تيمهاي ملي كشتي آزاد و فرنگي ايران در رقابتهاي كشتي قهرماني آسيا هر دو روي سكوي نخست ايستادند. فرنگيكاران ايران با موفقيت صد درصدي در كسب مدال شامل 2 طلا، 5 نقره و 3 برنز بر بام آسيا قرار گرفتند و آزادكاران كشورمان هم با 8 مدال شامل 4 طلا، يك نقره و 3 برنز بالاتر از هند و ژاپن اول شدند. رقابتهاي اين دوره به دلايل مختلفي ويژگيهاي خاص خودش را داشت. اول از همه نحوه اعزام تيم به شكل زميني تا مرز و حضور بچهها روي تشك در حالي كه اخبار بمباران مناطق مختلف كشور توسط دشمن به گوش ميرسيد شرايط ويژهاي به وجود آورده بود. از لحاظ فني نيز در اين دوره شاهد رقابت چشمگير كشتيگيران هندي و ژاپني با نمايندگان كشورمان مخصوصا در كشتي آزاد بوديم. پيروزي آرش يوشيدا، كشتيگير ايراني- ژاپني تيم ملي ژاپن در وزن 97 كيلوگرم مقابل اميرعلي آذرپيرا يك شوك قابل توجه به آزادكاران ما بود. براي بررسي شرايط دو تيم آزاد و فرنگي ايران با محسن كاوه، سرمربي تيم ملي كشتي آزاد در المپيك پاريس و همينطور مدير پيشين تيمهاي ملي ايران گفتوگويي مفصل ترتيب داديم. كاوه معتقد است در رقابتهاي اين دوره با وجود درخشش ورزشكاران ايراني بعضي ضعفها هم به چشم آمد كه ميتوان با برطرف كردن آنها شرايط بهترين براي آزاد و فرنگي ما در مسابقات جهاني و بازيهاي آسيايي پيش رو به وجود بيايد.
آقاي كاوه! بچهها امسال در شرايط متفاوتي راهي مسابقات قهرماني آسيا شدند. در شرايط بمباران كشور را ترك كردند و مجبور شدند زميني تا مرز بروند و از آنجا به بيشكك برسند. فارغ از بحث فني اين وضعيت چه تاثيري در عملكرد بچهها داشت؟
يك بحث اصلا درباره شرايط اعزام است و بحث ديگر هم اين است كه در آن زمان، تمام بچهها (درست است كه دور از جنگ گذاشته شده بودند) اما خودشان درگير بحث بحران جنگي بودند كه در كشور اتفاق افتاده بود. آنها از لحاظ روحي و رواني نگران خانوادههايشان و وضعيت كشور بودند و بيشتر در اتمسفر روحي خاصي قرار داشتند. من فكر ميكنم بچهها حال روحي خوبي نداشتند. اين بيتاثير نبود. همچنين سفر تيم به جاي آنكه راحت باشد، با مشقت همراه بود كه اين هم تاثيرگذار بود. من فكر ميكنم تمام اينها تاثير گذاشت. بچههاي كشتي خيلي عاطفي هستند؛ چه در بحث خانوادههاي خودشان و چه خانوادههاي ديگر كه در بعضي نقاط كشور دچار آسيب شده بودند. به نظر من اين مسائل تاثير منفي روي بچهها داشت و مطمئنا روي عملكرد برخي از آنها هم اثرگذار بود؛ چون انسانها متفاوت هستند و در شرايط مختلف خودشان را طور ديگري نشان ميدهند. اين شرايط، شرايط سختي بود، اما با اين حال بچهها چه در كشتي فرنگي و چه در آزاد توانستند با نتايجي كه گرفتند دل مردم را شاد كنند.
در كشتي فرنگي چند نكته وجود دارد؛ تيم با صد درصد كسب مدال، عنوان قهرماني را به دست آورد كه خودش يك دستاورد بود؛ چهارمين قهرماني پياپي هم يك دستاورد ديگر. منتها نگرانيهايي در مورد از دست دادن پنج فينال به وجود آمد. كشتيگيران ما تا فينال خوب رفتند، اما پنج فينال را از دست داديم. بعضي از اين باختها به نظر ميرسيد قابل پيشبيني بود، ولي بعضيها نه. عملكرد كشتي فرنگي به نظر شما چطور بود؟
تا آنجا كه اطلاع دارم، فرنگي تغييرات زيادي در نفرات داشت. خيلي از بچهها براي اولينبار در چنين مسابقاتي شركت ميكردند كه به نظر من حركت خوبي است. ما بايد به اين موضوع اهميت بدهيم كه چطور پشتوانهسازي كنيم. شايد رنج مدالي يا كيفيت ما كمي پايينتر آمده باشد، اما اين كار خوبي است، چون بايد بتوانيم پشتوانههايمان را به نفر اول برسانيم. اينكه بگوييم در فينالها چند كشتي را از دست داديم يا چند كشتيگير جوان باختند، به نظر من اشكالي ندارد. كشتيگير جوان در اين مسابقه ميبازد ولي براي مسابقات آينده بهتر ميشود. من فكر ميكنم تيم فرنگي چيزي كم نداشت.
دو نفر از بهترين كشتيگيرهاي اين چند سال اخيرمان يعني آقاي ساروي و آقاي ميرزازاده دوباره توانستند طلا بگيرند؛ به صورت مشخص درباره اين دو نفر صحبت كنيم.
آقاي ميرزازاده و آقاي ساروي در كنار آقاي اسماعيلي اكنون برند كشتي فرنگي ما هستند. او چند سال است كه قهرمان جهان شده و من ميخواهم يك مورد را در رابطه با اين دو عزيز بگويم. جدا از بحث قهرمانيشان، بحث اخلاق در كشتي آزاد و فرنگي مطرح است. جا دارد كمي از خصوصيات اين دو عزيز بگويم: هم هادي و هم امير، با اينكه كوهي از مدال و افتخار دارند، اما دو كشتيگير بسيار باادب، بااخلاق و سرآمد هستند. من ميگويم كه مردم بدانند اين دو عزيز در كنار مدالآوري، واقعا از لحاظ اخلاقي سلامت هستند. من فكر ميكنم ما براي مسابقات المپيك شانس زيادي داريم و بايد به عنوان سرمايه ملي از اين دو حراست كنيم.
برسيم به كشتي آزاد. در روز آخر با سه طلايي كه پشت سر هم گرفتيم، توانستيم قهرماني را در رقابت با هند و ژاپن به دست بياوريم. برخي برداشتها به اين شكل است كه سطح مسابقات اين دوره نسبت به دورههاي گذشته بالاتر رفته بود. آيا اين تحليل درست است؟
ما هميشه اين وضعيت را داريم؛ يعني در آسيا رقبايي داريم. هنديها بيشتر در رده نوجوانان و جوانان ميآيند و جاي ما را ميگيرند، اما امسال در بزرگسالان هم بهتر بودند. ژاپن هم كه مدتي است وارد دايره رقابت شده است. در چند سال اخير نشان دادند كه در بحث پشتوانهسازي كار ميكنند؛ مثلا همان كشتيگير وزن ۷۹ كيلوگرم كه اصالت ايراني دارد، ميآيد اينجا اول ميشود و جمالوف قهرمان المپيك را ميبرد. ژاپن واقعا دارد كار ميكند. هنديها هم نسبت به گذشته بهتر بودند و اين نشان ميدهد كه ما هم بايد بيشتر تلاش كنيم، مخصوصا در بحث پشتوانهسازي. آسيا هميشه همينطور بوده، اما امسال هنديها و ژاپنيها از قزاقها و ازبكها خيلي بهتر بودند.
در وزن ۵۷ كيلوگرم، به نظرم واليزاده در سبكوزن همه را اميدوار كرده است كه يك كشتيگير ششدانگ داريم.
چيزي كه امسال از واليزاده ديديم نشان داد بيش از هر چيز، بحث روحي و رواني او خيلي خوب بود كه توانست خلأ چند سال گذشته را پر كند؛ به شرطي كه فكر نكند اين مسابقات آسيا قله است و حتما تلاشش را بيشتر كند، چون امسال هم مسابقات جهاني و هم بازيهاي آسيايي را داريم كه اين دو رقابت خيلي به هم نزديك هستند. حالا اينكه چه كسي به جهاني و چه كسي به بازيهاي آسيايي اعزام ميشود بحث ديگري است، اما ميلاد نشان داد كه اگر همينطور خوب كشتي بگيرد، انشاءالله ميتواند جرقه اميدي براي وزن اول ما باشد.
در وزن ۷۴ كيلوگرم، اميرمحمد يزداني كه كشتيگير خوبي است باز هم نتوانست طلا بگيرد. من واكنش كاربران و منتقدان را ميگويم و ميخواهيم پاسخ شما را بشنويم. ميگويند اميرمحمد كشتيگير مستعدي است، اما سالهاست اشتباهاتي دارد كه انگار قرار نيست هيچ وقت برطرف شوند. شما موافقيد؟
من اميرمحمد را اينطور تعريف ميكنم: او يك آدم «بيشفعال» است و متاسفانه اين بيشفعالي در كشتياش هم وجود دارد. اين ويژگي در زمانهايي باعث موفقيت او شده، اما گاهي هم مضر است. اميرمحمد اين اخلاق را از دوران نوجواني و جواني با خود آورده. او بايد بداند كه ديگر كشتيگير نوجوانان و جوانان نيست. او بايد بتواند آن شور و شيطنت جواني را در رده بزرگسالان مديريت كند. من فكر ميكنم اگر اميرمحمد خودش را در مواقع سخت كشتي بيشتر كنترل كند، اين موضوع خيلي به او كمك خواهد كرد. بايد از او خواست كه در تشك فقط كشتي بگيرد. من براي خودش هم مثال زدم و گفتم موقع كشتي گرفتن ميخواهد خودش كوچ هم بكند، ميخواهد تماشاچيان را تحت تاثير قرار دهد، ميخواهد داوري هم كند. اين خوب نيست و به ضررش تمام ميشود. اين رفتار در رده بزرگسالان ميتواند در يك لحظه باعث پشيماني شود.
در وزن ۹۷ كيلوگرم، با حضور حسن يزداني و اميرعلي آذرپيرا يكي از پيچيدگيهاي تيم ملي را داريم. درباره فينال آذرپيرا با يوشيدا صحبت كنيد. آقاي دبير ميگفتند كه آرش يوشيدا فعلا بهترين كشتيگير اين وزن در دنياست و ما كمي عقب افتاديم و بايد تلاش كنيم به او برسيم. تحليل شما چيست؟
آرش يوشيدا سال گذشته هم خوب بود؛ دو، سه سالي هست كه آمده، اما از سال گذشته روند رشد چشمگيري داشته است. سال قبل سوم شد، اما كار را ادامه داد و اكنون حريفان را با اختلاف بالا شكست ميدهد. ديديد او قهرمان المپيك را به راحتي شكست داد. از طرفي خودِ اميرعلي كه شاخص جهاني و المپيكي ماست، مقابل او طوري كشتي گرفت كه برنده شد. پيروزي او مقابل اميرعلي هم خيلي حساب شده بود و او نشان داد كه يك زنگ خطر براي تمام ۹۷ كيلوييهاست. آنچه ما از آرش يوشيدا ديديم، اين است كه براي همه رقبا خطرناك است. تا المپيك زمان زيادي مانده و من فكر ميكنم او بهتر هم بشود، چون ميبينم كه به مدال جهاني و آسيايي راضي نشده و روند رو به رشدي دارد و يكي از حريفان سرسخت تمام كشتيگيران جهان ميشود. از سوي ديگر، من اميرعلي را در اين مسابقات در اوج نديدم؛ شايد به اين علت كه چون مسابقات انتخابي و رقابتهاي بزرگتري در پيش دارد، نبايد در مقابل يوشيدا ۱۰۰ درصدِ آمادگياش را رو ميكرد. با اين حال او از نظر سبك كشتيگيري قابليتهاي بسيار بالايي دارد و چيزي از ارزشهايش كم نميشود. ما بايد رقابت او با حسن يزداني را به فال نيك بگيريم. نظر من اين است كه هر قدر حريفان داخلي سرسختتر باشند، بهتر است. آنها در داخل بهتر تمرين ميكنند، چون حريف خوب دارند و زندگي حرفهاي و تمريناتشان مديريت ميشود. اين رقابت باعث رشد حسن يزداني، اميرعلي آذرپيرا و بقيه مثل گليج ميشود. اين رقابت داخلي بسيار خوب است. البته بايد ديد شرايط كشور به چه صورت پيش ميرود و آيا ميتوان رقابتهاي كشتي جام تختي را برگزار كرد يا خير. فقط نقد من اين است كه ما گاهي اين رقابت داخلي را داريم از كشتيمان ميگيريم. در حالي كه اين فضا ميتواند باعث ترفيع و بالا رفتن كيفيت بچههاي كشتي ما شود.
به عنوان يك پيشبيني فكر ميكنيد در نهايت بين گليج، آذرپيرا و يزداني، با كدام كشتيگير به مسابقات جهاني ميرويم؟
اين رقابتها بيشتر براي گرم كردن تنور مسابقات است. حسن آقا در ليگ توانست گليج را شكست دهد و بايد ديد شرايطش چطور پيش ميرود و همانطور كه گفتم آيا جام تختي برگزار ميشود يا خير؟ در مجموع نميشود پيشبيني كرد. بايد ديد نوع مسابقه [انتخابي] چطور خواهد بود. اگر شرايط طبيعي باشد و مسابقات جام تختي برگزار شود و اينها شركت كنند، مشخص ميشود. شايد شرايط عوض شود. حسن يزداني قابليتهاي بالايي دارد؛ فعل خواستن، پشتكار و جسارت در كنارش است. آذرپيرا هم جوان است و خيلي زود خودش را در كشتي بزرگسالان اثبات كرد. در نهايت كسي كه در مسابقه اشتباه نكند، پيروز خواهد بود.
ما در دو وزن ۶۵ كيلو (پيمان نعمتي) و وزن 79 با يوسفي حذف شديم. آيا اين كشتيگيران ديگر شانسي ندارند يا چون جوان هستند، ميتوانند با رفع اشتباهات برگردند؟
در مورد اين دو نفر، شرايطشان فرق ميكند. من از زمان نوجواني و جواني با او كار كردهام. او در ردههاي سني رحمان عموزاد را شكست داد. يعني طوري است كه بايد به پيمان فرصت داده شود. پيمان نعمتي هميشه بوده و روند كم افت و خيزي داشته، اما اين اولينبار بود كه در تيم ملي بزرگسالان حضور داشت. شايد آن توقعي كه بايد برآورده نشد. يوسفي هم سال گذشته چه در رده اميد و چه بزرگسالان سال خوبي داشت و نتايج خوبي گرفت. به پيمان نميشود خيلي ايراد گرفت. مشكل وزن 65 است. در وزن ۶۵ كيلوگرم بعد از رحمان عموزاد كه فوق ستاره كشتي جهان است و عنواندار جهان و المپيك به حساب ميآيد باقي كشتيگيرها نميتوانند جزو نفرات بالا باشند. ما بايد در اين وزن پشتوانههاي بيشتري داشته باشيم. ما چه در جوانان و چه در اميد، متاسفانه گاهي در اين وزن نتيجه نميگيريم، اما بايد به پشتوانههايمان بيشتر اهميت بدهيم. در بحث پشتوانهسازي بايد كمي تامل و رسيدگي كرد تا خود كشتيگيران به وضعيتشان رسيدگي كنند. مهدي يوسفي حيف است، او جوان است و بايد ديد به چه دليلي امسال افت كرده است. انشاءالله برطرف كند، چون او در ابتداي راه است. رقابت داخلي ميان يوسفي، نخودي، فريبرز بابايي و عرفان الهي اگر شكل بگيرد، ميتواند بسيار سازنده باشد. بحث من اين است كه نبايد اجازه داد به اين صورت افت كنند.