• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9297 -
  • 1405 چهارشنبه 26 فروردين

افول يك خانواده، عروج يك درخت

مهدي دهقان منشادي

چرخش روزگار تاس‌ها را مي‌چرخاند و پنجه آهنين سرنوشت يقه هر موجودي را به گونه‌اي مي‌گيرد كه خود مي‌خواهد. در اين بازي پر چرخش، گاهي سايه‌نشين يك درخت، پا به پاي مقدس شدن آن درخت سر به عرش مي‌گذارد و صاحب زمين آن را به زير فرش مي‌كشاند. «درخت انجير معابد» حكايت‌كننده اينگونه بازي‌هاست و داستاني است روايت‌كننده تقابل سنت و مدرنيته، كه در آن افيون و خيانت، خانواده آذرپاد را از پاي مي‌اندازد و خرافه و تقدس گرايي، درختي را به عرش و متولي آن را به نان و نوا مي‌رساند. احمد اعطا معروف به احمد محمود در اين آخرين رمان خود، منتشر شده در سال 1379، در كنار مقدس‌سازي‌ يك درخت، به شرح زوال خانواده آذرپاد مي‌پردازد. اين داستانِ بيش از هزار صفحه‌اي در جاي جاي خود با نمايش زندگي افراد مختلف در دهه چهل و پنجاه شمسي، سياه‌كاري آدم‌ها را براي رسيدن به اهداف و آرزوهاي خود نشان مي‌دهد. خانواده متمول و پر نفوذ آذرپاد به خاطر خيانت همسرش و آز مهران شهركي فرو مي‌پاشد، فرامرزِ آلوده به ترياك (فرزند اسفنديار) براي بازگشت به زندگي و انتقام از مهران به هر كلاشي و دروغ و فريبي متوسل مي‌شود و خاندان علمدار با تكيه بر خرافه و بي‌انديشگي مردم و مقدس كردن درخت انجير معابد به اهداف اجتماعي و مالي خود مي‌رسند. در اين داستان، شهرك‌سازي جديد و ظهور امكانات نوين، مدرنيته را نشان مي‌دهد و قدرت‌يابي علمدارها زير سايه درخت انجير معابد نمادي از سنت را به نمايش مي‌گذارد. احمد محمود در اين كتاب نقاب از چهره جامعه بر مي‌دارد و به مخاطب خاطرنشان مي‌سازد كه دروغ و فريب از هر نوعش نكوهيده است اما نكوهيده‌ترين و زشت‌ترين فريب‌ها آنگونه است كه در جهت سوءاستفاده از اعتقادات مردم صورت مي‌گيرد. در اين داستان، ريشه دواندن درخت انجير معابد همگام با فراز و نشيب خانواده آذرپاد به پيش مي‌رود: ريشه دواندن در زمين، در اجتماع و در مغز مردم. اسفنديارخان آذرپاد مرد متمولي است كه با زني زيبا و جوان‌تر از خودش ازدواج كرده و براي او عمارتي گسترده مي‌سازد. در محوطه آن ملك درخت انجير معابدي وجود دارد كه مشخص نيست چه كسي آن را از بنگال آورده و كاشته است اما معلوم است كه خانواده علمدار متولي آن بوده و با پشتوانه مالك ملك به ريشه دواني و گسترده شدن آن كمك مي‌كنند: گسترشي توام با افسانه‌سازي و مقدس نمايي. در خلال اين كتاب روند قدرتمند شدن فرصت‌طلبان سنتي و مدرن در سايه سياه‌كاري خود روايت مي‌شود. اسفنديار‌خان براي راه‌يابي به مجلس كمك مالي زيادي به درخت انجير معابد مي‌كند و با نذر و وقف به درخت مقدس سعي در همراه كردن مردم با خود دارد. بعدها كه مهران شهركي دل همسر اسفنديار‌خان و متعاقب آن اموال او را مي‌ربايد براي پوشاندن خطاهاي خود كلاه شرعي رو مي‌كند و با كمك به آستان درخت انجير معابد خود را پيش چشم مردم متشرع جلوه مي‌دهد. دستگاه انجير معابد به خاطر بي‌عقلي و بي‌انديشگي عوام روز به روز گسترده‌تر مي‌شود و براي خود آيين و مناسكي با زباني ناشناخته و موهوم ترتيب مي‌دهد. روز به روز تعداد مومنان آن درخت، زياد و متفكران پيرامون آن كم مي‌شود زيرا هميشه ايمانِ سرسري كاري آسان و تفكر، عملي سخت است. ماجراهاي پيچيده و تو در توي خانواده آذرپاد در حالي خواننده را به خود مشغول مي‌سازد كه درخت انجير معابد با افيون خود مريدان زيادي جذب مي‌كند و هم‌گام با آن علمدارِ متولي درخت به ثروت بيشتر و بيشتري دست مي‌يابد. با گذشت زمان هرچه شايعه پيرامون شفا‌بخشي درخت و خواب‌ديدن‌هاي مردم در خصوص قدسيت آن بيشتر مي‌شود شاخه‌هاي درخت و سفره علمدار رنگارنگ‌تر مي‌شود. مردم براي شفا و حاجت گرفتن به شاخه‌هاي جديد و قديم درخت حنا مي‌مالند، تريشه‌هاي رنگي گره مي‌زنند و پاي آن شمع و عود روشن مي‌كنند. علمدار كه به سفره رنگي و جيب پر از نذورات دست يافته، براي تشديد ماورايي بودن درخت در بين شاخه‌هاي آن لامپ رنگي آويزان مي‌كند و مردم خود را با بند و زنجير به درخت مي‌بندند تا مراد خود را از آن بگيرند. تعداد حاجت‌مندان درختي و ذكر گويان «هگا گا» بيشتر و بيشتر شده و ختم «پانجا پامارا» براي شفاي مريضان به بدعتي مطلوب بدل مي‌شود. زن و مرد به جاي فكر كردن، اذكار مربوط به درخت را تكرار مي‌كنند. جماعت حلقه در حلقه كنار درخت مي‌گردند و هماهنگ پا بر زمين مي‌كوبند و حرف‌هاي نامفهوم از دهان خارج مي‌كنند و زنان تماشاگر با مرور غم‌ها و آرزوها و ناكامي‌هاي خود اشك مي‌ريزند و از ثواب آن حض مي‌برند.
در شهر شايع مي‌شود جواني كور مادرزاد خودش را به درخت بسته و دو شبانه روز ذكر درخت گفته و شفا يافته است و اين قبيل خبرها مردم را مشتاقانه‌تر به سوي درخت مي‌كشاند. رونق كار درخت انجير معابد سبب افزايش متعصبان و خادمان آن مي‌شود شايد هم تعصب‌هاست كه رونق بيشتر آن درخت را سبب مي‌گردد. خادمان درخت حق‌الزحمه دريافت مي‌كنند تا ذكر بگويند و مردم هم با دل و جان پرداخت مي‌كنند. اگر متفكري پيدا شود و نسبت به عبادت كردن و سر خم كردن پيش درخت اعتراض كند به كفرگويي و گمراهي متهم مي‌شود و مورد حمله متعصبان قرار مي‌گيرد. متعصبان مي‌خواهند قدرت شفا بخشي درمانگاه را مصادره و بيماران را با قدرت آييني درخت درمان كنند. با گذشت زمان ريشه‌هاي درخت در شهر گسترده مي‌شود و ساقه‌هاي تازه همه جا مي‌رويد به‌طوري كه در مراكز خدماتي، فرهنگي، فكري و آموزشي اختلال ايجاد كرده و قطع كردن شاخه‌هاي مختل‌كننده يك گناه به شمار مي‌آيد. در تقابل مدرنيته با سنتِ افيون محور، لاجرم فرامرز آذرپاد كه خود زخم خورده مدرنيته (شهرك‌سازي مهران) و ترياك است مجذوب افيون درخت انجير معابد شده و به سوي آن مي‌رود تا شايد با توسل به قدرت نامرئي آن بتواند مهران را شكست داده و به احقاق حق دست يابد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون