• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9295 -
  • 1405 يکشنبه 23 فروردين

مشاركت عمومي در محله

بهروز مرباغي

يكي از پايه‌هاي مديريت مستقل و مردمي محله، مشاركت عمومي است. اما لازم است اين گزاره را درست تعريف كنيم. چرا كه امروز همه، بلا استثنا، از لزوم مشاركت همگاني در اداره شهر و محله و حتي كشور دم مي‌زنند. از شهردار منطقه گرفته تا مدير مدرسه. از متخصص برنامه‌ريزي شهري تا رياست‌جمهوري. همه‌جا دم از لزوم مشاركت عمومي مي‌زنند. اما چه مي‌شود كه اين مشاركت به مفهوم واقعي آن، در عمل اتفاق نمي‌افتد؟ 
چون، هـنوز ابعاد و عـمق مشاركت را دقيـق تعريف نكرده‌ايم. در غالـب موارد، مديران شهري طرحي را كه ممـكن است يك شركت مشاورِ خوش‌نام هم تهيه كرده‌باشد در مرحله اجرا به مردم ارجاع مي‌دهند و خواستار مشاركت آنان مي‌شوند. بي‌آنكه جماعت در جريان چگونگي تصميم‌سازي و تاليف آن قرار گرفته‌باشند. بي‌آن‌كه اصولا نفعي براي خود در آن طرح ديده‌باشند. حداقل بستر لازم براي تحقق‌پذيري مشاركت عمومي در امور مرتبط با اداره شهر و محله آن است كه افراد از ابتدا در جريان قرار گرفته باشند و در روند تهيه طرح هم طرف مشورت و اعلام نظر باشند. 
با اين‌حال، حتي اگر چـنين روندي هم طي شده‌باشـد و افراد از لحظه طرح موضـوع و روند تصميم‌سازي درتهيه طرح مشاركت داشته‌باشند، باز هم تضميني براي جلب مشاركت واقعي عمومي نيست. براي تحقق اين مشاركت چند پيش‌نياز الزامي است كه به اختصار درباره آنها صحبت مي‌كنيم. 
نخستين پيش‌نياز، بستر حقوقي و حاكميتي است. يعني جامعه اين را پذيرفته كه امورات محله و شهر از طريق مشاركت عمومي بايد محقق شود و اين بستر در اسناد و قوانين آمده است. در چنين جامعه‌اي دولت و شهرداري در حكم كارمند و گماشته مردم هستند نه در جايگاه رييس و حاكم. پس از اين نخستين شرط، آمادگي و سطح سواد و بينش عمومي مردم است كه بايد پذيراي چنين وظيفه و مشاركتي باشند. 
همه‌كس چنين ظرفيتي ندارند. همه جوامع چنين جوهري ندارند. اصولا مشاركت‌پذيري را بايد آموخت و تجربه كرد. يك مثال كوچك بزنيم: در شهرك اكباتان تهران، كه متاسفانه اخيرا زخم جنگ بر جانش نشسته، كوچك‌ترين بلوك داراي 320 واحد است. كسي كه در اين شهرك زندگي مي‌كند مجبور است در انتخاب هيات‌مديره ساختمان شركت كند و احيانا خودش هم نامزد شود. اين فرد مجبور است به نظم عمومي جامعه كوچك بلوك تن دهد و سليقه خودش را با سليقه بقيه سازگار كند. او در اين جامعه كوچك، تمرين دموكراسي و مشاركت‌پذيري مي‌كند. آيا كسي كه در يك آپارتمان چهار-پنج طبقه با مثلا هفت‌-هشت خانوار همسايه است چنين تجربه وآموزشي مي‌تواند داشته‌باشد؟ 
پس تجربه زيسته افراد هم نقش بسيار مهمي در تحقق مشاركت عمومي در تحقق برنامه‌هاي شهري و كشوري دارد. 
حال بايد ببينيم در كدام جامعه و كشوري مي‌توان چنين تجربه‌اي را زيست و آموخت!

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون