حمله جنونآميز امريكا و اسراييل در بامداد ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ كه به شهادت مظلومانه رهبر انقلاب و جمعي از فرماندهان نظامي و امنيتي انجاميد، فصل تازهاي را در برخوردهاي خصمانه دولتهاي متجاوز ياد شده با جمهوري اسلامي ايران گشود. هجوم گسترده دو ارتش تا بن دندان مجهز امريكا و رژيم اشغالگر قدس، طي ۴۰ روز شهادت جمعي زيادي از غيرنظاميان و تخريبهاي گسترده را در پي داشت، اما از سوي ديگر دفاع قواي نظامي ايران و تغيير موضع پدافندي به آفندي، موازنه جنگي نابرابر را تغيير داد.
تسلط ايران بر تنگه استراتژيك هرمز و ناامن ساختن آن براي كشورهاي متخاصم و همچنين آتشباري سنگين بر پايگاههاي امريكا در كشورهاي منطقه، اقتدار ايران را به مهاجمان ديكته كرد و در نهايت آنها را وادار به آتشبس ساخت تا پس از شكست در دستيابي به اهداف پيشبيني شده، به ديپلماسي و مذاكره متوسل شوند و حيثيت بزرگنمايي شده خود را بيش از اين بر باد ندهند. در يادداشت زير به نقش سينما و سينماگران به عنوان يك رسانه مهم و خانوادهاي بزرگ در دوران ۴۰ روزه جنگ اخير پرداختهام.
واكنشها به تجاوز
سينماگران به صورت انفرادي در همان روزهاي نخست جنگ در قبال شهادت رهبر رشيد انقلاب و نيز جنايت هولناك در مدرسه ميناب با انتشار پست در فضاي مجازي از خود واكنش نشان دادند. هر چند به مرور بر تعداد موضعگيريها افزوده شد، اما پيشگامي هنرمندان از تفكرات مختلف در هفته نخست جنگ، در تاريخ ماندگار شد و حريت و وطندوستي اين عده را كه در بين آنها بازيگران، كارگردانان، مجريان، برنامهسازان و ديگر عوامل سينما و تلويزيون كم نبود، نمايان ساخت.
در اين ميان تشكلهاي صنفي (سينمايي و رسانهاي) به دليل قطع اينترنت و عدم دسترسي به اعضا كمتر بيانيه جمعي صادر كردند و همين امر مورد انتقاد قرار گرفت.
عدهاي كليگويي و عدم صراحت مواضع هنرمندان و تشكلها را به باد انتقاد گرفتند و تاكيد آنها بر كليدواژه وطن را بدون اشاره صريح به نام متجاوزان به محافظهكاري و رفع تكليف تعبير كردند. در مقابل عدهاي بر حفظ انسجام و همگرايي تاكيد كردند و با استقبال از موضعگيري هنرمندان يا حضور آنها در مراكز امدادي، سكوت برخي هنرمندان را به پاي مخالفت آنها با مجموعه حاكميت در شرايط جنگي نگذاشتند و آن را به پاي روحيات فردي و تصميمات شخصي آنها گذاشتند.
در اين ميان واكنشها به سينماگران داخلي محدود نشد و عكسالعمل اصغر فرهادي بلافاصله پس از تهديد ترامپ مبني بر از بين بردن تمدن ايران زمين، بازتاب گستردهاي يافت.
نكته جالب توجه در اين ميان آن بود كه سينماگران امريكايي كه در دولت دونالد ترامپ حسابي از خجالت او درآمده بودند، اينبار با مشاهده توحش و خشونت زايدالوصف ترامپ بار ديگر عليه او شوريدند و ديدگاههاي نژادپرستانه او را محكوم كردند.
رابرت دنيرو و جورجكلوني از جمله هنرمندان مشهور مخالف سياستهاي ميليتاريستي ترامپ هستند. در آسيا و اروپا هم سينماگران آزادهاي كه پيش از اين فجايع غيرانساني اسراييل در غزه را تقبيح كرده بودند، در حمايت از ايران لب به سخن گشودند و خواستار توقف جنگ و كشتار و تجاوز مشترك دولت امريكا و رژيم اسراييل شدند.
مديران دولتي كجا بودند؟
هر چه از جنگ گذشت، تاخير دستگاههاي دولتي متولي فرهنگ و هنر براي انجام فعاليت مرتبط با روزهاي پرمخاطره جنگ و حضور ميداني مديران، انتقادهاي بيشتري را برانگيخت. تعليق فعاليتها در 20 روز اول جنگ و تعطيلات ۱۵ روزه نوروز، در مجموع شرايطي را ايجاد كرد كه حضور سازمانهاي دولتي بخش فرهنگ و هنر، حداقلي ارزيابي شود.
به عنوان مثال در هفته دوم جنگ سازمان سينمايي طي اطلاعيهاي از تمديد خودكار مجوزهاي موقت خبر داد، در حالي كه طبق مقررات سالهاست كه صدور مجوز موقت موضوعيت ندارد و همه دستگاهها در چارچوب قانون موظف به صدور مجوز دائمي فعاليت موسسات و استوديوهاي فني هستند. تحرك نسبتا خوب اين مراكز در نيمه دوم فروردين و انجام برنامههاي ميداني در باغ فردوس، ساختمانهاي خانهسينما، تالار وحدت و...مويد حاكم بودن فضاي بروكراتيك در دستگاههاي دولتي و منعطف نبودن آنها در شرايط اضطرار است.
در مجموع جامعه سينمايي اگرچه كمتر همپاي مردم در ميادين شهرها و اجتماعات حاضر شد، اما راهاندازي پاتوق خاص اهالي هنر كه در اواخر جنگ شبها در محوطه بيروني موزه سينما برگزار شد، شروع خوبي براي حضور ميداني اهالي سينما و تلويزيون كشور است تا در بزنگاههاي تاريخي در صفوف مردم قرار بگيرند و با تنفس در فضاي اجتماعي و معاشرت با تودهها و اصناف مختلف مردم، سوژههاي ناب و باورمندانهاي را صيد و پرورش بدهند.
گستره آسيبها
خوشبختانه در جريان جنگ اخير، هيچ يك از سينماگران متحمل صدمات جاني ناشي از موشكباران و بمباران سنگين دشمنان نشدند و فقط خانههاي مسكوني چند هنرمند آسيبهاي جدي ديد. به موجب گزارشها در تهران سينما شكوفه از موج انفجار ناشي از شليكهاي موشكها در حوالي ميدان شهدا مصون نماند و يك سالن آن به دليل شدت آسيب ديد و از مدار سرويسدهي خارج شد. دفتر انجمن سينماي جوانان تهران و مركز گسترش سينماي مستند و تجربي نيز به دليل نزديكي و همجواري با اهداف مورد نظر جنگندههاي متجاوزان، خسارتهاي جزيي ديدند كه قابل ترميم است.
اكران در محاق
در ميانه جنگ وقتي معلوم شد كه دشمن بر اهدافي در چند استان كشور از جمله تهران، هرمزگان، اصفهان و خوزستان متمركز است، موسسه بهمن سبز (سازمان سينمايي سوره) تصميم به بازگشايي زنجيره سينماهاي خود در چند استان گرفت.
اين تصميم با همراهي مالكان دولتي فيلمها به اكران نوروزي ۴ فيلم جديد منجر شد كه از ابتدا تاكنون ۵۰ هزار نفر را راهي سينماها كرد.
پس از آتشبس موقت و اتمام دوره زماني عزاي عمومي، فيلمهاي كمدي سال گذشته اجازه نمايش يافتند. نكته جالب توجه آن است كه مجموع فروش روزانه فيلمهاي كمدي قديمي از فروش فيلمهاي اكران نوروزي بيشتر است. با وعده مديركل نظارت بر نمايش، تلاشهايي براي اكران كمديهاي جديد در حال انجام است. بديهي است در صورت تمديد آتشبس يا توافق صلح، بر تعداد سالنهاي نمايشدهنده افزوده شده و امكان نمايش فيلمهاي كمدي جديد افزايش خواهد يافت.
با توجه به تعطيلي ۴۰ روزه بسياري از سينماهاي كشور و فروش ناچيز سينماهاي فعال در مدت ياد شده، تاكنون برنامهاي براي جبران خسارت سينماهاي كشور رسما اعلام نشده است. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از اختصاص ۷۰۰ همت تسهيلات براي مشاغل آسيبديده حوزه فرهنگ و هنر صحبت كرده كه البته هنوز برآوردي از ميزان خسارتها به عمل نيامده است.
توقف فرمان صدا، دوربين، حركت
واكنش هنرمندان به صدور بيانيه و موضعگيريهاي ملي و ميهني محدود نشد. عدهاي آستين همت بالا زده و طرحهايي را براي توليد آن هم در زير حمله سنگين هوايي دشمن آماده كردند.
از ابتداي جنگ پروژههاي در دست توليد نمايش خانگي و تلويزيون در شهرستانها اغلب متوقف نشدند، اما در سينما كار جديدي كليد نخورد تا اوضاع به حالت عادي برگردد. استوديوهاي صدا و تدوين و نيز لابراتوارهاي ديجيتال در زمان جنگ بيشتر درگير امور فني سريالهاي نمايش خانگي و دو مجموعه اپيزوديك مرتبط با جنگ بودند.
با مشاركت سيما فيلم، موسسات اوج و شهيد آويني مجموعه اپيزوديك سرو، سپيد، سرخ در تلويزيون همزمان با جنگ توليد شد كه پخش قسمتهاي آماده شده آن از شبكه يك سيما آغاز شده است.
مجموعه دوم به نام «براي ايران» براي پخش از پلتفرم فيلمنت در حال توليد است كه پخش خود را به زودي شروع ميكند.
اين اقدام جهادي نقطه عطفي در تاريخ سينما و تلويزيون ايران است كه همزمان با يك جنگ مهيب و نابرابر همه چيز در گزارشهاي خبري و مستند خلاصه نشده، بلكه رويكرد نمايشي به وقايع پرالتهاب جنگ از سوي سينماگران و منابع سرمايهگذار مورد توجه قرار گرفته است.
قابل پيشبيني است كه در جشنوارههاي سينمايي سال پيشرو توليدات زيادي پيرامون جنگ ۴۰ روزه رونمايي شوند و در كانون توجه منتقدان قرار گيرند. ازجمله انتقاداتي كه به فيلمهاي مربوط به جنگ ۱۲ روزه در سال گذشته مطرح شد، شتابزدگي در نگارش فيلمنامه و پرداخت سطحي شخصيتها و اتفاقات در فرآيند توليد فيلمها بود. اين عارضه در صورتي كه آسيبشناسي نشود، ممكن است گريبانگير توليدات آتي سينما نيز بشود و دوباره حرف و حديثهايي نظير كاسبي برخي تهيهكنندگان با موضوعات استراتژيك، كنار گذاشتن توليدات سفارشي براي عدهاي خاص و... را در اذهان زنده كند.
ماجراها و داستانهاي جنگ اخير ظرفيت آن را دارد كه به تنوع ژانر در سينماي ايران كمك كند و زبان و گرامر سينما را ارتقا بدهد.
جمعبندي
اگر دور دوم مذاكرات بين ايران و امريكا به ميزباني پاكستان ادامه يابد، اميدها براي اكران فيلم تازه و برنامهريزي براي توليد فيلمهاي جديد دور از انتظار نيست. اقتصاد سينماي ايران اگرچه در سالهاي اخير بيشتر متكي به منابع سرمايهگذار دولتي و عمومي بوده است، ترك مخاصمه بين ايران و امريكا و تضمين صلح پايدار ميتواند به بازگشت سرمايه در سينما ياري رساند و زمينه تعاملات و همكاريهاي بينالمللي را فراهم كند. در غير اين صورت روند كاهشي تماشاگران و فروش بليت در سال جاري نيز ادامه يافته و ركود بر سينما سايهافكن خواهد شد.