• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9295 -
  • 1405 يکشنبه 23 فروردين

ادامه از صفحه اول

ايرانيان بيشتر دفاع كرده‌اند نه تهاجم

 با لشكركشي اسكندر مقدوني به ايران نشانگر اين واقعيت است كه كوروش و سپاهيانش تفاوت‌هاي آشكاري با اسكندر و سپاهيانش داشتند كه براي خشونت و لشكرگشايي آمده بودند و خزانه ايران را بار شتران كردند و بردند و تخت جمشيد را به آتش كشيدند. دوري ايرانيان از قتل و غارت به گونه‌اي بوده كه دشمنان اين مرز و بوم به آن اشاره كرده‌اند. مثلا گفته‌اند ايرانيان ملتي جنگجويند ولي اهل خشونت آشكار نيستند. اين سخن زماني نشان از فرهنگ‌دوستي نياكان ما دارد كه در دنياي باستان يعني روم و يونان جنگ‌هاي پرخشونت و برده‌داري زبانزد تاريخ‌نويسان بوده است. تاكيد ايرانيان به فرهنگ‌سازي تا به آنجا رسيده بود كه در دوره ساسانيان تمدن ايراني در بسياري جهات در حال شكوفايي و پويايي بودند. اين فرهنگ همچنين تاثيرات زيادي بر غرب و شرق و جنوب خود يعني روم، هند، چين و آفريقا گذاشته بود. در همين دوره بود كه شهرسازي و سدسازي و رسيدگي بر امور مردم رونق گرفت. گفتني است در دوره ساساني براي اولين بار در جهان اسب‌هاي پير سربازان كه چابكي خود را از دست مي‌دادند در علفزارها رها مي‌كردند كه دوران بازنشستگي خود را بگذرانند و اين امر نشانه رأفت بالاي ايرانيان بوده است.
البته در اين دوره نيز جنگ‌هاي بسياري در مرزهاي ايران اتفاق افتاده كه اكثر آنها ناشي از حمله اقوام ديگر بوده است.

 

براي وطن‌باختگان

 چراكه حتما طي سال‌هاي گذشته يكي از دلايل اصلي از دست دادن نيروي متخصص و تكنيكي در كشور همين سياست غلط رفتار با تفكر متفاوت و واپس زدن آنهاست. اتفاقي كه همه‌مان به خوبي مي‌دانيم نتيجه‌اي جز فرسوده كردن سيستم آموزشي، صنعتي و درماني كشور نداشته، چراكه مهم‌ترين سرمايه هر كشور نيروي انساني آن است. اما آنچه اين مدت از دياسپوراي وطن‌فروش شاهد آن هستيم چيزي فراتر از اين مسائل است. اگر اندك انديشه‌اي درون كسي باشد، نمي‌تواند و بهتر بگويم وجدانش اجازه نمي‌دهد وطن را به بيگانه خونخوار بفروشد و اين نشان از مغز‌هاي پوسيده زنگ‌زده‌اي است كه حتما وجودشان در ايران هم سودي نداشت. آنها بر عكس آنچه اين ايام با دورويي و رنگ عوض كردن مي‌گويند، هم در اين جنگ عامليت داشته‌اند هم تاثير. اگر ترامپ در سخنراني خود صحبت از خواست مردم ايران براي بمباران بيشتر و انتظار بمب‌هاي هر روزه مي‌كند، نتيجه ذهنيت‌سازي، فرياد‌ها، گردهمايي‌ها و درخواست‌هاي مداوم اين وطن‌فروختگان است. كساني كه بيرون از كشور نه آسيبي از جنگ مي‌بينند و نه جان و مالشان در خطر است.آنها كه همچون شيرين عبادي و بسياري همنوايان تجزيه‌طلبش، نامه‌هاي درخواست جنگ به ترامپ روانه داشتند. ايران از اين روزهاي سخت عبور خواهد كرد و نظم جديدي در منطقه ايجاد مي‌كند و قرن‌ها و هزاره‌ها همچون گذشته زنده خواهد ماند، اما ‌اي كاش بعد از اين جنگ هم هموطنان داخل كشور همين وحدت و انسجام و احترام به يكديگر و عقايد هم را حفظ كنند و هم وطن‌فروشان از عواقب كرده خود پشيمان شوند. نمي‌دانم فردايمان چگونه خواهد شد، نمي‌دانم خداوند براي آدمي چه مقدر مي‌كند فقط اين را مي‌دانم كه كاش خودش چنان كمكمان كند كه تا لحظه مرگ، اصالت درون و روزگار وصل خويش را از ياد نبريم. وطن را با همه كاستي‌هايش بر قلب و جان بفشاريم و به ثمن بخس، به بيگانه نفروشيمش. تاريخ پر از نام وطن‌دوستان است و هرگز صفحه‌اي نيز به وطن‌فروشان اختصاص نداده است. بي‌وطني پايان هويت آدمي است.

 

جنگ و اشتباهات ترامپ 

۵- درك درستي از محيط بين‌المللي. شايد اگر غرور و نخوت ترامپ به او اجازه مي‌داد، او شرايط كشورش و طرفند‌هاي رژيم صهيونيستي براي به ميدان كشيدن امريكا در مسائل آسياي غربي را مي‌فهميد. او اهداف نتانياهو و خطراتي كه براي ملت امريكا وجود داشته را درك نكرده و برخلاف ادعاهاي قبلي‌اش وارد جنگي بدون شناخت شد.
۶- كم گويي و گزيده گويي. مهم‌ترين خصلت ترامپ، پوپوليستي بودن اوست. وي كه در دنياي سياست به دنبال جذب مخاطب است و با رسانه‌ها به عنوان ابزار كار مي‌كند، همين روش را در جنگ نيز دنبال نمود كه موجب گرديد دچار نوعي سردرگمي در اهداف و استراتژي شود و يك نقطه ضعف براي وي گردد.
۷- صبور بودن. يكي از ويژگي‌هاي جنگ، تغيير شرايط آن است. به قولي، بالا و پايين بسيار دارد و براي رسيدن به پيروزي بايد صبور بود. ترامپ بعد از چند روز اول جنگ، شروع به ناآرامي و درخواست پيروزي سريع نمود. نمونه عمليات نظامي مورد علاقه آقاي ترامپ، دستگيري و خروج رييس‌جمهور ونزوئلا مي‌باشد كه در دنياي واقعيت بسيار نادر و كمياب است.
به هر صورت، ترامپ مرد مقابله با ايران نبود و اگر فريبكاري نتانياهو نبود او چنين اشتباه فاحشي را انجام نمي‌داد و اكنون مجبور نمي‌شد به هزاران سوال بي‌جواب پاسخ دهد.

 

بازسازي اعتماد عمومي

در مقابل، تاريخ نيز قضاوت خود را درباره كساني كه در ميانه بحران، به جاي همدلي با جامعه خود در پي توجيه يا دعوت به فشار و حمله خارجي بودند، ثبت خواهد كرد. تجربه‌هاي تاريخي نشان داده است كه قدرتي كه بر بستر رنج و آسيب به جامعه خود به دست آيد، بيش از آنكه افتخارآميز باشد، لكه‌اي ماندگار در حافظه عمومي است.با اين همه، شايد مهم‌ترين آزمون پس از هر جنگي نه در ميدان نبرد، بلكه در ميدان جامعه رقم بخورد. اگر جدال‌هاي سياسي و شكاف‌هاي اجتماعي تشديد شود، همبستگي‌اي كه در روزهاي سخت شكل گرفته بود به سرعت آسيب مي‌بيند. ترميم اعتماد اجتماعي و كاستن از فاصله‌ها، اكنون به ضرورتي اساسي تبديل شده است.از همين رو انتظار مي‌رود نهادهاي تصميم‌گير، ريشه‌هاي شكاف‌هاي اجتماعي ماه‌هاي گذشته را با دقت بررسي كنند و مسير ترميم را بر مسير انتقام ترجيح دهند. تجربه‌هاي تاريخي نشان داده‌اند كه گذشت و مدارا، در بزنگاه‌هاي ملي، مي‌تواند پايه‌هاي همبستگي را دوباره استوار كند.پايان جنگ اگر با بازسازي اعتماد عمومي و تقويت همدلي همراه شود، مي‌تواند به نقطه شروعي تازه براي جامعه تبديل شود؛ جايي كه مهم‌ترين پيروزي نه شكست ديگري، بلكه حفظ صلح و انسجام ملي باشد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون