• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9295 -
  • 1405 يکشنبه 23 فروردين

فعالان سياسي در گفت‌وگو با «اعتماد» مذاكرات اسلام‌آباد را تحليل مي‌كنند

ديپلماسي پس از جنگ

جوادي حصار: ديپلماسي نتيجه نهايي جنگ را مشخص مي‌كند حسين كنعاني مقدم: مذاكره‌كنندگان با تكيه بر دستاوردهاي ميداني و هوشياري، با دست پر از مذاكرات باز مي‌گردند

مهدي بيك اوغلي

پس از «۴۰ روز مقاومت ايرانيان»، دور تازه‌ از مذاكرات ايران و امريكا در حالي در اسلام‌آباد آغاز شد كه بسياري از ايرانيان خاطره تلخي از 2دور مذاكره قبلي در دولت ترامپ دارند. مذاكراتي كه نتيجه آنها آغاز جنگ 12 روزه و سپس جنگ رمضان شد و ايران را رو در روي اسراييل و امريكا قرار داد. با فروكش كردن دامنه‌هاي نبرد براي 2هفته، تيم 71نفره ايراني در شرايطي از نخستين ساعات بامداد روز شنبه وارد اسلام‌آباد شده كه ميليون‌ها ايراني براي پايان دادن به تحريم و تورم و حركت در مسير توسعه چشم انتظار دستاوردهاي اين مذاكرات هستند. به اعتقاد تحليلگران، پيروزي ايران در ميدان نبرد، هر چند مهم و تعيين‌كننده است، اما تنها زماني پايداري خواهد داشت كه بتوان آن را در عرصه ديپلماسي به ارزش افزوده بدل كرد. تجربه اخير ايران در جنگ 40روزه نشان مي‌دهد كه مقاومت نظامي و حمايت مردمي مي‌تواند معادلات قدرت را تغيير دهد، اما حفظ و بهره‌برداري از اين دستاورد در گرو فهم تفاوت ميان منطق جنگ و منطق مذاكره است؛ جايي كه عقلانيت، تدبير و پشتوانه ملي ادامه  هيجان دلاوری‌های ميدان نبرد مي‌شود. پس از حدود چهل روز تنش و فشار، پرونده‌اي تازه در عرصه ديپلماسي كشور گشوده شده است. تیم 71نفره و متشكل از افرادي كه اشراف سياسي، نظامي و امنيتي دارند و قرار است در ميدان پيچيده مذاكره، همان نقشي را بازي كنند كه سربازان و سرداران ايراني پيش‌تر در ميدان عمل بر عهده داشته‌اند. اعتماد براي ارزيابي اين دور از مذاكرات و بايدها و نبايدهاي آن گفت‌وگوهايي را با محمد صادق جوادي‌حصار و حسين كنعاني‌مقدم 2چهره سياسي اصلاح‌طلب و اصولگرا ترتيب داده تا تصويري از مهم‌ترين ضرورت‌هاي مذاكراتي براي مخاطبان فراهم  شود.

جوادي حصار: ديپلماسي نتيجه نهايي جنگ را مشخص  مي‌كند

محمدصادق جوادي حصار در گفت‌وگو با «اعتماد» در خصوص دور نخست مذاكرات ايران و امريكا پس از جنگ 40 روزه مي‌گويد: «روزهاي اخير براي ايران روزهايي متفاوت و تاريخي بود؛ روزهايي كه در آن همبستگي اجتماعي، حضور مردم و ايستادگي نيروهاي دفاعي كشور در كنار يكديگر به اوج رسيد و تصويري تازه از قدرت ملي به منصه ظهور رسيد. بسياري از ناظران اين مقطع را به عنوان يكي از برگ‌هاي مهم تاريخ دفاعي ايران توصيف مي‌كنند؛ دوره‌اي كه در آن نوعي «متد دفاعي» جديد شكل گرفت؛ متدي كه هم بر توان نظامي تكيه داشت و هم بر پشتوانه اجتماعي و روحيه مقاومت ملي.»

جوادي‌حصار ادامه مي‌دهد: «در چنين شرايطي طبيعي است كه احساس غرور و اعتماد به نفس در جامعه افزايش پيدا كند. دفاع موفق در برابر فشارها و تهديدهاي خارجي، براي هر ملتي يك تجربه تاريخي مهم است. اما تجربه‌هاي تاريخي نشان داده‌اند كه پيروزي در ميدان جنگ، تنها زماني به يك دستاورد ماندگار تبديل مي‌شود كه بتوان آن را در ميدان سياست نيز تثبيت كرد. جنگ مي‌تواند معادلات را تغيير دهد، اما اين ديپلماسي است كه نتيجه نهايي را تثبيت مي‌كند. از همين ‌رو بايد ميان دو ميدان مهم تفاوت قائل شد: ميدان جنگ و ميدان مذاكره. هر كدام از اين ميدان‌ها قواعد، ابزارها و زبان خاص خود را دارند. در ميدان جنگ، ابزار اصلي قدرت سخت است؛ موشك، تجهيزات نظامي، توان دفاعي و روحيه مقاومت. در چنين فضايي، شعارها و ادبيات حماسي نيز بخشي از فضاي طبيعي نبرد محسوب مي‌شوند. اما همين منطق اگر بدون تغيير وارد عرصه ديپلماسي شود، مي‌تواند نتيجه‌اي معكوس به همراه داشته باشد.»

سخنگوي حزب اعتماد ملي در پاسخ به پرسش «اعتماد» در اين خصوص كه ضرورت‌هاي ديپلماسي شامل چه مواردي مي‌شود؟ مي‌گويد: «ميدان ديپلماسي، ميدان محاسبه و تدبير است. در اين ميدان، مهم‌ترين ابزارها نه موشك و نه شعار، بلكه شناخت دقيق طرف مقابل، كنترل هيجان، محاسبه هزينه و فايده و توان مديريت شرايط پيچيده است. مذاكره‌كننده موفق كسي است كه بتواند در عين حفظ اصول و منافع ملي، با ذهني آرام و حسابگرانه وارد گفت‌وگو شود. هنر ديپلماسي دقيقا در همين نقطه شكل مي‌گيرد؛ جايي كه قدرت ملي به زبان سياست ترجمه مي‌شود. براي توضيح اين نسبت ميان عقلانيت و توكل، در سنت اسلامي مثال روشني وجود دارد. در روايت معروفي آمده است كه مردي شتر خود را رها كرده بود و مي‌گفت اگر خدا بخواهد آن را حفظ مي‌كند. پيامبر اسلام در پاسخ به او فرمود ابتدا زانوي شترت را ببند و سپس توكل كن. اين روايت ساده، در واقع يك اصل مهم در مديريت امور را بيان مي‌كند: توكل هرگز جايگزين تدبير و اقدام عقلاني نمي‌شود، بلكه مكمل آن است.»

او ادامه مي‌دهد: «در سياست خارجي نيز همين منطق حاكم است. موفقيت در مذاكره نيازمند آمادگي كامل ذهني، رواني و حرفه‌اي است. مذاكره‌كننده بايد بتواند در برابر فشارها مقاومت كند، در برابر تطميع‌ها وسوسه نشود، از تحريك‌ها و هيجانات فاصله بگيرد و در عين حال با اعتماد به نفس از منافع كشور دفاع كند. چنين موقعيتي به‌ويژه زماني دشوارتر مي‌شود كه طرف مقابل قدرت‌هاي بزرگ جهاني باشند و هر تصميم مي‌تواند پيامدهاي گسترده سياسي و اقتصادي داشته باشد. از اين منظر، مذاكره را مي‌توان به لحظه‌اي حساس در يك مسابقه بزرگ تشبيه كرد؛ لحظه‌اي كه همه نگاه‌ها به يك تصميم يا يك حركت دوخته شده است. همان‌گونه كه در فوتبال، ضربه سرنوشت‌ساز در يك مسابقه جهاني مي‌تواند نتيجه بازي را تغيير دهد، در ديپلماسي نيز يك تصميم يا يك جمله ممكن است مسير تحولات را دگرگون كند. به همين دليل، مهارت، تمركز و تجربه در اين عرصه نقشي تعيين‌كننده دارد.» جوادي حصار با اشاره به اينكه مهم‌ترين پشتوانه تيم مذاكره‌كننده حمايت داخلي است، يادآور مي‌شود: «هيچ تيم مذاكره‌اي نمي‌تواند در فضايي پر از فشارهاي داخلي و پيش‌شرط‌هاي متعدد، با قدرت و اعتماد به نفس عمل كند. مذاكره‌كنندگان بايد بدانند كه نماينده يك ملت هستند و از حمايت جامعه و حاكميت برخوردارند. اين پشتوانه ملي نه‌تنها قدرت چانه‌زني آنان را افزايش مي‌دهد، بلكه پيام روشني نيز به طرف مقابل ارسال مي‌كند. البته حمايت داخلي به معناي چشم‌پوشي از اصول نيست. هر مذاكره‌اي بايد بر پايه سه اصل مهم پيش برود: حكمت، مصلحت و عزت. در كنار اين اصول، ايران از ظرفيت‌هاي ژئوپليتيك و اقتصادي مهمي نيز برخوردار است كه مي‌تواند در معادلات ديپلماتيك نقش مهمي ايفا كند. موقعيت راهبردي كشور در منطقه، به‌ويژه در ارتباط با خليج فارس و تنگه هرمز، يكي از مهم‌ترين اهرم‌هاي قدرت ايران در معادلات جهاني است. مديريت هوشمندانه اين ظرفيت‌ها مي‌تواند قدرت چانه‌زني ايران را در مذاكرات افزايش دهد و زمينه دستيابي به نتايج بهتر را فراهم كند.»

او تاكيد مي‌كند: «در نهايت بايد پذيرفت كه پيروزي نظامي، اگرچه مي‌تواند اعتماد به نفس ملي را افزايش دهد، اما به خودي خود كافي نيست. آنچه يك پيروزي را ماندگار مي‌كند، توانايي تبديل آن به دستاورد سياسي و اقتصادي است. اين همان نقطه‌اي است كه نقش ديپلماسي برجسته مي‌شود. اگر ديپلماسي بتواند از ظرفيت‌هاي ايجاد شده در ميدان دفاعي بهره ببرد، نتيجه آن مي‌تواند تقويت جايگاه ايران در عرصه بين‌المللي و بهبود شرايط زندگي مردم باشد و اگر چنين نشود، حتي بزرگ‌ترين پيروزي‌هاي نظامي نيز ممكن است در گذر زمان اثر خود را از دست بدهند.»

جوادی‌حصار در پايان مي‌گويد: « هنر اصلي در مرحله پس از جنگ آغاز مي‌شود؛ جايي كه بايد «زانوي شتر سياست و اقتصاد» را محكم بست، تدبير كرد، مذاكره كرد و از فرصت به دست آمده براي تثبيت منافع ملي بهره برد. در اين مسير، پيوند ميان قدرت دفاعي، عقلانيت سياسي و پشتوانه مردمي مي‌تواند مهم‌ترين سرمايه ايران براي عبور از پيچ‌هاي دشوار سياست جهاني باشد.»

حسين كنعاني مقدم: تيم ايراني، با تكيه بر دستاوردهاي ميداني و هوشياري، با دست پر از مذاكرات باز مي‌گردد 

