• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9297 -
  • 1405 چهارشنبه 26 فروردين

دشمنان خلق و گورهاي بزرگ

مرتضي ميرحسيني

اجساد‌يكي‌دو تا، يا حتي ده‌ تا و صد‌تا نبودند. كسي دقيق آنها را نشمرد. هرچه بيشتر آن منطقه را زيرورو كردند، به جسدهاي بيشتري رسيدند. دست‌كم چندهزارتايي مي‌شدند. آلماني‌هايي كه آن گورهاي دسته‌جمعي را در كاتين، ناحيه‌اي جنگلي در غرب روسيه، پيدا كرده بودند مي‌گفتند ماجرا زير سر شوروي است. مي‌گفتند اينها لهستاني‌هايي هستند كه در دوره اشغال آن كشور، به دست قواي شوروي سربه‌نيست شده‌اند. دلايل و مستندات كافي هم براي آنچه مي‌گفتند داشتند. اما كسي حرف‌شان را نپذيرفت. حتي آنهايي كه كم‌وبيش واقعيت ماجرا را مي‌دانستند و مطمئن بودند شوروي در لهستان جنايت‌هايي كرده است هم با آلماني‌ها همصدا نشدند. آوريل 1943 بود. آتش جنگ دوم جهاني شعله مي‌كشيد و بلندتر از هر صدايي، صداي تبليغات جنگ بود. آلماني‌ها هم كه دشمن بودند. دشمن بزرگ بودند. هرچه مي‌گفتند دروغ بود. اصلا نيازي به بررسي نبود. هر جنايتي، هر جاي اروپا كه اتفاق مي‌افتاد كار نيروهاي هيتلر بود. شوروي هم كه در جبهه متفقين مي‌جنگيد و دشمنِ دشمن بزرگ بود و چنين جنايت‌هايي به آن نمي‌چسبيد. حتي بعد از پايان جنگ، پس از آنكه آلمان شكست خورد و هيتلر خودكشي كرد و حزب نازي كنار رفت، باز كسي كوششي براي افشاي حقيقت نكرد. در دادگاه نورنبرگ هم صحبت از آن به ميان نيامد. گفتند لابه‌لاي چندده ميليون تلفات جنگ بزرگ، اعدام دسته‌جمعي چندهزار لهستاني چه اهميتي دارد. گفتند اسناد و شواهد را ناديده بگيريد و بگذاريد اين جنايت هم در كارنامه هيتلر، آن هيولاي بدنام باقي بماند. اما واقعيت آن كشتار پنهان نماند و سرانجام بعد از چند سال، داستاني كه ناگفته مانده بود روايت شد. چنان كه نوشته‌اند - و من اين نوشته‌ها را بعد از ديدن فيلم «آخرين شاهد» (2018) خواندم - ماجرا از اين قرار بود كه در آغاز جنگ دوم جهاني، زماني كه سربازان شوروي مرزهاي لهستان را زير پا گذاشتند و اين كشور را گرفتند تقريبا همه افسران ارتش و نيروهاي پليس و بسياري از روشنفكران و تحصيل‌كردگان اين كشور را دستگير و زنداني كردند. آن زمان تعداد اين زندانيان را بيست‌ودو هزار نفر تخمين مي‌زدند. آنان را در دسته‌هاي چندصدتايي، گروه گروه سوار كاميون‌هاي بزرگ مي‌كردند و به جنگل‌هاي حوالي كاتين مي‌بردند و مي‌كشتند. گويا همگي‌شان را تيرباران مي‌كردند. چرا؟ چون شوروي مصمم بود لهستان را از مردان و زنان مستقل و موثر «پاك» - يا در واقع محروم - كند و همه مخالفان احتمالي را، حتي پيش از آنكه مخالفت‌شان را نشان دهند حذف كرده باشد. اين جنايت به دستور خود استالين و با نظارت شخصي لاورنتي بريا انجام شد و از اين‌رو هيتلر، حداقل در اين يك مورد، مجرم اصلي نبود (البته رهبر حزب نازي با آن معاهده‌اي كه پيش از شروع جنگ با استالين امضا كرد و بخشي از لهستان را به او داد، قطعا شريك جنايت محسوب مي‌شد) . بريا در نامه‌اي به استالين نوشته بود اين مردان و زناني كه اسير شده‌اند همگي «دشمنان خلق» و «ضدانقلاب» هستند. اگر بخواهيم اين اتهامات را از زبان رايج سركوب ترجمه كنيم، منظورش اين بود كه آنها تبليغات ايدئولوژيك را با ولع نمي‌بلعند و زير بار زور شوروي نمي‌روند. شوروي آنان را كشت اما با وقاحتي كه در حكومت‌هاي سركوبگر نامعمول نبود و نيست، انگشت اتهام را به سمت نازي‌ها گرفت و حتي مدعي احقاق حق اين قربانيان شد. لهستاني‌هاي تبعيدي به اين شوخي نخنديدند و با همراهي چند سازمان بين‌المللي مانند صليب سرخ و شماري از خبرنگاران جسور، هرچه داشتند براي افشاي حقيقت به كار بستند. با كوشش آنان بود كه معلوم شد آمار كشته‌ها نه 22 هزار نفر، كه احتمالا عددي بيشتر از 25 هزار نفر است، كه گروهي از افسران انگليسي هم از همان ابتداي جنگ، واقعيت اين ماجرا را مي‌دانستند و بنا به «مصالح سياسي» يا «دستور از بالا» سكوت كرده بودند. اين افشاگري‌ها نه يك‌باره، كه به تدريج و مرحله به مرحله انجام شد و به مرور، با كنار هم گذاشتن قطعات پراكنده - روايت‌هاي برخي شاهدان، تحقيقات ميداني، بررسي موشكافانه جريان جنگ در لهستان - تصوير نسبتا روشني از ماجرا شكل گرفت. شوروي تا سال‌ها بعد، اين روايت را نپذيرفت، اما آن اواخر به دستور ميخاييل گورباچف اسنادي درباره نقش اين حكومت در كشتار كاتين منتشر شد. بعدتر -  چند سال بعد از فروپاشي شوروي -  نيز با تاييد دميتري مدودف مستندات ديگري از آن اعدام‌ها را منتشر كردند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون