه هرمز محدود به دوران معاصر نيست. اما از زماني كه نفت در غرب آسيا كشف شد و وابستگي جهان به انرژيهاي فسيلي، به ويژه نفت و گاز، افزايش يافت، اهميت اين تنگه دوچندان گرديد. امروزه، منطقه خليجفارس و خاورميانه ميزبان حدود 60درصد از ذخاير جهاني نفت و گاز است. ايران، به عنوان دومين دارنده ذخاير گازي و سومين دارنده ذخاير نفتي جهان، در منطقهاي واقع شده است كه عربستانسعودي نيز در آن حضور دارد. اين منطقه نه تنها يك مخزن عظيم نفت و گاز به شمار ميرود، بلكه مركز استخراج، فرآوري و انتقال اين منابع نيز هست. باتوجه به اينكه حدود 60درصد از ذخاير جهاني نفت و گاز در اين منطقه جاي دارد و روزانه بين 20 تا 30درصد نفت مصرفي جهان از تنگه هرمز عبور ميكند، اهميت اين تنگه بسيار بالاست. اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: در سال گذشته، هند در تدارك ايجاد يك مسير تجاري زميني از طريق رژيم صهيونيستي و عراق به اروپا بود كه مسيرهايي از عراق به تركيه را شامل ميشد.
اين درحالي است كه عراق در حال حاضر در فاو و بصره در حال احداث اسكلههاي بزرگي است تا كالاها را از هند، چين و ساير نقاط شرق آسيا به سواحل شمال غربي خليجفارس منتقل كرده و از آنجا به اروپا و منطقه مديترانه برسانند. بنابراين به گفته اين تحليلگر مسائل خاورميانه تنگه هرمز هم در حوزه نفت و گاز و هم در تجارت كالا، اهميت حياتي دارد. وابستگي اروپا به منابع نفت و گاز خاورميانه، به ويژه گاز قطر، پس از جنگ اوكراين و تيرگي روابط با روسيه، به شدت افزايش يافته است. پس از حمله روسيه به اوكراين، موضوع انرژي براي اتحاديه اروپا اولويت بالاتري يافت. همچنين، چرخهاي صنعتي و تجاري چين كه با سرعت در حال حركت است، به شدت به نفت خاورميانه و به ويژه كشورهاي حاشيه خليجفارس وابسته است. ژاپن و كرهجنوبي نيز از ديرباز از مشتريان اصلي نفت و گاز خليجفارس بودهاند. در سالهاي اخير، اروپا و به ويژه شرق آسيا، وابستگي قابلتوجهي به نفت و گاز خليجفارس و تنگه هرمز پيدا كردهاند. طبيعي است كه تمامي اين نفت و گاز خريداري شده، نيازمند عبور از تنگه هرمز است.
ربيعي در پاسخ به سوال ديگر «اعتماد» درباره نتايج حاصل از مديريت هوشمندانه تنگه هرمز توسط ايران بر معادلات متجازوان كه زمينهساز آتشبس شد، خاطرنشان كرد: بدون شك باتوجه به مولفههايي كه بدانها اشاره شد، هرگونه اختلال در تردد كشتيها يا بسته شدن احتمالي آن، بلافاصله اثرات خود را در سراسر جهان نمايان ميسازد. اقتصاد و تجارت جهاني با شوك مواجه شده و بسياري از كشورها و مردم آنها به صورت ملموس اين فشار را احساس ميكنند. صفهاي طولاني در جايگاههاي پمپ بنزين و كمبود گاز در شرق و جنوب آسيا، نمونههايي از اثرات ملموس اختلال در اين تنگه حياتي بر بخشهاي مختلف جهان است. اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: ايران از توانمندي قابلتوجهي در منطقه برخوردار است. كنترل بخش شمالي تنگه هرمز و اشراف ساحلي بر اين آبراه، به همراه عبور مسير ورودي كشتيها به خليجفارس از آبهاي سرزميني ايران، جايگاه ويژهاي به كشورمان ميبخشد. با اين حال، طبق قوانين بينالمللي، تنها در شرايط جنگي است كه ايران ميتواند در تنگه هرمز رفتاري خاص اعمال كند. ربيعي در ادامه افزود: طي چهار دهه گذشته، رفت و آمد كشتيها از كشورهاي مختلف، ازجمله كشورهاي متخاصمي مانند ايالاتمتحده امريكا، از اين منطقه صورت گرفته و ايران مانعي در اين خصوص ايجاد نكرده است. ناوها و شناورهاي امريكايي به پايگاههاي دريايي اين كشور در بحرين و قطر وارد شدهاند، بدون آنكه ازسوي ايران با مانعي روبهرو شوند. از همين رو تا زماني كه شرايط جنگي برقرار بود يا باشد و ايران ازسوي كشورهاي مختلف، به ويژه امريكا ورژيم صهيونيستي اسراييل، تهديد شود، كشورمان ميتواند از اين اهرم استفاده كند، زيرا طبق قوانين بينالمللي، در شرايطي كه كشوري احساس تهديد نسبت به شناورهاي عبوري از مسير دريايي خود داشته باشد، قادر است مانع ايجاد كرده و كنترل اعمال كند. با اين حال پيش از برقراري آتشبس نيز، بستن تنگه به صورت مطلق صورت نگرفته؛ كشتيهاي كشورهاي دوست و همراه با ايران، تقريبا بدون مانع و به صورت روزانه يا با كسب تكليف و هماهنگي از اين شاهراه عبور داشتند.
اين استاد دانشگاه در ادامه يادآور شد: در مجموع، انتظار ميرود با پايان شرايط جنگي، اوضاع به حالت عادي بازگردد. به بياني ديگر با پايان يافتن شرايط جنگي، اوضاع دگرگون خواهد شد و تسهيلاتي براي عبور كشتيها ازسوي ايران فراهم گردد. ربيعي در رابطه با ناتواني دو رژيم متجاوز در شكلگيري ائتلاف عليه تهران و سناريوهاي
پيش رو به «اعتماد» گفت: واقعيت اين است كه جنگي كه امريكا و رژيم صهيونيستي اسراييل عليه ايران آغاز كردهاند، از هر منظري غيرقانوني و مغاير با حقوق بينالملل است و هيچ كنوانسيون بينالمللي چنين حق تجاوزي را به اين دو بازيگر اعطا نكرده و اين تجاوز قابل توجيه نبوده و نيست. بسياري از كشورها نيز به اشكال مختلف مخالفت خود را با اين جنگ اعلام كردهاند. بنابراين، طبيعي است كه بسياري از كشورها وارد ماجرايي كه اسراييل و امريكا براي ايران طراحي كردهاند، نشوند. به باور اين استاد دانشگاه عليرغم فشارهايي كه بر اقتصاد اين كشورها وارد آمده، اين كشورها به دليل غيرقانوني بودن اصل ماجرا و مغايرت آن با عرف بينالملل، وارد اين منازعه نشدهاند. ربيعي در ادامه خاطرنشان كرد: نكته حائزاهميت اين است كه شكاف بين كشورهاي عضو پيمان ناتو درخصوص اين موضوع بسيار عميق شده با اين حال هنوز گسست ايجاد نشده است، چراكه عليرغم تمام توان و نيروهاي اروپايي مانند آلمان، فرانسه و انگليس، اين كشورها در مقابل روسيه توانمندي دفاعي كافي ندارند و به نوعي، حداقل به دلايل امنيتي و نظامي، به ايالاتمتحده وابسته هستند. بنابراين، با وجود تمام اتفاقات رخ داده و اعتراضات به اين جنگ غيرقانوني امريكا و رژيم صهيونيستي اسراييل، سمت اروپاييها، به ويژه اسپانيا، در قبال اين موضوع موضعي متفاوت اتخاذ كرده است.
با اين حال، بعيد است كه اين موضوع بر كلان توازن قوا كه اروپا در مقابل روسيه به دنبال آن است، تاثير بگذارد. به نظر ميرسد موضوع انرژي در كوتاهمدت به حدي نيست كه منجر به فروپاشي ناتو شود. به گفته ربيعي، دونالد ترامپ و ايالاتمتحده انتظار داشتند كه اتحاديه اروپا به اين ماجراجويي ورود كرده و به ويژه ناتو نيز در اين منازعه مشاركت كند. اما برخي كشورها مانند اسپانيا مقاومت كرده و برخي ديگر مانند بريتانيا و آلمان با خروج نيروهاي امريكايي از پايگاههاي نظامي خود مخالفت كرده و همراهي لازم را با امريكا نداشتند.