 حسين كنعاني‌مقدم فعال سياسي اصولگرا و دبيركل حزب سبز در گفت‌وگو با «اعتماد» در  خصوص مذاكرات ايران و امريكا، بر چند محور كليدي دست مي‌گذارد كه به زعم او، شرط تأمين منافع ملي در اين مقطع حساس است: حفظ اهرم قدرت ميداني و انرژي، پرهيز از تكرار خطاهاي تاريخي در رها كردن «تنگه»، بي‌اعتمادي ساختاري به امريكا، در نظر گرفتن نقش مردم و خيابان در معادله جديد و نهايتا، پرهيز از «مذاكره براي مذاكره.» براي توضيح وضعيت كنوني، كنعاني‌مقدم به سراغ تمثيل تاريخي جنگ احد رفته و با اشاره به اين روايت، هشدار مي‌دهد: «درست است كه ميدان را خوب اداره كرديم و به تعبير من، پيروزي‌هايي به دست آمد، اما مسوولان، نبايد به طمع پيروزي و غنيمت، تنگه را رها كنند. در شرايط فعلي گلوي انرژي و اقتصاد امريكا و غرب در اختيار ايران قرار گرفته. از اين منظر، تيم مذاكره‌كننده نبايد اجازه دهند اين اهرم‌ها در برابر وعده‌ها و لبخندهاي ديپلماتيك، تضعيف يا واگذار شوند.»يكي از نكات محوري در تحليل كنعاني‌مقدم، تغيير معادله قدرت است. او معتقد است امروز عامل سومي وارد صحنه شده است: خيابان و مطالبات مردم. او در جمله‌اي كليدي تأكيد مي‌كند: «ما قبلا گفتيم ميدان و ديپلماسي؛ الان ميدان، ديپلماسي و خيابان تعيين‌كننده است.»از نظر او، افكار عمومي و مطالبات اقتصادي و معيشتي مردم، وزن و جهت‌گيري مذاكرات را تغيير داده است. مذاكره‌كنندگان، صرفا نماينده حاكميت در اتاق‌هاي دربسته نيستند؛ آنها زير نگاه و داوري جامعه‌اي مذاكره مي‌كنند كه درگير تورم، فشار اقتصادي و انتظارات انباشته است. او مي‌گويد: «مذاكره‌كنندگان قطعا به مطالبات مردم توجه خواهند كرد و امتيازي را بي‌جهت و به اندازه نخواهند داد. به اين ترتيب، هر امتياز يا توافق، نه فقط در چارچوب محاسبات قدرت كه در محك افكار عمومي نيز سنجيده خواهد شد.»كنعاني‌مقدم ويژگي بارز تيم حاضر در مذاكرات اسلام‌آباد را تركيب خاص آن دانسته و مي‌گويد: «مذاكره‌كنندگان همگي سرداران ديپلماسي هستند، تجربه دارند، امريكا را مي‌شناسند و به لبخند ديپلماتيك امريكايي‌ها اعتماد نمي‌كنند. تيمي كه هم ميدان را ديده، هم اتاق مذاكره را نبايد امتياز بدون ضمانت عيني بدهد و بعد منتظر شود تا امريكايي‌ها امتيازي بدهند. هرگونه توافق، اگر قرار است معنا و اثر واقعي داشته باشد، بايد همزمان، متوازن و قابل سنجش در ميدان عمل باشد، نه آنكه يك طرف، پيشاپيش دست خود را رو كند و طرف مقابل، اجراي تعهدات را به آينده‌اي نامعلوم حواله دهد.»

اين چهره اصولگرا با اشاره به حضور قاليباف در تيم مذاكراتي ايران مي‌گويد: «آقاي قاليباف هم نماينده نظام هست، هم نماينده مردم هست، هم مورد اعتماد نيروهاي انقلابي است و در محوريت قرار دارد. از اين منظر، حضور چهره‌هايي از اين دست، مي‌تواند به نوعي نقش واسط ميان حاكميت، مردم و تيم مذاكره‌كننده را ايفا كند؛ كسي كه هم در ساختار قدرت جايگاه دارد، هم براي بخشي از جامعه و نيروهاي سياسي داخلي، چهره‌اي قابل اتكا محسوب مي‌شود.»

در نگاه كنعاني‌مقدم، مذاكره زماني معنا دارد كه به توافقي قابل اتكا، با ضمانت‌هاي روشن و سازوكارهاي نظارتي معتبر ختم شود. او مجموعه‌اي از شروط لازم را برمي‌شمارد: وجود «تضامن بين‌المللي» و ضمانت‌‌هاي جدي اجرايي، تعيين ناظر و سازوكار مشخص براي نظارت بر آتش‌بس و تعهدات متقابل، تحقق پيش‌شرط‌هايي كه از سوي ايران مطرح شده است و مهم‌تر از همه، پرهيز از تكرار الگوي پيشين. اين‌بار نبايد امتياز بدهيم و بعد منتظر بمانیم كه امريكايي‌ها عمل كنند. اميدوارم تيم ايراني، با تكيه بر دستاوردهاي ميداني و هوشياري در ميدان مذاكره، با دست پر بازگردد و اجازه ندهد طرف مقابل، از اين دور گفت‌وگوها بهره‌اي ببرد كه با واقعيات ميدان همخوان نباشد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون