«اعتماد» در گفتوگو با سيدجواد صالحي بررسي می کند
تحرک تازه دیپلماتیک
سفر آقاي عراقچي به پاكستان، عمان و روسيه، در جهت حل و فصل مسائلي چون برنامه هستهاي كشورمان تا تنشهاي حاكم بر تنگه هرمز، نمونهاي از تلاشهاي ديپلماتيك و خلاقانه نهادهاي رسمي و دستگاه ديپلماسي ايران براي عبور از بحرانهاي موجود و خنثي كردن تاكتيكهاي «مرد ديوانه» ترامپ قلمداد ميشود. اين سفر در كنار دو متغير وحدت گفتماني حاكم و انسجام ملي مهمترين اهرمهايي است كه تهران در عرصه ديپلماسي از آن برخوردار است و بدين طريق ميتواند بسان بالي قوي دستاوردهاي ميدان را تكميل و تثبيت كند. ساعاتي پس از آنكه دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا مدعي ارايه پيشنهادي ازسوي ايران شد و كاخ سفيد از اعزام فرستادگان ويژه خود به پاكستان خبر داد، سيد عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان وارد اسلامآباد شد؛ سفري كه ظاهرا در چارچوب رايزنيهاي دوجانبه تعريف شده، اما به ادعاي ناظران بينالمللي در بطن خود به يكي از مهمترين گرههاي ژئوپليتيك منطقه از آتشبس شكننده تا احتمال احياي مذاكرات تهران و واشنگتن گره خورده است. گفتني است عراقچي در بدو ورود، با استقبال مقامهاي ارشد سياسي و نظامي پاكستان ازجمله محمد اسحاقدار، همتاي پاكستاني و همچنين عاصم منير، فرمانده ارتش اين كشور مواجه شد؛ استقبالي كه به نظر ميرسد فراتر از تشريفات ديپلماتيك، نشانهاي از نقش پررنگ اسلامآباد در معادلات جديد منطقهاي ارزيابي ميشود. به گواه مقامات رسمي كشورمان اين سفر بخشي از يك تور منطقهاي است كه در ادامه مسقط و مسكو را نيز در بر ميگيرد؛ مسيري كه بهروشني نشان ميدهد تهران در حال فعالسازي همزمان چند كانال ديپلماتيك براي مديريت شرايط پس از جنگ و سنجش امكان بازگشت به ميز مذاكره است. در همين حال، ادعاهاي ترامپ درباره «پيشنهاد ايران» و تاكيد كاخ سفيد بر پيشرفتهاي اخير در گفتوگوها، در كنار گزارشها درباره اعزام چهرههايي چون جرد كوشنر و استيو ويتكاف به پاكستان، اين كشور را مجددا به كانوني تازه براي ميانجيگري تبديل كرده است. اين درحالي است كه برخي نشريات خارجي از خوشبيني محتاطانه ميانجيهاي پاكستاني سخن ميگويند، هرچند تاكيد دارند كه شكافهاي كليدي در حوزههايي چون تنگه هرمز تا پرونده داراييهاي بلوكه شده و اختلافات هستهاي همچنان پابرجاست. گفتني است در اين ميان، ورود روسيه به صحنه و تمجيد از نقش اسلامآباد، نشان ميدهد كه يك آرايش چندلايه از بازيگران در حال شكلگيري است؛ آرايشي كه ادعا شده است هدف آن نه فقط مهار تنش، بلكه مديريت يك گذار پيچيده از تقابل به مذاكره است، بنابراين برآيند اين تحركات نشان ميدهد كه ديپلماسي منطقهاي وارد فاز چند مسيره شده است؛ جايي كه تهران ميكوشد با تكيه بر همسايگان و شركاي شرقي، همزمان هزينههاي فشار را كاهش دهد و دست خود را در برابر واشنگتن پرتر كند. با اين حال، فاصله معنادار مواضع دو طرف و بياعتمادي انباشته، احتمال تبديل اين تحركات به يك توافق ملموس را همچنان در هالهاي از ابهام نگه داشته است؛ ابهامي كه اگرچه نشانهاي از بنبست نيست، اما به روشني بيانگر آن است كه مسير پيشرو، بيش از هر زمان ديگري، پيچيده و احتمالا فرسايشي خواهد بود. به اين بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي پيامهاي معنادار سفر وزير امور خارجه كشورمان به سه مقصد اسلامآباد، مسقط و مسكو در مقطع كنوني با سيدجواد صالحي، عضو هيات علمي گروه روابط بينالملل دانشگاه تهران گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد:
سيدجواد صالحي، استاد دانشگاه تهران در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره معناي سفر اخير هيات ايراني به سرپرستي عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان به اسلامآباد گفت: اختلافات تاريخي ميان ايران و امريكا، به ويژه در سالهاي پس از انقلاب، ابعاد گستردهاي دارد كه نيازمند توجه دقيق است. در اين راستا، موارد متعددي قابل ذكر هستند كه البته آخرين مورد، تجاوز نظامي اين كشور به تماميت ارضي كشورمان بود كه رخ داد. به باور صالحي حل و فصل اين مسائل و اختلافات، به طور طبيعي، فرآيندي زمانبر و پيچيده است و ممكن نيست كه در يك زمان كوتاه به نتيجه برسد. برخي از اين اختلافات جنبه هويتي دارند، برخي ديگر مسائل فني و كارشناسي هستند، در حالي كه تعدادي از آنها بعد پرستيژي دارند. علاوه بر اين، برخي از اين مسائل مربوط به ابعاد قدرتطلبانه و زورگويانهاي ايالاتمتحده است كه به اعتبار و منزل ملي كشورمان مرتبط است. بنابراين، مذاكرات بينالمللي در اين زمينه، فرآيندي بسيار دشوار، پيچيده و چندسطحي است كه شامل بازيگران منطقهاي و فرامنطقهاي نيز ميشود. اگر ديپلماسي يا شكست آن را آغاز جنگ تلقي كنيم و پايان جنگ يا بنبست آن را به عنوان آغاز ديپلماسي درنظر بگيريم، ميتوان گفت روابط كشورها ماهيت دوگانهاي دارند كه در آن جنگ و مذاكره دو روي يك سكه هستند.
صالحي در ادامه اين گفتوگو تصريح كرد: در اين راستا، سفر اخير جناب آقاي عراقچي به پاكستان و همچنين عمان و روسيه، در جهت حل و فصل مسائل مختلف، نمونهاي از تلاشهاي ديپلماتيك و خلاقانه وزارت امور خارجه و نهادهاي بالادستي كشور براي عبور از بحرانهاي موجود است. البته، اين سفرها تنها محدود به دو كشور پاكستان و عمان به عنوان كشورهايي كه رسالت ميانجيگري را برعهده داشتند، نيست بلكه مذاكره با كشورهايي كه همكاريهاي استراتژيك با آنها دارد نيز براي ايجاد هماهنگي در دستور كار قرار دارد. اين موارد به طور قطع با ضرورت نوعي هماهنگي با كشورهاي دوست، نزديك، متحد ضرورتي انكارناپذير در سياست خارجي است.
اين استاد دانشگاه در ادامه و در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در باب چرايي سفر وزير امور خارجه كشورمان به مسقط و مسكو در مقطع كنوني تشريح كرد: دو مساله عمده در روابط ايران و امريكا در حال حاضر وجود دارد. باتوجه به تحليل محتواي سخنان ترامپ و سياستهاي ايالاتمتحده، اولين موضوع بحث هستهاي است. دومين موضوع، كه به ويژه با توجه به تنشهاي ايجاد شده توسط كشورهاي غربي، شايد تنگه هرمز باشد. در حال حاضر، اين تنگه تبديل به يك نقطه حساس و حياتي براي امريكا و به نوعي تبديل به نوعي جعبه پاندورايي براي كشورهاي جهان شده است، چراكه حوادث پيشبيني نشده مرتبط با آن ميتواند تاثيرات زيادي بر اقتصاد جهاني داشته باشد.
به گفته صالحي طبيعتا فشارهاي زيادي در اين خصوص وجود دارد. بنابراين، اين دو موضوع اكنون اولويت اصلي غربيها شده است: اول، مساله تنگه هرمز و دوم، موضوع هستهاي. اما براي جمهوري اسلامي ايران، كه در شرايطي با فشارهاي تحريمي سنگين روبهرو است و از سوي ديگر رفتارهايي خارج از چارچوب رژيمها و سازمانهاي بينالمللي را شاهد است، تنگه هرمز ميتواند به عنوان يك ابزار موثر در مذاكرات و چانهزنيها نقش بسزايي ايفا كند. لذا سفر وزير امور خارجه كشورمان با تمركز بر اين دو موضوع اختلافي ميان تهران و واشنگتن ميتواند نقش مهمي در اين تور ديپلماتيك داشته باشد.
صالحي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» در رابطه با فراهم شدن زمينه براي تقويت ديپلماسي با لحاظ كردن عمق اختلافات ميان تهران و واشنگتن گفت: ناگفته نماند كه پيشتر جناب آقاي سيدمحمد خاتمي، رييس دولت اصلاحات در سياست خارجي خودشان از ديوار بياعتمادي ميان دو كشور سخن گفته بودند و اخيرا هم جناب آقاي قاليباف اشاره كردند كه من با تمام اختيارات وارد پروسه مذاكرات شدم، اما در كمال بياعتمادي با رييسجمهور ايالاتمتحده مواجه هستيم.
به گفته اين استاد دانشگاه واقعيت اين است كه ايران در مقطع كنوني با فردي مواجه است كه تمام اصول و پرنسيپهاي بينالمللي را زير سوال برده است. لذا اگر بخواهيم بزرگترين دستاورد جمهوري اسلامي ايران در عرصه جهاني را به سمت ديپلماسي آشكار و پايداري توافقها و شكلگيري ساختارهاي مطمئن در حل منازعات سوق دهيم، بايد به ايجاد كانالهاي حل اختلاف و پايبندي به قول و قرارها اشاره كنيم. صالحي در ادامه اين گفتوگو خاطرنشان كرد: دونالد ترامپ در دوران رياستجمهوري خود با توسل به رويكرد «مرد ديوانه» در سياست خارجي با استفاده از توييتها و روايتهاي يكجانبه، عملا قصد دارد تا موضوعات را مديريت كرده و گفتمان خويش را بر جهان و بازيگران تحميل نمايد. او با اين روش درصدد است همراهي جهاني را جلب كند و شكاف داخلي در ايران را گسترش دهد و اينگونه وانمود مينمايد كه جز تسليم شدن ايران. به هيچ چيز ديگري قانع نيست. درحالي كه حداقلهاي لازم براي جلب اعتماد در تعاملات بينالمللي و اصول اوليه ساختارهاي بينالمللي در مذاكرات و تعاملات دررويكردهاي او غايب است، بنابراين به نظر ميرسد مبناي رفتار ايران در عين توجه به ديپلماسي و مذاكره در چارچوب جهاني بايد بر تعامل مبتني باشد، چراكه اگر غير از اين عمل كنيم به حاشيه و انزوا خواهيم رفت كه خواسته آنان است. لذا بايد با تدبير و توجه به عدم تعهدات طرف مقابل محاسبه و برنامهريزي كنيم تا تحقق اهداف ملي محقق شود. تن ندادن ايالاتمتحده امريكا به اين اوليات و ضروريات ممكن است منجر به رويارويي طي روزهاي آينده گردد.
اين استاد دانشگاه در ادامه اين گفتوگو با اشاره به ديگر اهرمهاي ايران به جز تنگه هرمز براي مديريت شرايط كنوني تشريح كرد: به باور من جديترين گام جمهوري اسلامي ايران در عرصه سياست خارجي در مقطع كنوني انسجام داخلي و اتحاد سياسي است كه از آن بايد براي ايجاد وحدت گفتماني و روايتي در دستگاه ديپلماسي به ويژه در مواجهه با كشورهاي متخاصم استفاده شود. اين موضوع بسيار مهم و ضروري است، به ويژه براي تقويت روابط خارجي و بهرهبرداري حداكثري از شرايط كنوني.
به باور صالحي لازم به ذكر است كه هر چند تنگه هرمز به عنوان يك تنگه آزاد براي تمامي كشورها و اقتصادهاي جهاني شناخته شده و در عين حال، عبور بيضرر از آن به عنوان يك شرط بينالمللي قيد شده است. اما مهمتر از آن، اين است كه كشوري كه بيشترين مرزهاي بينالمللي را دارد، نميتواند از اين حق براي آبهاي سرزميني خود محروم شود.
اين استاد دانشگاه در ادامه به «اعتماد» گفت: هر چند كه طبيعتا اين وضعيت و به نوعي مديريت تنگه هرمز ميتواند فشارهايي را بر ايران وارد كند و ممكن است اجماع منطقهاي و جهاني عليه ايران شكل بگيرد، اما ايران در بحران اصلي در تنگه هرمز و در اقتصاد جهاني نقشي نداشته است. عامل اصلي بحرانهاي كنوني، زيادهخواهي و عدم توجه به قوانين بينالمللي و رفتارهاي غيراخلاقي و زورگويانه امريكا در مناسبات جهاني است. امريكا به ويژه در فشارهايي كه بر كشورهاي منطقه وارد كرده، نقش كليدي داشته است، چراكه ايالاتمتحده با وانمود كردن به اينكه به اين كشورها خدمت ميكند و از امنيت آنها دفاع ميكند، در حقيقت با اقداماتش، امنيت آنها را به خطر انداخته است.
صالحي در ادامه اين گفتوگو تصريح كرد: در اين شرايط، فشارهاي اقتصادي و سياستهاي خارجي امريكا نه تنها به اقتصاد جهاني آسيب زده، بلكه باعث ايجاد بحرانهاي منطقهاي شده است. اين وضعيت در سياست خارجي ايران بايد با دقت مورد توجه قرار گيرد و از طريق رفتوآمدهاي موثر وزارت امور خارجه، كه پيشاني ارتباطات و تعامل جمهوري اسلامي با ساير كشورهاست، حداكثر بهرهبرداري را انجام دهد.
صالحي در پاسخ به ديگر سوال «اعتماد» در رابطه با ارزيابياش از رويكرد ايالاتمتحده با لحاظ كردن آثار اقدامات دونالد ترامپ در قبال ايران در درون اين كشور تشريح كرد: اخيرا شاهد جهتگيريهايي توسط دموكراتها در كنگره بوديم كه احتمال ميرود، نقش مهمي در محدود كردن اختيارات دونالد ترامپ ايفا كند. اين تغييرات ممكن است سبب شود كه امريكاييها از تداوم وضعيت كنوني آسيبپذير جلوه نمايند. شايد يكي از دلايل اين امر اين باشد كه ايران در حال حاضر مطمئنتر و قويتر از گذشته عمل ميكند و در عين حال، بر مطالبههاي خود تاكيد بيشتري دارد.
اين استاد دانشگاه در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با رويكرد احتمالي ايران در قبال كشورهاي منطقه در صورت پايان دايمي رويارويي خاطرنشان كرد: توجه داشته باشيد كه پاسخ به نگرانيهاي كشورهاي حاشيه خليجفارس كه تا به امروز با آن مواجه بودهاند، نيازمند توجه به تحولات تاريخي است. چنانكه در ابتدا اين نگرانيها تحت عنوان اسلام سياسي مطرح شد و پس از آن موضوع جنگ تحميلي ايران و عراق و سپس مسائل مرتبط با هلال شيعي و اختلافات مذهبي ميان شيعه و سني به آن افزوده شد. از دل همين فضاها بود كه زمينههايي براي نگراني كشورهاي شوراي همكاري خليجفارس از ايران شكل گرفت كه نقش كشورهاي فرامنطقهاي بالاخص غرب در آن انكارناپذير است.
به گفته صالحي لذا در اين زمينه، بايد به طور صريح بيان كرد كه ايالاتمتحده امريكا سعي نموده است اين كشورها را به بهانه امنيتي در گروگان بگيرد. نكته جالب توجه اين است كه بسياري از كشورهاي عربي در مواجهه با پاسخهاي متقابل ايران به پايگاههاي امريكايي، به خوبي آگاه بودند كه چه اقداماتي ازسوي اسراييل در منطقه در حال وقوع است و بنابراين از همراهي با اسراييل خودداري كردند. به همين ترتيب، هم تركيه و هم بسياري از كشورهاي عربي ترجيح دادند كه در اين قضيه همراه ايالاتمتحده و تلآويو عمل نكنند.