براي زادروز ميرعليرضا ميرعلينقي، منتقد موسيقي
خالق روايتهاي زنده از دادههاي خام
سجاد پورقناد
8 ارديبهشت، شصتمين زادروز ميرعليرضا ميرعلينقي، محقق و پژوهشگر حوزه تاريخ موسيقي و منتقد موسيقي ايران است.
او اولين نوشتههاي خود را از اواسط دهه شصت در دومين دهه عمر خود به انتشار رسانده و از همان زمان تا امروز به عنوان يكي از مهمترين و پركارترين فعالان اين عرصه شناخته ميشود.
نزديكترين خاطره نگارنده از توانايي و عمق بينظير دانش ميرعلينقي مربوط به بررسي آثار حسن مشحون در دي ماه سال گذشته است، برنامهاي كه به همت علي صمدپور برگزار شده بود، در اين برنامه ميرعلينقي درباره كسي صحبت كرد كه اطلاعات ناچيزي از او وجود دارد ولي ايشان با اشراف بينظيري كه در اين زمينه داشت، نزديك به يك ساعت درباره مشحون سخنراني بسيار جالبي داشت. تاكيد كنم كه اين سخنراني فقط شامل بيوگرافي مشحون نبود (كه البته دسترسي به همان بيوگرافي هم بسيار مشكل است)، بلكه تركيبي از زندگينامه و تبارشناسي و نقد آثارش بود.
بايد عنوان كنم كه مقالات و نوشتههاي ميرعلينقي بيشمار هستند و تلاشهاي نگارنده به عنوان سردبير مجله گفتوگوي هارمونيك، براي ثبت و بازنشر آثارش هنوز نتوانسته شامل نشر حتي يكسوم مقالات و يادداشتهاي او شود، همچنان اطلاعات نانوشته فراواني در باب تاريخ و چهرههاي موسيقي ايراني نزد ميرعلينقي باقي مانده كه منتشر نشده است.
در كنار دانش گسترده تاريخي، يكي از تواناييهاي ممتاز ميرعلينقي - كه آنچنان در تار و پود نوشتههايش تنيده كه گاه كمتر به آن توجه ميشود - مهارت كمنظير او در توصيف اشخاص و پديدههاست.
اين توصيفها تنها گزارش خصوصيات نيستند، بلكه نوعي «تخيل فعال» (به تعبير محسن قانعبصيري) را در خود دارند كه نوشتههاي او را واجد كيفيتي ادبي و هنري نيز ميكند؛ همان نسبتي كه علي حاتمي ميان تاريخ و هنر در سينما برقرار كرده بود.
لازم است اينجا اشاره كنم كه در حوزه اتنوموزيكولوژي نيز توصيه ميشود، پژوهشگر تنها به ثبت واقعه بسنده نكند، بلكه فضا، احساس و محيط را نيز در گزارش خود منعكس كند. بر همين اساس، دكتر محسن حجاريان بسياري از نوشتههاي ميرعلينقي را در شمار متون اتنوگرافيك دانسته است؛ آثاري كه بيش از يك گزارش يا توصيف ساده، كيفيتي روايي و رمانگونه دارند.
در ارديبهشت ۱۴۰۲، مراسم بزرگداشتي براي او در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد. استقبال گسترده اهل هنر - و بهويژه دوستداران عادي موسيقي -شگفتيبرانگيز بود؛ كمتر كسي انتظار داشت قلم ميرعلينقي چنين نفوذي در ميان عموم علاقهمندان هنر داشته باشد و بتواند چنين جمعيتي را گرد هم آورد. اين رويداد، نويدبخش تغيير و گسترش چشمگير مخاطبان موسيقي ايران بود؛ تغييري كه بيترديد بخش مهمي از آن حاصل تلاشهاي چهار دههاي خود او است.
جايگاه ميرعلينقي يادآور اين حقيقت است كه فرهنگ تنها بر دوش هنرمندان بنا نميشود، بلكه تاريخدانان، پژوهشگران و منتقدان نيز ستونهاي پنهان، ولي حياتي آن هستند.
آنچه از كارنامه ميرعلينقي برميآيد، ضرورت بازخواني و بازانديشي در تاريخ موسيقي ايران است؛ تاريخي كه او آن را از حالت مجموعهاي صرف از دادههاي خام به روايتي زنده، روشن و ملموس بدل كرده است. اين مسير با حضور او روشنتر شده و بر ماست كه از ميراث او پاسداري كنيم.