• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6308 -
  • 1405 سه‌شنبه 8 ارديبهشت

وقتي بازنمايي ميدان نبرد مي‌شود

آتينا محمديان روشن |جنگ، در جهان امروز، پيش از آنكه در خيابان و ميدان رخ بنمايد، در تصوير و روايت آغاز مي‌شود. پيش از آنكه ساختمان‌ها فروبريزند و زيرساخت‌ها آسيب ببينند، ذهن‌ها سازماندهي مي‌شوند و ادراك شهروندان از واقعيت بازچينش مي‌شود. به همين دليل است كه شهر امروز ديگر صرفا تجمعي از سازه‌ها و مسيرها نيست؛ شهري است رسانه‌اي‌شده، شهري كه در آن ميدان‌ها تبديل به قاب تصوير، خيابان‌ها به خطوط روايت و شهروندان همزمان به تماشاگر و محتواي روايت بدل مي‌شوند. هانري لوفور، نظريه‌پرداز فضاي شهري، بر اين نكته تأكيد داشت كه فضا يك امر طبيعي و از پيش‌ داده ‌شده نيست؛ فضا توليد مي‌شود. اما در عصر رسانه، بايد اين گزاره را بسط داد: فضا نه‌تنها توليد، بلكه «پخش» مي‌شود. رسانه‌ها از طريق تصوير، تيتر و داده‌هاي بي‌وقفه، فضا را از زيست‌مندي تهي و آن را به سطحي از بازنمايي تبديل مي‌كنند؛ سطحي كه در آن ترس بازتوليد مي‌شود، ناامني عادي جلوه مي‌كند و خشونت با واژگان ضرورت و اجبار روايت مي‌شود. به همين ترتيب، قدرت ديگر فقط در ابزارهاي فيزيكي و نظامي خلاصه نمي‌شود؛ قدرت از خلال جريان مداوم تصاوير، هشدارها و تفسيرها اعمال مي‌شود.در چنين شهري، بدنِ شهري جايگاهي دوگانه دارد: هم سوژه‌اي زنده است و هم ابژه‌اي قابل ثبت، رصد و تحليل. حضور در شهر ديده مي‌شود، حركت در شهر اندازه‌گيري مي‌شود و زيست روزمره به داده تبديل مي‌شود. رسانه تنها به ما نمي‌گويد «كجا هستيم»؛ رسانه به ما مي‌آموزد كه «چگونه بايد آن فضا را تجربه كنيم»، «از چه بترسيم» و «به چه عادت كنيم». شهر رسانه‌اي‌ شده نه فقط فضايي براي زيستن، بلكه فضايي براي مشاهده‌پذير بودن است. لوفور زندگي روزمره را اصلي‌ترين ميدان اعمال قدرت مي‌دانست. جنگ در اين سطح با انفجار و درگيري رخ نمي‌دهد؛ جنگ در زندگي روزمره با تكرار عمل مي‌كند: تكرار تصاوير مشابه، تكرار روايت‌هاي هم‌سو، و تكرار وضعيت‌هايي كه به‌تدريج به «وضعيت عادي» بدل مي‌شوند. خشونت زماني خطرناك‌تر مي‌شود كه از حالت شوك خارج و به بخشي از مصرف روزانه رسانه‌اي ما تبديل شود؛ زماني ‌كه تصويرهاي خشونت‌آميز، هشدارهاي پي‌درپي و روايت‌هاي يكدست به‌قدري تكرار مي‌شوند كه ديگر پرسش‌برانگيز نيستند و به بخشي از ريتم معمول زندگي بدل مي‌شوند. با اين حال، همان‌طور كه لوفور تأكيد مي‌كند، فضا هيچگاه به‌طور كامل در تملك قدرت نمي‌ماند. در دل هر فضا شكاف‌هايي براي زيستن و مقاومت وجود دارد. اين شكاف‌ها در استفاده‌هاي پيش‌بيني‌نشده از شهر، در روايت‌هاي بديل و در لحظه‌هايي پديدار مي‌شوند كه بازنمايي رسانه‌اي از توضيح زندگي بازمي‌ماند. هنگامي كه مردم شهر را نه آنگونه كه «نمايش داده مي‌شود»، بلكه آنگونه كه «زندگي مي‌شود» تجربه مي‌كنند، فضا بار ديگر از ساحت بازنمايي فاصله مي‌گيرد و به زيست‌جهان بازمي‌گردد. امروز شايد جنگ كمتر صداي انفجار داشته باشد و بيشتر صداي نوتيفيكيشن؛ خشونت نه از مرزها، بلكه از صفحه‌ نمايش‌ها وارد زندگي روزمره مي‌شود. اما همان‌جايي كه جنگ نهادينه شده است، امكان رهايي نيز آغاز مي‌شود: از بازانديشي در شيوه تجربه فضايي شهر، از بازتعريف عادت‌هاي رسانه‌اي و از مسووليت فعالاني كه در حوزه رسانه، روايت‌ها را شكل مي‌دهند. زيستن در شهر رسانه‌اي‌شده، نوعي مواجهه مداوم با بازنمايي است؛ اما همچنان بايد به ياد داشت كه زندگي، توان عبور از قاب‌ها را دارد. فضا هميشه امكان تازه‌اي براي بازتعريف خود حفظ مي‌كند و در همين امكان است كه ميل به رهايي و بازسازي دوباره تجربه شهري زنده مي‌ماند.
دانشجوي دكتراي  ارتباطات

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون