روايتي از ژانر جنگي در سينماي ايران
از ديار عاشقان تا جانشين
فرزانه متين
ژانر جنگي در ايران به دليل ملاحظات حاكم بر ساختار سينما و در كل فرهنگمان، شكل و شمايلي مختص خود يافته كه در هيچ جاي دنيا مانندي ندارد. اين ژانر در سينماي جهان از قوانيني تبعيت ميكند كه تنها در چارچوب سينماي ايران قابل بحث است. به ژانر جنگي، دفاع مقدس گفته ميشود كه برخي آن را يك شبه ژانر ميدانند. در اوايل اين دست فيلمها با جلوههاي بصري تكنولوژي روز سينماي جهان متفاوت و حتي بيگانه بود، چراكه مضامين ايثار، شهادت و جهاد نقش پر رنگي داشت و دارد؛ مفاهيمي كه در مقياس فرهنگي قابل تعريف در سينماهاي كشورهاي ديگر نيست و بحثهاي تئوريك زيادي در باب اين شبه ژانر دفاع مقدس وجود دارد.در اين يادداشت سعي شده به مهمترين آثار دفاع مقدس پرداخته و مرور شود.
اولين و مهمترين فيلم دفاع مقدس «ديار عاشقان» ساخته «حسن كاربخش» توليد ۱۳۶۲ اولين فيلمي است در جشنواره آن سال در رشته بهترين فيلم و بهترين بازيگر تقدير شد. علي كه سرباز احتياط است، به جبهه فرا خوانده ميشود. او كه زندگياش را در صلح و آرامش گذرانده مايل نيست به خط مقدم اعزام شود. روزها را به كار در آشپزخانه ميگذراند تا اينكه با دوست قديمياش، مجتبي كه بسيجي است، روبهرو ميشود. رابطه علي و مجتبي و بعد مرگ مجتبي، علي را متحول ميسازد. مهمترين نكته فيلم، معرفي پرويز پرستويي به سينما بود. در همان سال نيز فيلم «رهايي» از رسول صدرعاملي نيز اكران شد.اما دقيقا يكسال بعد «ابراهيم حاتميكيا» با فيلم كوتاه «صراط» وارد جشنواره ميشود و نويد از يك كارگردان با ذوق و خلاق در زمينه آثار جنگي ميدهد و حضور خود وي در جنگ باعث شده بود فيلمي رئال را خلق كند. در سال ۱۳۶۴ رسول ملاقليپور با فيلم «بلمي به سوي ساحل»، نخستين اثر در باب خرمشهر را مييابد و فضاي واقعي و تلخ روزهاي ابتدايي جنگ را به تصوير ميكشد. از اين رو فيلمي پيشگام در اين حوزه به شمار ميرود. در اين راستا در سال ۱۳۶۴ فيلم «عقابها» از ساموئل خاچيكيان، سينماي جنگي ايران را تكان داد. اين فيلم از نخستين و جديترين فيلمها در حوزه جنگ ايران و عراق است كه تابستان سال ۱۳۶۳ فيلمبرداري و توليد و در سال ۱۳۶۴ اكران شد. عقابها در مجموع بين سالهاي ۱۳۶۴ تا ۱۳۸۵ در سينماهاي ايران اكران بود و با ۲۱ سال اكران، ركورد طولانيترين اكران سينماي ايران را دارد و در اين مدت توانست به فروشي معادل ۱۵۶،۶۰۲،۴۵۶ تومان و ۱۰،۱۸۰،۵۶۷ مخاطب برسد و پرمخاطبترين فيلم تاريخ سينماي ايران طي سالهاي اكران خود در سالنهاي سينماست.
از ديدهبان تا آژانس شيشهاي
در سال ۱۳۶۷ با اكران «ديدهبان» اثر «ابراهيم حاتميكيا» عملا ژانر دفاع مقدس بعد از سه سال دوباره جان گرفت و جا پاي خود را در ژانر جنگي تثبيت كرد. اين فيلم، نخستين فيلم جنگي است كه در سه جشنواره بينالملل لوكارنو، داكا و پزارو شركت كرد.حاتميكيا حالا با اين اثر ۷۵ دقيقهاي لقب پدر دفاع مقدس را از آن خود كرد. در سال ۱۳۶۸ پس از پايان جنگ نيز فيلم «باشو غريبه كوچك» ساخته استاد بهرام بيضايي پس از چند سال توقيف نيز به نمايش درآمد كه به تبعات جنگ و مساله مهاجران پرداخته بود. اثري كه به تازگي در جشنواره ونيز جايزه بهترين فيلم ترميم شده از بخش كلاسيك را دريافت كرد. اثري كه در رايگيريهاي متفاوت جزو بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران شناخته ميشود. در سال ۱۳۶۹ ابراهيم حاتميكيا با فيلم «مهاجر» به اين ژانر رنگ و بوي متفاوت و منزلت بالايي داد، چراكه ايدههاي بصري آن تعليق متفاوتي به فيلم داده بود و برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم جشنواره فجر ۶۸ شد. در سال ۶۹ كمال تبريزي با ساخت فيلم «در مسلخ عشق» به دليل شكست رزمندگان در برابر نيروهاي عراقي تا به امروز توقيف شد . فيلمهايي كه در اين سال ساخته شدند اكثر موتيف آنها كليشهاي بود و مخاطب را دلزده ميكرد.در سال ۱۳۷۰ «عزيزالله حميدنژاد» توانست با ساخت «هور در آتش» به عواطف انساني و لايههاي عرفاني بپردازد و يكي از آثار واقعگرايانه جنگ را به نمايش بگذارد.
ابراهيم حاتميكيا با ساخت «از كرخه تا راين» توليد ۱۳۷۱ ميان سينماي جنگ و ملودرام پيوند جديدي زد و فيلم در آن سال تبديل به يكي از آثار پرفروش شد. فيلمي كه با رويكردي انساني و عاطفي به پيامدهاي جنگ و سرنوشت جانبازان پرداخت، موسيقي فيلم ساخته «مجيد انتظامي» تبديل به مشهورترين ملوديهاي تاريخ سينما شد. اين فيلم همچنان پس از گذشت سالها، تماشايي است و توانسته به خوبي دردِ مشترك و انساني جنگ را فراتر از مرزهاي جغرافيايي روايت كند. در سال ۱۳۷۲ فيلم پرهزينه و نسبتا حماسي «جنگ نفتكشها» به كارگرداني «محمد بزرگنيا» با پرداختن به منازعات دريايي ايران و عراق وجه ديگري از جنگ را به نمايش گذاشت كه تقريبا تا آن زمان به شكل جدي مورد توجه قرار نگرفته بود. در سال ۱۳۷۳ «احمدرضا درويش» با فيلم «كيميا» در سال ۱۳۷۴ با سكانسهاي مربوط به اشغال خرمشهر در ابتداي فيلم از نظر تكنيكي و كارگرداني يكي از بهترين نمونههاي بازسازي صحنههاي جنگي در سينماي ايران را به تصوير درآورد. در سال ۱۳۷۴، حاتميكيا، با دو فيلم «برج مينو» و «بوي پيراهن يوسف» ملودرام جنگي را با ساختاري متفاوت ارائه داد و رسول ملاقيپور با فيلم «سفر به چزابه» نگاهي رئاليستي و زنانه به جنگ را به نمايش گذاشت .
آژانس شيشهاي و پيامدهاي آن
در سال ۱۳۷۷ حاتميكيا با فيلم «آژانس شيشهاي» به سينما بازگشت كه نقطه عطفي در آثار دفاع مقدس محسوب ميشد . اين اثر بدون شك يكي از مهمترين، جنجاليترين و محبوبترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران است. اين فيلم نهتنها يك اثر جنگي (دفاع مقدس)، بلكه يك درام اجتماعي و سياسي تند و تيز است كه به شكافهاي جامعه ايران پس از جنگ ميپردازد. اما چرا اين فيلم شاهكار شد؟
1-تقابل آرمان و واقعيت: فيلم به زيبايي تقابل بين نسل جنگ (حاج كاظم) و نسل جديد يا كساني كه جنگ را فراموش كردهاند (آدمهاي داخل آژانس) را نشان ميدهد.
۲.شخصيتپردازي خاكستري: برخلاف بسياري از فيلمهاي آن زمان، آدمهاي داخل آژانس لزوما بد نيستند؛ آنها فقط دنيايشان با حاج كاظم متفاوت است. هر كدام از گروگانها نماينده يك قشر از جامعه هستند (دانشجو، تاجر، حاجيبازاري و...) .
۳. ديالوگهاي ماندگار: آژانس شيشهاي معدن ديالوگهاي طلايي است. جملاتي مثل: «مربي، كشتي تموم شد، سوت رو زدن، تو داري هنوز فيتيلهپيچ ميكني؟» يا «خيلي دلم ميخواد بدونم اين وسط كي باخته؟ من يا تو؟» هنوز هم در حافظه جمعي ايرانيان باقي مانده است. فيلمي كه در گذر زمان رنگ كهنگي به خود نگرفت و به تدريج فيلمهايي از اين دست، سر و كلهشان پيدا شد. هر چند كه خود فيلم از اثر بعدازظهر سگي (فيلم معروف امريكايي) الهام گرفته شد، اما ساير كارگردانان نتوانستند حتي حداقلهايي از چنين فيلمي را بسازند. حتي فيلم «باديگارد» ساخته خود حاتميكيا توليد 1394 خود حاتميكيا يك نسخه ضعيف شده از آژانس شيشهاي بود.
آثار جنگي قهرمانپرور
تقريبا از دهه ۸۰ به بعد آثاري چون «دوئل» به كارگرداني احمدرضا درويش، «مزرعه پدري» رسول ملاقليپور، «اتوبوس شب» ساخته كيومرث پوراحمد نيز به نمايش درآمد، اما دهه ۷۰، دوران طلايي آثار دفاع مقدس بود. اواسط دهه ۸۰ و بهويژه در دهه ۹۰، موج جديدي راه افتاد كه تمركزش را بر پرترهنگاري يا ساخت فيلم بر اساس شخصيتهاي واقعي و فرماندهان مشهور جنگ گذاشت.
اين روند با دقت بيشتر در جزييات تاريخي و استفاده از تكنيكهاي مدرن سينمايي همراه بود. در ادامه، مهمترين فيلمها با محوريت قهرمانان واقعي را به ترتيب زمان ساخت بررسي ميكنيم: شروع جريان با «شور شيرين» و «بزرگمرد كوچك» رقم خورد. «شور شيرين» (۱۳۸۸) به كارگرداني جواد اردكاني كه درباره زندگي «شهيد محمود كاوه» بود، آغاز شد. همچنين فيلم «بزرگمرد كوچك» (۱۳۹۰)به زندگي نوجوان قهرمان، «شهيد بهنام محمدي» پرداخت. در دهه ۹۰ با اوجگيري سينماي قهرمانمحور واقعي روبهرو شديم.در اين دهه، تكنيكهاي سينمايي پيشرفت كرد و كارگردانان سراغ اسطورههاي جنگ رفتند: «چ» (۱۳۹۲) ساخته ابراهيم حاتميكيا كه به دو روز از زندگي «شهيد مصطفي چمران» در نبرد پاوه ميپردازد. حاتميكيا در اينجا به جاي يك قهرمان خيالي، سراغ يك شخصيت آكادميك و در عين حال چريكي واقعي رفت.«ايستاده در غبار» (۱۳۹۴) ساخته محمدحسين مهدويان كه بايد اين فيلم را يك نقطه عطف در سينماي دهه ۹۰ و قهرمانمحور دانست. مهدويان با سبك مستندگونه (دكيودرام)، زندگي «شهيد احمد متوسليان» را از كودكي تا ربايش در لبنان به تصوير كشيد. اين فيلم جاني تازه به سينماي قهرمانمحور داد. «منصور» (۱۳۹۸) ساخته «سياوش سرمدي» فيلمي است كه به بخشهايي از زندگي «شهيد منصور ستاري» (فرمانده نيروي هوايي) و تلاشهاي او براي خودكفايي در صنعت هوايي ميپردازد. در دهه ۱۴۰۰ سينماي دفاع تمركزش را بر فرماندهان بزرگ در سالهاي اخير نشان ميدهد، اين روند به پختگي رسيده و بودجههاي كلاني صرف ساخت زندگينامه فرماندهان شده است: «موقعيت مهدي» (۱۴۰۰) به كارگرداني «هادي حجازيفر» يكي از تحسينشدهترين فيلمهاي اخير است كه زندگي «شهيد مهدي باكري» و برادرش حميد را با نگاهي بسيار انساني و خانوادگي روايت ميكند. «غريب» (۱۴۰۱) اثر «محمدحسين لطيفي» روايتي از حضور «شهيد محمد بروجردي» (مسيح كردستان) است كه به ناآراميهاي اوايل انقلاب در غرب كشور ميپردازد. فيلم مجنون (۱۴۰۲) ساخته مهدي شامحمدي نيز بخشهايي از زندگي مهدي زينالدين و برادرش را در فتح جزيره مجنون نشان ميدهد و در چهلوچهارمين فيلم جشنواره فيلم فجر با فيلم جانشين به داستان زندگي پرفراز و نشيب حسين املاكي، جانشين لشكر قدس گيلان ميپردازد.