• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6308 -
  • 1405 سه‌شنبه 8 ارديبهشت

تغيير آب و هوا با دستكاري انساني و روش‌هاي مهندسي امكان‌پذير است؟

مهدي زارع

در هفته گذشته توييت از سفارت ايران در افغانستان در مورد رابطه بمباران رادارها با افزايش بارندگي و دستكاري آب و هوا با مقاصد نظامي، مجددا و به سرعت در جامعه مطرح و مورد بحث قرار گرفت. تركيب دو عامل «تغييرات راهبردي در ميدان جنگ» و «تحولات غيرمنتظره در بارندگي» به پايان خشكسالي در ايران مربوط شده است. اما تحولات غيرمنتظره بارندگي شامل بارش‌هاي سيل‌آسا، تغيير الگوي فصلي بارش يا جابه‌جايي نوارهاي بارشي است. اگر اقدامات جنگي باعث تغيير مسير رودخانه‌ها يا ذخيره آب پشت سدهاي آسيب‌ديده شود و همزمان بارش زياد رخ بدهد دسترسي بيشتر به آب در منطقه مورد نظر ممكن مي‌شود. اما به لحاظ علمي، پايان پايدار خشكسالي نيازمند تداوم بارش فراتر از ميانگين، تغذيه آبخوان‌ها و احياي پوشش گياهي است كه چنين چيزي در ايران هنوز گزارش نشده است. حال آيا حمله به رادار‌هاي دشمن در پيرامون ايران در اسفند ‍۱۴۰۴- فروردين ۱۴۰۵ در اين تغيير بارندگي موثر بود؟ و اگر در تغييرات موثر است چه درصدي براي اين اثر مي‌توان برآورد كرد؟ هيچ مدرك علمي معتبري مبني بر موثر بودن حملات به رادارهاي دشمن در تغيير بارندگي ايران در ماه اخير وجود ندارد. اين ادعا كه حمله به رادارها باعث بارندگي شده، اساسا بر يك تئوري توطئه استوار است كه در شبكه‌هاي اجتماعي منتشر مي‌شود. اين ادعا چندين اشتباه اساسي دارد. اين ادعا مدعي است كه رادارهاي نظامي، مانند سامانه امريكايي THAAD در قطر و امارات، در واقع «دستگاه‌هاي كنترل هوا» يا «مراكز مهندسي آب و هوا» بوده‌اند. هيچ نشانه علمي وجود ندارد كه رادارهاي هشدار زودهنگام موشكي يا سامانه‌هاي دفاع هوايي بتوانند براي تغيير الگوهاي آب و هوايي استفاده شوند. تبليغات مجازي ادعاي «سرقت ابرها» يا «دستكاري آب و هوا» را مطرح مي‌كنند، اما هيچ سند معتبري اين موضوع را اثبات نمي‌كند. بارش‌هاي اخير ناشي از عوامل طبيعي و جوي در ماه فروردين هر سال بوده و ربطي به درگيري‌هاي نظامي ندارد. منطقه خاورميانه چندين سال خشكسالي را پشت سر گذاشته اما تغيير در چرخه‌هاي طبيعي مانند ال نينو و لانينا مي‌تواند به يك‌باره الگوي بارش را تغيير بدهد و دوره‌هاي پرباران يا كم باران ايجاد كند. فناوري‌هاي موجود مانند باروري ابرها تنها مي‌توانند در مقياس بسيار محدود و محلي حدود ۵ تا ۷درصد و گاه كمي بيشتر در بارش در يك منطقه كوچك موثر باشند و قادر به ايجاد سيل يا پايان دادن به خشكسالي در كل منطقه نيستند، بنابراين دستكاري در آب و هواي يك منطقه با روش‌هاي بسيار محدود، محلي و موقت ممكن است ولي تغيير در اقليم با الگوهاي بلندمدت يا سامانه‌هاي اقليمي در مقياس بزرگ مانند ايجاد توفان‌ شبه‌علمي و تا امروز غير واقعي است. براي بارورسازي ابرها با پراكنده كردن يودور نقره، نمك يا يخ خشك در ابرها براي ايجاد هسته‌هايي براي تشكيل كريستال‌هاي يخ يا قطرات آب در اطراف پراكنده مي‌شود تا باعث بارش باران يا برف از «ابري كه از قبل موجود است» شود، بنابراين وقتي هيچ رطوبت يا ابري وجود نداشته باشد، اساسا بارورسازي ابرها نيز امكان‌پذير نخواهد بود. اين روش دهه‌هاست كه عملياتي شده است. در شوروي و امريكا براي افزايش توده برف در كوه‌ها همچنين مه‌زدايي در فرودگاه‌ها و در ايران و امارات و تركيه براي افزايش باران در مناطق كم باران از اين روش استفاده شده است. بايد تاكيد شود كه چنين روشي «ابر ايجاد نمي‌كند.» خيلي قابل پيش‌بيني يا كارآمد نيست و نمي‌تواند تضمين كند كه ۱۰ كيلومتر دورتر باران ببارد. نمي‌تواند جلوي خشكسالي را بگيرد يا آب و هوا را تغيير دهد. تزريق آئروسل‌هاي سولفات به استراتوسفر، پاشيدن نمك دريا براي باروري ابرهاي دريايي، قرار دادن آينه‌هاي فضايي روش‌هايي است كه به باروري ابرها، خنك كردن موقت ناحيه‌اي از زمين كمك كرده‌اند. آتشفشان‌هايي مانند پيناتوبو در سال ۱۹۹۱ اين خنك كردن را به‌ طور طبيعي انجام دادند و سياره را به مدت يك سال حدود ۰.۵ درجه سانتيگراد خنك كردند، ولي توانايي انجام اين كار براي بشر به صورت ايمن يا يكنواخت و پايدار هنوز وجود ندارد. عوارض جانبي نيز وجود دارد. اختلال در باران‌هاي موسمي، تخريب لايه ازن و افزايش گرمايش به ‌طور فاجعه‌باري از عوارض چنين تغييراتي است. حتي بزرگ‌ترين سامانه‌هاي كاهش دي اكسيد كربن در دنيا در يك سال به اندازه ۳ دقيقه از انتشار جهاني CO2 را حذف مي‌كند. در حال حاضر اين روش بسيار كند و گران است، بنابراين ادعاهاي اين‌چنين ادعاهاي كلاسيك شبه علمي هستند كه اغلب براي جذب مخاطب بر پايه نظريه‌هاي توطئه ارابه مي‌شوند. برنامه تحقيقاتي فعال شفق قطبي با فركانس بالا (HAARP) يا ساير فرستنده‌هاي راديويي قدرتمند اين ادعا كه چنين سامانه‌هايي بتوانند براي ايجاد توفان، ايجاد زلزله يا كنترل آب و هواي جهاني مورد استفاده قرار بگيرند نيز از همين دست ادعاها هستند.  هارپ يك مركز تحقيقاتي يونوسفر است كه از امواج راديويي براي مطالعه يك لايه بسيار نازك و مرتفع از جو استفاده مي‌كند. كل توان خروجي آن كمتر از چند ايستگاه راديويي تجاري است. انرژي موردنياز براي ايجاد توفان واقعي «معادل انفجار يك بمب هسته‌اي 10 مگاتني در هر 20 دقيقه» است. افرادي كه ادعا مي‌كنند با استفاده از امواج صوتي، كريستال‌هاي مرتعش، مواد شيميايي ويژه و...  باران توليد مي‌كنند، توسعه‌دهندگان شبه‌علم كلاسيك هستند، بنابراين اصلاح آب و هواي محلي باروري ابرها، پراكندگي مه، بشر تاكنون توانسته نتايج مطلوب ولي با اثر محدود بگيرد، ولي مهندسي آب و هواي جهاني عملياتي نيست. مهندسي آب و هواي محلي واقعي اما ضعيف و كم اثر است. مهندسي آب و هوا يك ايده علمي جدي است، اما ما فاقد فناوري و خرد لازم براي انجام آن در سطح كلان براي ايجاد يا پايان يك خشكسالي در يك منطقه يا كشور هستيم. اكثريت قريب به اتفاق ادعاهاي «كنترل آب و هوا» كه به صورت آنلاين مي‌بينيد، شبه‌علم هستند كه اغلب ريشه در سوءتفاهم  در مورد  مقياس عظيم انرژي دخيل در فرآيندهاي جوي  دارند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون