• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6294 -
  • 1405 شنبه 22 فروردين

ادامه از صفحه اول

مهارت ديپلماتيك مكمل تاب‌آوري ايران

اگر اين جنگ را نبرد، هژموني امريكا با فرسايش زنجيره‌اي و چالش‌هاي ساختاري جدي مواجه خواهد شد. ائتلاف‌هاي پيشين جهان يك‌به‌يك در حال فروپاشي‌اند و همزمان، معماري ائتلاف‌هاي جديد هنوز به بلوغ نرسيده است. در اين وضعيت ژله‌اي و گذار، دوره‌اي از بي‌ثباتي و تكثر بحران‌ها محتمل خواهد بود. اما در هر صورت، به نظر مي‌رسد در قرن سياسي جديد، با بازتعريف بازيگران و قواعد، ايران جديد، منطقه و شرق جديد، امريكا و غربي متفاوت، و در يك كلمه جهاني نو در حال شكل‌گيري است. جهاني كه نه تنها در سطح روابط بين‌الملل و چندقطبي‌شدن، بلكه در مفهوم و مدل استقلال و توسعه، جهش يافته و عميقا متفاوت خواهد بود و در عرصه‌هاي اقتصاد انرژي، فناوري و هوش مصنوعي و بهداشت و آموزش و حتي سبك زندگي، مصرف و كنترل جمعيت و تغذيه، دگرگوني‌هاي عميق را تجربه خواهد كرد. اين خود نيازمند تبيين نظري و تجربي گسترده‌تري است. براي مثال، با فروكش‌كردن سلطه دلار در سال‌هاي آينده (چنان‌كه ماركو روبيو نيز به‌نوعي به آن اشاره كرده و از بي‌اثر شدن تدريجي تحريم‌ها سخن گفته است) اين پرسش مطرح مي‌شود كه جايگزين دلار چه ارزهايي خواهد بود و با توجه به تضعيف مدل‌هاي فعلي تحريم‌ها، امريكا براي حفظ هژموني خود به چه ابزارها و راهبردهايي متوسل خواهد شد؟ همچنين اين پرسش جديد مطرح است كه با توجه به آسيب‌پذيري زيرساخت‌هاي كلان از صنايع و سدها تا دانشگاه‌ها تا چه اندازه نوسازي مبتني بر الگوهاي غيرمتمركز و مقياس‌هاي كوچك‌تر اما متعدد با آسيب‌پذيري كمتر اهميت پيدا مي‌كند؟ يا تا چه ميزان انتقال ظرفيت‌هاي ملي از زيرساخت‌هاي عظيم آسيب‌پذير به حوزه‌هاي نرم‌افزاري مي‌تواند تضمين‌كننده توان و امنيت ملي باشد؟ تا چه اندازه مي‌توان مراكز و فعاليت‌هاي در معرض خطر را به زيرزمين، فعاليت‌هاي متمركز را به غيرمتمركز، و ساختارهاي بزرگ را به واحدهاي كوچك‌تر و چابك‌تر در قالب برون‌سپاري و تقويت بخش خصوصي تبديل كرد؟ فعاليت‌هاي از منزل از تحقيق تا آموزش و تجارت چه جايگاهي در توسعه كلان پيدا خواهند كرد؟ در هر صورت، تاب‌آوري ايران مي‌تواند به كاتاليزور شكل‌گيري ائتلاف‌هاي جديد و بازتعريف ارزيابي ملت‌ها از توان خود گرديده و به مناسبات جديد در سطح جهاني انجاميده و الگوي تعامل با ايران را در نظام بين‌الملل تغيير دهد. از اين رو، ديپلماسي و مذاكرات پيش‌رو به اندازه جنگي كه رخ داد اهميت راهبردي دارد و نه تنها براي سرنوشت ايران بلكه براي آينده نظم جهاني از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و به يك نقطه عطف ژئوپليتيك تبديل شده است. بايد بتوانيم با همان صلابتي كه مي‌جنگيم، با همان اقتدار نيز گفت‌وگو كنيم؛ به‌گونه‌اي كه ديپلماسي، مكمل جنگ باشد و تلاش معجزه‌آساي نظامي كشور در ميدان ديپلماسي به دستاوردهاي پايدار سياسي و راهبردي تبديل شود. در آتش‌بس ۵۹۸ دچار تأخير راهبردي شديم و در تجربه جنگ ۱۲روزه نشانه‌هايي از شتاب‌زدگي ديده شد؛ اما به نظر مي‌رسد اين‌بار تركيبي از بلوغ ميداني و محاسبه ديپلماتيك در انتخاب زمان ديده مي‌شود. اميد كه اراده، مهارت و خلاقيت‌هاي ديپلماتيك نيز در كسب نتيجه در تراز عملكرد نظامي موثر افتد. بديهي است اسراييل به عنوان بازيگر مخرب روند صلح، از هيچ تلاشي براي شكست مذاكرات دريغ نخواهد كرد. بدعهدي و بي‌ثباتي امريكا نيز به يك الگوي رفتاري قابل پيش‌بيني تبديل شده و چه‌بسا هم‌اكنون سناريوهاي جديد فشار، بي‌ثبات‌سازي و حتي شبيخون بعدي در حال طراحي باشد؛ از اين‌رو، بيداري مضاعف در ميز ديپلماسي و حفظ آمادگي‌هاي نظامي براي پيشگيري از هرگونه غافلگيري، ضرورتي انكارناپذير است، چرا كه غفلت مي‌تواند به‌سادگي دستاوردها را در معرض تهديدي بنيادين قرار دهد.

آتش‌بس دو هفته‌اي؛ فراتر از روايت‌ها

از اين منظر، آتش‌بس نه نشانه موفقيت، بلكه نشانه‌اي از محدوديت‌هاي قدرت امريكا در مواجهه با يك درگيري پرهزينه تلقي مي‌شود.  در سطح بين‌المللي، واكنش‌ها عمدتا محتاطانه‌تر بوده است. بسياري از كشورها آتش‌بس را گامي مثبت براي كاهش تنش دانسته و بر ضرورت ادامه مسير ديپلماسي تاكيد كرده‌اند. براي بسياري از اين كشورها، مساله اصلي نه پيروزي يا شكست يك‌طرف، بلكه جلوگيري از گسترش جنگ در منطقه‌اي است كه بخش مهمي از انرژي جهان از آن عبور مي‌كند. از اين منظر، هرگونه توقف درگيري مي‌تواند به كاهش بي‌ثباتي اقتصادي و امنيتي در سطح جهاني كمك كند. با فاصله‌گيري از سطح روايت‌هاي سياسي، درباره واقعيت ژئوپليتيك اين آتش‌بس بايد گفت در بسياري از منازعات محدود ميان دولت‌ها، پايان درگيري‌ها الزاما به معناي پيروزي قاطع يك طرف نيست، بلكه معمولا نتيجه رسيدن يكي از طرف‌ها يا هر دو به اين جمع‌بندي است كه ادامه تنش مي‌تواند هزينه‌هاي بيشتري ايجاد كند. در چنين شرايطي، توقف درگيري مي‌تواند به عنوان فرصتي براي مديريت بحران و انتقال رقابت از ميدان نظامي به عرصه سياسي و ديپلماتيك تلقي شود. در مورد تنش اخير واكنش نسبتا آرام بازارهاي جهاني و نيز مواضع محتاطانه بسياري از دولت‌ها نشان مي‌دهد كه جامعه بين‌المللي بيش از هر چيز نگران گسترش بحران در منطقه بوده و از هر اقدامي كه به كاهش تنش كمك كند استقبال كرده است. در سطح تحليل‌هاي دانشگاهي و رسانه‌اي نيز ديدگاه‌هاي مختلفي مطرح شده است. رابرت پيپ، استاد دانشگاه شيكاگو، معتقد است تحولات اخير «شكست استراتژيك خردكننده» و بزرگ‌ترين زيان واشنگتن از زمان جنگ ويتنام و نشان‌دهنده توانايي ايران در ايجاد بازدارندگي و تثبيت موقعيت خود در معادلات امنيتي منطقه است.  در مقابل، برخي رسانه‌ها چون بلومبرگ و مقامات غربي چون وزير خارجه آلمان تاكيد كرده‌اند كه توافق آتش‌بس دو هفته‌اي بسياري از مسائل كليدي را حل‌نشده باقي گذاشته است و اين آتش‌بس تنها گامي نخست در مسير يك روند ديپلماتيك طولاني‌تر است. در مجموع تحولات اخير بيش از هر چيز نشان‌دهنده پيچيدگي معادلات امنيتي در منطقه است. در چنين چارچوبي، توقف درگيري‌ها فرصتي براي كاهش تنش و پيگيري راه‌حل‌هاي ديپلماتيك ايجاد كرده است؛ فرصتي كه نحوه استفاده از آن مي‌تواند بر آينده تحولات منطقه‌اي تاثير قابل‌توجهي بگذارد.

تمدن، معجزه و لحظات جادويي مي‌آفريند

روزي پدربزرگان و اجداد اين مردم به فرزندان خود گفتند كه چيزهايي مهم‌تر از جان است و اين نگاه سينه به سينه از هزاره‌ها به اين مردم رسيد، سده‌هاي بعد سرودند كه چو ايران نباشد تن من مباد و اين روزها ديديم كه چگونه ايراني، ايران را و ايران، ايراني را حفظ كرده است. هر جايي ايراني‌اي ديديم كه در مسيري ديگر قدم گذاشته و پشت كرده به وطن و انسانيت، با تامل و جست‌وجوي ساده جداشدنش از اين فرهنگ غني و متمدنانه را مي‌توان پيدا كرد. آنها از روي ناآگاهي و احتمالا به ‌خاطر رسانه و تصوري كه غربي‌ها ساخته بودند، ذهن‌شان را به ايده‌اي سپردند كه بي‌ريشه و بي‌تاريخ بوده است. براي آنها عاقبت به خيري و نگاه متمدنانه آرزو كنيم كه از اين بي‌وزني و بي‌پشتوانگي نجات پيدا كنند. اين روزهاي جنگ براي خيلي از ما، ايران و جمهوري اسلامي يك معنا را پيدا كرد  فكر مي‌كنم اتفاق بزرگي كه رخ داد از تركيب عجيب همين عبارت بود جمهوري اسلامي ايران، هر كلمه از اين عبارت حذف مي‌شد يك بعد اين اتفاق نارس و ناقص مي‌شد.  فرهنگ شهادت و ايمان با ايران اسطوره‌اي و ايران‌پرستي و حضور آحاد ملت به‌رغم دلخوري‌هاي موجود يك تركيب استثنايي ساخت كه دشمنان و حتي كشورهاي ديگر از تحليل و آناليزش عاجز ماندند. حالا ما مانديم و يك كشور با كلاس جديدي كه از خودش تعريف كرده و پتانسيل‌هاي بي‌نظير جهاني، وقت آن است كه بازنگري در همه‌ چيز صورت بگيرد و تعريف جديدي از سربازان وطن و ميهن‌پرستان واقعي ارائه داد. با اتحاد و وحدت ايراني اسلامي بايد بتوانيم خيلي سريع پله‌هاي رشد و ترقي را طي كنيم و هم مسوولان و هم مردم با آگاهي زياد و چشمان باز بتوانند تخريب گسترده‌اي كه هدفش تمدن و فرهنگ ما بود را شناسايي كنند و اين تصوير فعلي كه از ايران به جهان مخابره شده را پررنگ كنند و تك‌تك ايرانيان به ايراني بودن‌شان افتخار كنند و با صداي بلند اين را اعلام كنند.

«مذاكرات پساجنگ» اميدها و بيم‌ها

سوم) اعتبار تعهدات؛ مساله‌اي تعيين‌كننده در هر توافق پساجنگ: يكي از مهم‌ترين عوامل شكست يا موفقيت مذاكرات پساجنگ، پيشينه تعهدات و توان طرف‌هاي درگير براي اجراي آن است. سابقه توافق‌هاي پيشين در مناطق مختلف جهان نشان مي‌دهد كه تفاوت ميان «تعهدات اعلامي» و «تعهدات قابل‌راستي‌آزمايي» شكافي و گسلي تعيين‌كننده است. در چارچوب مذاكرات اسلام‌آباد، اين موضوع مطرح مي‌شود كه: آيا تعهدات در سطوح حقوقي، اجرايي و بين‌المللي پشتيباني مي‌شود؟ آيا نظارت ثالث يا نهاد مشترك وجود دارد؟ آيا طرف‌ها هزينه نقض تعهد را درك مي‌كنند؟ بدون پاسخ روشن به اين پرسش‌ها، توافق‌ها شكننده باقي مي‌مانند.

چهارم. نقش بازيگران غيرمستقيم؛ سطح عميق و پنهان مذاكرات: هر پرونده پساجنگ معمولا سه سطح دارد: 

طرف‌هاي اصلي، ميانجي‌ها و بازيگران غيرمستقيم. دشوارترين و مهم‌ترين بخش‌هاي مديريت مذاكرات مربوط است به سطح سوم؛ يعني كشورها يا گروه‌هايي كه در ميدان حضور مستقيم ندارند اما بر روند و نتيجه اثر مي‌گذارند. اين بازيگران مي‌توانند با: فشار سياسي، تحريك ميدان، تغيير ائتلاف‌ها، يا اعمال هزينه بر توافق روند تنش‌زدايي را تضعيف يا تقويت كنند. هر توافق پايدار نيازمند چارچوبي است كه اثرگذاري اين بازيگران را محدود يا قابل پيش‌بيني سازد.

پنجم. چشم‌انداز تثبيت؛ مرحله پساجنگ تنها زماني از ناپايداري فاصله مي‌گيرد كه سه شرط مهم در كنار هم قرار گيرند: تضمين‌هاي معتبر و قابل‌راستي‌آزمايي، اقدامات اعتمادساز واقعي و نه صرفا بياني، اراده سياسي براي مديريت پيامدهاي اقتصادي، امنيتي و منطقه‌اي. تركيب اين عناصر تعيين خواهد كرد كه آيا روند كنوني مي‌تواند به يك چارچوب پايدار منجر شود يا درنهايت به چرخه‌اي از توقف و ازسرگيري تنش تبديل خواهد شد. مذاكرات پساجنگ اسلام‌آباد را مي‌توان آزموني براي پايداري يك نظم در حال شكل‌گيري منطقه‌اي دانست. فرصت‌ها و تهديدها هر دو جدي‌اند. وزن ميانجي‌ها، پايداري آتش‌بس، اعتبار تعهدات و نقش بازيگران غيرمستقيم، هر كدام مي‌توانند مسير را تثبيت يا برهم بزنند. در اين شرايط، تحليلگران سياسي معمولا بر يك محور مشترك تاكيد دارند: مرحله پساجنگ، دوره تصميم‌هايي است كه اثر آنها در كوتاه‌مدت ديده نمي‌شود، اما شكست آنها فورا قابل مشاهده خواهد بود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون