نگاهي به تاريخ «موسيقي نظامي در ايران»
نوبت چهارگاه در رزم
سابقه اينگونه از موسيقي به گذشتههاي دور و عصر هخامنشيان ميرسد
كه با سرودهاي رزمي و سازهايي مانند شيپور و سازهاي كوبهاي همراه بود
بابك بختياري
در روزهاي اخير به علت اتفاقات و شرايط موجود، بياختيار به ياد اثر ارزشمند «تاريخچه موسيقي نظامي ايران» تاليف زندهياد استاد حسينعلي ملاح افتادم. كتاب گرانبهايي كه براي علاقهمندان و محققان موسيقي كاربردهاي زيادي دارد. از عصر هخامنشي، به ملوديها و موسيقيهايي كه در مجموع براي نظام، جنگها و پيكارها ساخته و پرداخته ميشده است، «موسيقي نظامي» ميگفتند. گرچه بايد اذعان داشت در عصر هخامنشيان و پس از آن، سرودهاي رزمي خوانده ميشده و سازهايي مانند شيپور و سازهاي كوبهاي نواخته ميشده است. آنطور كه مرحوم ملاح در كتاب «تاريخ موسيقي نظامي» عنوان كرده است، بيشك ابداع الحان رزمي، قواعد و اصولي دارد كه از طرف آهنگسازان و موسيقيدانان روايت ميشده است. همچنين براي ساختن موسيقي رزمي، بيشك سازگرهاي آزموده وجود داشتهاند و ترديدي نيست كه سرودهاي رزمي، پيش از جنگ و پيكارها، در سربازخانهها به سپاهيان آموخته ميشده است. بنابراين براي تربيت و آموزش، معلمان و مربيان نظامي، تعليم و تعلمِ سرودهاي جنگي يا سرود عزا يا سرود پيروزي و الحان نظامي به سپاهيان، واحد ويژهاي نيز وجود داشته است.
كتاب «تاريخ موسيقي نظامي» در چهار بخش تاليف شده است: بخش اول، پيش از اسلام: سازهاي رزمي باستاني و سازهاي كوبهاي و ضربي؛ بخش دوم، بعد از اسلام: تاسيس مدرسه موزيك نظام؛ بخش سوم، نامآوران موزيك نظام و در نهايت بخش چهارم، موزيك نظامي غربي كه اشاره به موزيك نظامي در فرانسه و سازهايي كه در اركسترهاي نظامي به كار ميرود، ميكند.
از جمله سازهايي كه بهطور معمول در موسيقي نظامي به كار ميروند، ميتوان سازهاي بادي چوبي، سازهاي بادي مسي، سازهاي كوبهاي نظامي كه خود بر دو بخش سازهاي داراي پوست و سازهاي بدون پوست هستند را نام برد.
ملاح و «تاريخ موسيقي نظامي»
در اينجا ابتدا يك معرفي كوتاه از آثار و تاليفات زندهياد ملاح خواهم داشت، چراكه او در زمينه تاريخنويسي و پژوهش در موسيقي نظامي كه در اينجا مورد بحث ماست، نقش مهمي داشت، پس از اين معرفي كوتاه، مفصلتر در مورد موسيقي نظامي و كتاب حسينعلي ملاح خواهم گفت.
زندهياد حسينعلي ملاح، ضمن نسبت با استاد وزيري كه داماد او بود، از محضر استاد ابوالحسن صبا هم در ويولننوازي بهرهها برده بود. سالها در كنار مهدي مفتاح، اركستر شماره ۱ راديو ايران را اداره ميكرد. از آثار او به «روياي هستي» با كلام نواب صفا و صداي بنان و از ويولن او در برنامه موسيقي ايراني به نام «الهه ناز» و با صداي مرحوم بنان ميتوانم اشاره كنم.
ملاح در نگارش كتابهاي ويولن هنرستان، در كنار استاد روحالله خالقي نقش اساسي داشت و در حقيقت از اساتيد هنرستان به شمار ميرفت. سالها تاليفات ارزشمند و گستردهاي در زمينههاي مختلف انجام داده بود، از آن جمله ميتوان به «حافظ و موسيقي»، «منوچهر دامغاني و موسيقي»، «پيوند شعر و موسيقي»، «معماري و موسيقي»، كتاب بسيار پرمحتواي «فرهنگ سازها» اشاره كرد، همچنين تحقيق و پژوهش در «تاريخ موسيقي نظامي ايران» كه از نخستين كتابها و تاليفات در اين زمينه است، ميتوان نام برد، اين اثر در اسفند ماه ۱۳۵۴ توسط انتشارات مجله هنر و مردم چاپ شد، كتابي ارزشمند و بسيار مهم در زمينه پژوهشي. ملاح در كتاب «تاريخ موسيقي نظامي ايران» به بررسي ساختار موسيقي حماسي، مارش و آثار وطني و ميهني و استفاده از سازها و آرايش و چيدمان آنها پرداخته است.
در اينجا گريزي داشته باشم به آثار ميهني كه البته مثالهاي بسياري ميتوانم بياورم. در مناسبتها و رويدادهاي تاريخي، از مشروطيت تاكنون آثار موسيقايي بسياري ساخته شده است كه يكي از تاثيرگذارترين و مشهورترين آنها اثر «از خون جوانان وطن» عارف است، از اين اثر و آثار مشابه آن گرفته تا مارشها را ميتوان در دسته موسيقي نظامي قرار داد. جالب است اشاره كنم كه زماني تمام اين آثار ملي و ميهني، سرودها و مارشها كه در رثاي وطن ساخته و پرداخته شده بود، در مدارس تدريس ميشد. اولينبار اين آثار به وسيله استاد وزيري در زمان رضاشاه پهلوي به صورت كتاب تدوين شد و بعدها توسط زندهياد لطفالله مفخمپايان و افراد ديگر اين كار ادامه يافت.
موسيقي نظامي پيش از اسلام
يكي از مطالب بسيار مهم كتاب «تاريخ موسيقي نظامي ايران» در بخش نخست، بررسي موسيقي نظامي در پيش از اسلام است؛ از آهنگ شيپور در جنگهاي كوروش تا انواع سازهاي كوبهاي كه نواخته ميشده است. در موسيقي نظامي ايران تا عصر قاجاريه، از تمام اين سازها استفاده ميشده است كه در دوره اسلامي به آنها «اسباب نوبت زدن» يا «آلات نقاره» هم ميگفتند. اينجا اشاره كنم كه نوبت زدن به معني اين است كه در قديم نوازندگان نوبتي ساز ميزدند و جاي خود را براي نوازندگي به يكديگر ميدادند.
موسيقي رزمي باستاني
در بخش دوم كتاب «تاريخ موسيقي نظامي ايران» تاليف ملاح به موسيقي رزمي باستاني توجه شده است. از آلات موسيقي رزمي هم ميتوان به سازهاي بادي، سازهاي ضربي و كوبهاي، سازهاي بادي مانند برغو (بوق)، سفيدمهره، شاخ نفير (كرناي) و... اشاره كرد.
جالب است كه اشاره كنم مرحوم ملاح نام سازهاي مختلفي را كه در شاهنامه فردوسي آمده نيز در اين اثر آورده است. همانطور كه ميدانيم شاهنامه منظومهاي حماسي است، ملاح به عنوان نمونه به برخي از اين سازها هم اشاره كرده است؛ همچنين به سازهايي در آثار شاعران ديگر مانند نظامي و اميرمعزي هم اشاره شده است.
موسيقي نظامي بعد از اسلام
بخش سوم اين اثر هم به تاريخ موسيقي نظامي بعد از اسلام اشاره شده است. از صدر اسلام، نواختن انواع بوق (صور) و كوفتن بر طبل جدال و طبل جنگ در غزوهها (جنگ) تا حدودي متداول بوده است. اينجا مجدد تاكيد كنم كه نوبت زدن همانطور كه پيشتر اشاره كردم به اين صورت بوده كه نوازندگان، سازهاي موسيقي ضربي را در موسيقي نظامي نوبتي مينواختند كه از قرن دوم هجري اين شكل نواختن جريان داشته است. «نوبت» بر وزن شوكت، نقاره را ميگويند كه در اوقات روز و شب نوازندگان آن را مينواختند. اينطور كه ملاح از «برهان قاطع» نقل كرده است، در زمان اسكندر اين «نوبت زدن» سه بار بوده و بعد از آن چهار نوبت و در زمان سلطان سنجر هم به پنج نوبت (نقاره زدن) رسيده است.
به هر صورت، ادوات موسيقي نظامي در ادوار بعد از اسلام، در نوبت زدنها، به نحوي مستمر در پيكارها و تشريفات خاص ملوك و اكابر به صدا درميآمده است و البته اندكاندك دگرگونيهايي شكل گرفته و تاثيراتي هم پذيرفته و بر مجموع آن گهگاهي حتي سازهايي هم افزوده شده است.
در زمان ناصرالدينشاه با پيشنهاد اميركبير به منظور بالا بردن سطح آگاهي و فرهنگ كشور، مدرسه دارالفنون تاسيس شد. اين مدرسه به گونهاي حكم دانشگاه آن روزگار را داشته است كه البته به آن مدرسه شاهي هم ميگفتند. در شعبهاي از دارالفنون، فنون نظامي در رشتههاي پياده، سواره، توپخانه و مهندسي تعليم داده ميشد. چند سال بعد كه ناصرالدين شاه سفري به فرانسه داشت، با موزيك تشريفات مواجه شد و از اين نوع موسيقي خوشش آمد. ناصرالدينشاه از فرانسويها خواست كه فرد صاحب صلاحيتي را معرفي كنند كه به ايران بيايد و شعبه موزيك دارالفنون را تاسيس كند. دولت فرانسه هم در آن زمان، موسيو لومر را به ايران فرستاد.
تاسيس اين شعبه، دگرگونيهايي در شيوه موسيقي نظامي متداول در آن عصر و تغييراتي در اصطلاحات متداول در اين رشته به وجود آورد، لومر در آن زمان شاگرداني را هم تربيت كرد. بهطور كلي، در تاريخچه موسيقي نظامي ميتوان از شاگردان موسيو لومر، به افرادي همچون ناصر همايون، سليمانخان، سالار معزز، (غلامحسين مينباشيان) نام برد كه در زمينه موسيقي نظامي، مارش، سرود و... آثاري را ساختهاند و از خود برجاي گذاشتهاند.
بعدها مرحوم خالقي در كتابهاي هنرستان از آثار درويشخان در زمينه مارش و سرودهاي مختلفي كه ساخته بود، استفاده كرده است. اينجا حيف است كه از سرود بسيار مطرح «اي ايران» ياد نكنم، خالقي خود خالق چنين اثري است كه در زمان حمله متفقين ساخته شد. اثري با كلام دكتر حسين گلگلاب كه در آواز دشتي بود و براي اولينبار با اركستر انجمن موسيقي ملي و با صداي بنان اجرا شد.
حماسه و چهارگاه
در رديف موسيقي ايران، از چهارگاه به عنوان يك دستگاه حماسي معروف ياد ميشود؛ در زمان شاهنامهخواني و آثار رزمي، بهطور معمول از دستگاه چهارگاه استفاده ميشود، چراكه حس و حال اين دستگاه حالت هيجاني و حماسي دارد. اكثر سرودها هم اغلب در دستگاه ماهور، در گام ماژور ساخته شده است؛ اين طور كه گفته ميشود دليلش هم اين است كه اين دستگاه و گام براي گوش غربيها آشناتر است. اما يكي از شاخصههاي سرود «اي ايران»، ساختار ملودي آن است كه در آواز دشتي و از متعلقات دستگاه شور است، آوازي حزنانگيز كه گوشههاي آن از گيلكي و چوپاني و دشتستاني تا ديلمان، همه روايت از دشت و دشتستان دارد. سرودي كه متعلق به چندين نسل است و به جرات ميتوان گفت هيچ سرودي به اين شهرت در رثاي وطن ماندگار نشده است. حالوهواي اين روزهاي وطن ما، ايران، بياختيار هر ايراني وطندوستي را به ياد سرود «اي ايران» مياندازد. اثري كه متعلق به هيچ زماني نيست و در واقع جاودانگي يك اثر هنري به همين محدود نبودن به نسلها و زمانهها گره ميخورد.